سوال های مرتبط

مامان معجزه(رادین) مامان معجزه(رادین) ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان من

پارت اول #

سلام خانما اومدم تجربه مو بگم شاید به درد کسی بخوره
من توی ۳۸ هفته و یک روز زایمان کردم قصدم طبیعی بود از ۳۶ هفتگی ورزش شروع کردم روی توپ و اسکات زدن و پیاده روی به من گفته بودن طبق سونو بچه ۳ هفته از سن خودش بزرگتر رشدش منم دوست داشتم زودتر دنیا بیاد رفتم پیش پزشکم توی ۳۶ هفته و ۵ روز معاینه تحریکی کرد و همینطور لگن گفت لگنت خوبه برا طبیعی و با معاینه پلاک دهانه رحمم افتاد و ترشحات موکوسی با رگه های خونی پیدا کردم بدون درد همچنان ورزش کردم چون گفته بود کاملا بسته س دهانه رحمت بعد یک هفته توی ۳۷ هفته و ۵ روز بازم رفتم مطب که اونجا دوباره معاینه کرد گفت یک سانتی و دهانه بهتر شده دوباره معاینه تحریکی کرد منم دردهای جزیی توی کمرم داشتم مثل درد پریود از روز سه شنبه ده تیر باز من ترشحات موکوسی پلاکی داشتم و دردام بیشتر میشد . که ورزش رو ادامه دادم و بازم پیاده روی کردم و با دکترم در ارتباط بودم چون با هم رفاقت داشتیم از قدیم میخاستم بیمارستانی زایمان کنم که خودش هست و بیمارستان خصوصی بود بهم نامه زایمان طبیعی داده بود و بدون دلیل مخالف سزارین بود گفت برای من راحت تره اما طبیعی بهتره
مامان پسری🩵 مامان پسری🩵 ۱۵ ماهگی
سلاااام دوستای عزیزم😍بالاخره بعد چند روز درگیری شیرین اومدم تجربه زایمان طبیعیمو بذارم 🫠

من از همون اول دلم میخواست طبیعی زایمان کنم ولی متاسفانه به خاطر استراحت و شیاف میترسیدم سخت بشه برام ، کلی تحقیق کردم درباره هردو نوع زایمان و تجربه دیگرانو خوندم بازم دودل بودم چون کسی نمیتونست تضمین کنه من میتونم زایمان طبیعی خوبی داشته باشم
از ۳۶ هفته شیاف و استراحت قطع شد و تونستم فعالیتم رو شروع کنم، اوایل واقعا سخت بود برام کمردرد و لگن درد میشدم ولی به مرور بهتر شد، منم که انقدرررررر دلتنگ گشت و گذار بودم که به جرعت میتونم بگم یه روزم خونه نموندم😅هر روز بیرون بودم پیاده روی و بازارگردی میکردم🥹 ۳۸ هفته معاینه لگن شدم و دکترم گفت که لگنم عااالیه و دهانه رحمم نرم شده و سر بچه اومده تو لگن😍 منم خوشحاااال با اینکه قبلش تاریخ سزارین گرفته بودم ولی با این حرف مصمم شدم سر زایمان طبیعی، ماما همراه گرفتم و ورزش و پیاده روی و رابطه و شیاف و شربت خاکشیر گلاب عسل همرو استفاده میکردم ، تو ۳۹ هفته ۱ سانت بودم، ۳۹و ۲ روز ۲ سانت و ۳۹ و ۴ روز تقریبا ۳ سانت که بستری شدم همون ۳۹ و ۴ روز
خیلی خیلی میترسیدم چون فقط میخواستم چک بشم چند سانتم ولی دکتر زایشگاه بعد معاینه شدیدی که کرد(دستش خونی شد در صورتی که با هیچ معاینه ای لکه بینی نداشتم)
مامان فاطمه و حسنا مامان فاطمه و حسنا ۴ ماهگی
مامان shahan مامان shahan ۱ ماهگی
هفته ۳۸ معاینه شدم ماما گف لگن خیلی خوبی دارم ولی بچه بالاس پیاده روی رو بیشتر کنم
هفته ۳۹ معاینه تحریکی رفتم ولی گفتن بچه همچنان بالاس و قابل تحریک نیست
۳۹ هفته و ۲ روز دوباره معاینه تحریکی رفتم بازم خبری نبود
دوباره ۳۹ هفته و ۴ روز معاینه🤦🏻‍♀️ اینبار دیگه ماما بهم گف هنوز پایین نیومده اگ بخای تا ۴۱ هفته صبر کنی وزن بچه زیاد میشه
و ممکنه درد طبیعی رو بکشی ولی نهایت سزارین بشی
من که خودم از نظر بدنی خیلی آماده میدیم ناراحت بودم که چرا سزارین شم بعد این همه مدت ورزش و فعالیت (عذر میخوام همیشه نظرم این بود که اونی که سزارین میشه از نظر بدنی یه نقصی داره که نمیتونی طبیعی بیاره) حالا خودم میخاستم سزارین بشم و فکرم خیلی مشغول بود
ماما بهم گفت فردا با دکتر شیفت بیمارستان هماهنگ میکنم اگه نتونی طبیعی بیاری سزارین بشی ولی چون بیمارستان دولتی قراره بری ،روند زایمان طبیعی طی میشه مثل قرص زیر زبونی و فشار و...
منم فردا صبح همه کارای خونه رو انجام دادیم با همسرم راه افتادیم به سمت بیمارستان
با دروغ که بچم تکون نمیخوره هر جور شده بود خودمو بستری کردم 😅
پارت بعدی زایمانم میگم طولانی شد