۱۴ پاسخ

فعلا همینکع شبا با صدای جنگنده بیدار نشیم مهمترین دغدغه اس. تنهاییه اینا رو بیخیال

آخی گناه دارن طفلیا تنهان پرهام هم خیلی میگه بیار چند لارم گریه کرده که همه دوتان من تنهام تو من دوسندارس ک برام بچه نمیاری اولا میگفت آجی اما انقدر دختر عمه و دختر عموش اذیتش کردن (زیر سر ماماناشون)و هی حولش دادن دکش کردن که تو پسری نیا با ما و ... میگه دیگه آجی دوسندارم انقدر که آجیا من اذیت میکنن برام داداش بیار ولی وضعیت کشور و اقتصاد میترسوندم تازه عزیزم توکه تا حالا هم دستت بند بود و ترست بیشتر
من میگم خدا یهویی بده ولی شوهرم خیلی سفت و سخت حواسش هست😅😅

بچها حرف زیاد میزنن تو فکرش نرو.
پسرمنم زیاد می‌گفت دیگه ول شد برم مدرسه دیگه ازاین حرفا نمیزنن چون سرگرم میشن

مشکلش چی بود؟

شرایط جوری شده که همین یه دونه رو سر و سامون بدیم هنر کردیمه
بعدم فکر بارداری و حالت تهوع و زایمان و رفلاکس و کولیک و دندون و واکسن وشب بیداری و ویروس و ...... میکنم میگم تک فرزندی خیلی بهتره کی حوصله داره این همه راهو از اول شروع کنه

تنها نیستی خواهردخترمنم همینه

من خودم دوست نداشتم. تک فرزندی. رو‌مامانای گهواره که از قبل پیامامو میدیدن شاید یادشون باشه چقدر پیام میزاشتم یدونه بارداری پوچ داشتم بعدش تنبلی تخمدان تااینکه خداخواست اصلا نمیدونم چجور باردار شدم بااینکه خونه از خودمون شوهرم کارش ازاده. واقعا بااین گرونی داریم کم میاریم مخصوصا این جنگ شوهرم چند. روز یبار میگه تقصیر تو بود میگفتی بچه میخوام بعد میگه من که اقدام نکردم خدا داد اصلا حالمون معلوم نیست. من فکر میکردم حتما دختره.
سونو گفت پسره. پیش خودم میگم اشتباه کردم اگه از پسشون برنیام اگه خواسته هاشون نتونم مهیا کنم. تربیت. و خیلی چیزای دیگه. حس پشیمونی بهم میده بیشتر هم به خاطر وضع کشور

رایانم همش میگه ی خواهر یا داداش مخصوصا داداش بیار تازه گریه ام میکنه براش و ی حرفایی میزنه که قلب آدم آتیش میگیره ولی چه کنیم واقعا شرایطش نیست داریم کم کم به درجه ای میرسیم خرج همین ۱دونه ام به زور میتونیم بدیم...گناه دارند بچه ها.الان‌اینطوری میگند‌۲روز دیگه خواسته هاشونو‌نتونیم برآورده کنیم‌میگند ما عقل نداشتیم شما‌چرا اوردید وقتی از پس مخارجمون برنمیومدید...ان شالله شرایط اوکی بود بیار اگه نه واقعا اینکه‌سالم باشند ی طرف مخارجشونم راحت نمیشه داد.بزرگتر بشندم‌مثل الان‌نمیشه گولشون زد که‌همسنو‌سالاشونو‌میبینند غصه میخورند مقایسه میکنند بعد باید خیلی بیشتر عذاب وجدان‌بگیریم.

اگه مستاجری اصلا فکرشم نکن

خانمه تو بهزیستی دوتا بچه داشت اولی سالم بود میگفت گفتم بچه بیارم بچم تنها نباشه دومی سی پی شده بود...اصلن با این اوصاع مملکت گرونی مستاحری یه چیزهایی آدم میشنوه تو مدارس ...میگه گاش اصلن بجه نداشتم

دخترمنم همش میگفت آبجی میخوام
شیربهش بدم
ببرم‌حموم
بخوابونمش
باهاش بازی کنم
زدوخداخواسته باردارشدم
الان همش شکمموبوس میکنه
قربون صدقش میره
دستشومیزاره روی شکمم،موقعی که بچه لگدمیزنه
حالانمیدونم دنیابیادحسودی کنه یاهمینجوری دوسش داشته باشه

مشکل دخترتون مگه چیه؟
ارثیه؟
منم همسرم یه بیماری داره که ارثیه خداروشکر پسرم سالمه ولی دیگه گفتم ریسک نکنم بچه بیارم
ولی باز بشدت هوس کردم چندوقته
به خدا گفتم من به قدرت تو بالاتر از هر نیروییه ایمان دارم و اگه روزی تصمیم قطعیمو گرفتم با خیال راحت میرم جلو

شماهم توکل کن به خدا عزیزم
از امام رضا بخواه

من دومی رو بخاطر دخترم اووردم

خیلی راضیم
همبازی خوبی شدن واسه هم

دخترمنم خیلی میگفت داداش میخوام ولی داداش دار که شد حسادت هم میکرد

سوال های مرتبط

مامان xxxxx مامان xxxxx ۶ سالگی
تب فرزند پروری استامینوفن


سلام خانوما امروز میخواستم پسرمو راهی کنم ک با سرویسش بره دم در بودم خانم دوست شوهرم اومد رد بشه اومد بهم گفت قبلا خوب بودی لاغر شدی . گفتم آره یکم وزن کم کردم . بعد میگه نه یکم نیس زیادی کم کردی. (اینو بگم من قبلا وزنم ۱۶۴ بود بهداشت بم گفته ۴ کیلو اضافه کردی الان خوبی ولی مراقب باش وزنت نره بالا. بعد من غذامون کم کردم ک مثلا وزنم ثابت باشه و اضافه نشه ، اینقد استرس اضافه وزنو داشتم ک چاق نشم ، چند کیلو کم کردم) . وقتی ازش نظر نخواستم چ لزومی داره ک بگه من واقعا اینجور آدما رو نمی‌فهمم. درسته خودم میدونم لاغر شدم یکم ولی این تو حرف زدنش اغراق هم میکرد . به نظرتون قصدش ناراحت کردنم بوده . یا همین طوری گفته و قصدی نداشته؟؟ من خودم هیچ وقت راجب به کسی تا ازم نخواد نظر نمیدم . دوس دارم بقیه هم مث خودم رفتار کنن باهام ولی همیشه اینجور آدما پیدا میشن . دست پسرش مشکل داره بخدا یک بار هم نشد بپرسم مشکلش چیه با این که دلم میخواست بدونم ولی نپرسیدم یا اصلا توجه نمیکردم بهش ک ناراحت نشه . بعد این هی میپرسه چرا کم کردی خودت خواستی و فلان؟؟؟؟ شما همچین کسایی برخورد کردین تا حالا؟؟؟ یه حسی بهم میگه میخواسته حالتو بگیره بعد میگم نه شاید از رو دلسوزی گفته؟؟؟؟ میدونم نباید مهم باشه نظرش .ولی خب حرف زدنش یه انرژی منفی میده به آدم



تب فرزند پروری استامینوفن

بچه بروفن فرزند پروری

تب فرزند پروری استامینوفن
مامان شاهزاده محمد مامان شاهزاده محمد ۵ سالگی
سلام خوبین گلا
چ خبرا

ینی این حجم از استرس کمههههه
ک صدهزااااار برابرش رو باید بخاطر خواب مزخررررررررف شوهرم تحمللللللل کنم

لع نت ب اون طرز خوابوندنی ک عادتش دادن
لع نت ب باعث و بانی این مدل خابیدنش

وقتی خواب همه بایدم صم لکم باشن
لال بشن
بمیرن
ک میخاد بخابه

اخهههههههه لعنت نت ب اونی ک اینجور تو رو عادت داد،ب این حجم از سکووووت موقع خابیدن

مگههههه میشه من تکون نخورم
کار نکنم
نفس نکشم
این طفلکی بچه سااااکت باشه ک میخا بخابهههههه

الان بقدر عصبی و پر استرسم ک خدا میدونهههههه

اخه بچه تو این ین رو من چجوری باید ساکت کنم
گاهی بین ۱ تا چنسالت وقتی خیلی خسته س میخابه ،،
مجید تحمل باید داشته باشم
تو اون تایم ما تبابد خرف بزنیم
حرکت اضافه ای داشته باشیم
اجاق نباید روشن کنم چون صدا داره
و......
گاهی ی تایمی میخایه ک اون تایم ما یا کار داریم یا اصلا وقت خواب نیس

از خوااااب شوهرم متنفررررررررررم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

چجوری بقیه ملت و امت سنگین خوابن فقط این و خونواده ش

حالا اون داداششم شانس من ت همین مدل بزرگ شده
امااااا چناااان صبوری ک موقع خابش بچه ها خونه رو بترکونن هیچییییی نمیگه
این عصبی بد اخلاق و.....
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭متنفرمممممم از خوابش😫😫😫😫😫😫😫😫😫😫😫😫😫😫

اگه نمیگفتم درد دل نمیکردم منفجر میشدم 🥺🥲😕😕

مرسی ک هستین