چقدر نوشتم براتون پاک شد بدترین شب زندگیم بود از ی ساعت بعد خبر ندارع آدم .دخترم گربه دندون گرفت بین این همه بچه تو کوچه دختر من اصن تو کوچه نمیره همیشه با خودم می‌ره ی بار بدون من بود اینم شانس بدش گربه دندون گرفت اندازه دو نقطه خراش شد شوهرم کلی دعوام کرد ک چرا گزاشتی بره کلی بحث کردیم باهم
سه تا واکسن زدن چقدر گریه و جیغ زد شبی هم بخاطر درد گربه هم واکسن چ کار کنم دو بار دیگه باید بزنه تحمل ندارم بخاطر سهل انگاری من ک ولش کردم تو کوچه پنج دقیقه هم نشد دیدم صدای جیغ میاد فکر کردم بچه ها زدنش . هر روز کلی بچه تو کوچه هست هیچکدوم از این اتفاق ها نمی افته دختر من تازه رفته اینجوری شده خانوادم هم فهمیدن کلی نصیحت کردن جلو شوهرم چیزی نگفتن خلاصه اینم امشب من کاش خود آدم چیزیش بشه بچه هیچ وقت چیزیش نشه قلبم درد می کنه من خیلی کم تحملم دلم سفت نیس بخاطر بچه داری و بچه بد آروم و بد قلقم خیلی موهام سفید شده هیچکس باورش نمیشه سفیده فکر کردن رنگه

۴ پاسخ

ولا من ک بچگی عسق گریه بود از مادر تا توله چنگم زدن واکسنم نزدم البته اینم بگم یکم ک ن چه عرض کنم من خیلی هارم پاچه کل دنیا رو میگیرم🤣

گلم خودتو سرزنش نکن،فقط نذار بره کوچه مگراینکه خودتم کنارش باشی،من چندشب پیش سراینکه فکرمیکردم بچه هام سوزن قورت دادن مردمو زنده شدم شوهرمم سرکوفت میزد حواست کجا بود،مردا به جای درک کردن آدم فقط بلدن سرکوفت بزنن

دقیقا منم مثل شما هستم دخترم ویروس گرفت 13روز بیمارستان بستری شد 7کیلو کم کردم بعدش خودم مریض شدم راضی دکتر شدم الان اعصاب و روانم به مشکل خورده خوابم بهم ریخته انقدر تو بیمارستان گریه میکردم هم اتاقیهام به مادرم گفتم دخترتو ببر خود بیا یا پرستار خصوصی بگیرین این اینجا خودش از گریه میمیره

عزیزم کوچه مگه خوبه؟
من اصلا دوس ندارم بره

سوال های مرتبط

مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
فزندپروری#بچه#کودک#استامینوفن#بازی#بچه داری
سلام مادرا دختر من بیشتر از حد و حساب کنجکاوه به همه چی کار داره در طول روز هزار تا سوال می پرسه هی میگه چرا میری دستشویی چرا اینو ب داشتی چرا اونو گذاشتی کی بود زنگ زد کی چی گفت ؟چرا رفتی بیرون چرا اومدی تو 🙄🙄چرا داری غذا درست می کنی چرا داری با تلفن حرف می زنی چرا رفتی حمام 🙄🙄چرا گکش خر درازه دختره ی پیرزن چرا گرامافون می زنه🙄😂یعنی از صبح تا شب مغز منو می خره به هر کی هم می رسه اسمشو می پرسه تو خیابون تو مطب دکتر تو کوچه هر جا هر جا می رسه یا ازشون سوال می پرسه یا میگه چرا اینجوری ان🤦‍♀️🤦‍♀️چند روز پیش یه مرده گردنش رو بسته بود یهو بهش گفت چرا گردنت رو بستی
با خواهرش نشستن تو تاکسی یارو از این مو فرفری ها بود کلی هم‌روغن خالی کرده بود روسرش جفتشون تا نشستن تو ماشین یهو شروع کردن هر هر خندیدن که وای این مرده فر فریه😂🤦‍♀️به خدا شرف منو بردن دیگه به خصوص دلوین دیگه نمی دونم جی کارش کنم کنجکاوی متمایل به فضولی داره خیلی فضوله🥴🥴بچه های شمام اینجوری ان ،،؟؟چی کارش کنم‌من اینو؟🥴
مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
دیروز غروب یک حموم پر چالشی رفتم که تهش هم سرما خوردم و کلا افتادم و همش دراز کشیدم و استراحت میکنم
یکی اینکه دو هفته حموم نرفته بودم و باید کلی اصلاح میکردم و یکی اینکه آب حموم هی سرد و گرم میشد و با یک مکافاتی خودم رو شستم و یکی اینکه سر دوش حموم آشغال گیر کرده بود و می‌خواست بشکنه و میترسیدم یهو بشکنه و بره تو چشمم و باز به شوهرم گفتم و اومد کلا سردوش رو باز کرد و یک دیگه اینکه شوهرم همش می‌گفت زود باش ، یه ربع شد باز دو دقیقه بعد می‌گفت زود باش بیست دقیقه شد و سریع بالاخره شستم و اومدم بیرون و پنجره ها باز بود و سرد هم بود و بعدش بیرون هم رفتیم و از بس شوهرم عجله کرد ،نشد موهام خشک کنم و سرماخوردم گلوم یکم درد می‌کنه و هر از گاهی سرفه هم دارم و تب هم دارم یکم و از اون سمت هم حالت تهوع چند روزه باز شروع شده و نمیتونم چیزی بخورم
بیشتر نگران بچه ی تو شکمم هستم که بخاطر سرفه اذیت میشه و یا نمیتونم زیاد چیزی بخورم
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان شاهزاده محمد مامان شاهزاده محمد ۵ سالگی
سلام خانما
تو رو خدا راهکار دارین بدین

خالم واقعا بده دارم گریه میکنم

پسرم همیشههههه هدا در حال گریه کردن و نق زدن و بهونه گرفتن
.همین الان انگار صدای گریه هاش و بهونه هاش تو مغزم گوشم میپیچهههههه دارم روانی میشم از دستش


دیگه نمیکشم
دست و پام سست سده
.از ده روز گی ب بعد سروع کرد ب گررررررریهههههه
هر دکتری رسید بروم
طب سنتی بردم
هر کی هر چی گفت انجام دادم

مشاور رفتم بارها و بارها
همه میگفتن چیزی نیست
دکترا گفتن حساسی
گفتم مگههههه میشه ی نفر فقط مداااااام گریه کنهههههه

همه احمقا گفتن اره طبیعی

گفتم پس چرا من هیچ کقت ندیدم در این حد باشه
فقط گفتن طبیعی
تو حساسی

تا چهار سالگی ی دکتر باشعور پیدا شد

گفت رفلاکس پنهان داره

خدا شاهده کل این چهار سال شبانه روز گریه کرد جیغ زد بهونه گرفت
و من یر بغلم میگرفتم راه می‌بردم
میخابوندمش
همش در حال نگرانی و غصه ک چرا گریه میکنه همیشه و هر لحظه

خلاصه بعد چهارسالگی متوجه شد و دارو داد

ی مدت بهتر شده بود

اما باز دوباره همون اش و همون کاسه
مداااااام گریه میکنههههههههه
جیغ بهونه

جالبه وفتی کسی میاد خونه مون بدتررررر گریه میکنه
سر هر چیززززززی گریه میکنه

حتی بچه خواهرم ک کوچیکتر
یا پسر دوستمم ک کوچیکتر ،نمیتونه از حقش دفاع کنه
فقط گریههههههه میکنه
چ برسه ب بچه بزرگتر

دیگه روحیم از دست دادم
ضعف گرفتم از دست این صدا


شما فک کن ،هر روز ی صدایی مث مته د دریل رو مخت باشهههههه

مشاور زیاد رفتم
تمام چیزایی ک گفتن قبلش خودم انجام داده بودم، و راه کار جدیدی ندادن
سر هر چیزی گریه میکنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم ،اخه من

اگه راهی دارین بگین لطفا خواهشا
مامان نیک پسر مامان نیک پسر ۶ سالگی
مامانا رفتم پسرمو بزارم پیش باباش درو براش باز نکرد بچم انقد اشک ریخت و ترسید ک خدا میدونه فقط بخاطر اینکه نیم ساعت دیرتر بردمش
منم اوردمش خونه ۴۸ ساعت کامل نگهش داشتم
این عوضی فکر میکرد بچه شب پیش من نمیخابه چون یکساله پیش اونه
الانم زنگ زد ب بچم گفت اگه تا ۵ دیقه دیگ نیای دیگ هیچوقت نیا
بچم خیلی ترسید الهی بمیرم براش
مامانا بنظرتون برم دادگاه بگم این کارارو میکنه بچه رو میترسونه بچه امنیت روانی نداره
میخاد کلا از من جداش کنه بچه رو اذیت میکنه ک من بگم بچه رو اذیت نکن نیارش پیش من...‌
دقیقا داره از بچه سواستفاده میکنه
اخه این کلا دو تا بعداز ظهر بچه رو میاورد پیشم از ساعت ۱ تا ۸
بعد من رفتم دادگاه پرسیدم گفت ۴۸ ساعت کامل حق داری پیشت باشه ، این عوضی ب بچه گفته بود مامانت ازم شکایت کرده میخاد بندازم زندان برو پیش مامان دیگ من نمیام سراغت
خلاصه بچم تب کرد استفراغ کرد کلی😭😭😭از روی ناچاری بهش زنگ زدم گفتم نمیخام ۴۸ ساعت همون دو تا بعدازظهر بیارش فقط انقد اشکشو درنیار چون هر کاری کردم اروم نشد خیلی باباشو دوس داره
این دو روزم ک موند گفت بابارو جریمه کردم ک درو باز نکرد
مامانا چیکار کنم دلم بچمو میخاد😭😭😭😭😭
میترسم یه بلایی سرش بیارن انقد وقتی میاد پیش من اذیتش میکنن
تقصیر خواهر و برادر عوضیشم هس وگرنه این فک نکنم دلش بیاد با بچش این کارو کنه اونا نمیزارنش
چون ی ادمیه ک هیچ اختیاری از خودش نداره فقط ب حرف بقیه گوش میده