تجربه من از بارداری و سزارین پارت دو
دو هفته که گذشت رفتم مطب برای معاینه که دکتر گف وضعیتت فرقی نکرده اورژانسی برو سونو و بعدشم گف باید یه شب بستری شی سولفات بگیری و من باز باچشمای گریون وکلی استرس رفتم بستری شدم خلاصه باهزار زور و زحمت و دعا رسوندم به ۳۶هفته تمام باز رفتم مطب دکتر معاینه کرد گف سر بچه خیلی پایین اومده و دیگ هرلحظه امکان داره دردت بگیره و اگه دردت گرف بیا شهرستان عمل کنم یا اگه میتونن برسوننت تبریز و فاصله شهرستان تا تبریز دو ساعت بود و بازمن کلی استرس گرفتم قراربود ۳۸هفته و ۴روز عمل شم ولی گفتم نمیتونم دیگ خیلی استرس دارم من نمیتونم تا اونجا برسونم دکترم گف باشه نهایتا یه هفته جلو میندازم ۳۷هفته و ۵روز وقت عمل داد و یه هفته مونده بود تا عمل دیگ هرلحظه امکان داشت دردم بگیره و مردم از استرس چون شوهرم تبریز بود نمیدونستم چیکارکنم اگ دردم بگیره دلم میخواست تبریز عمل شم بیمارستان خصوصی ولی میترسیدم دردم بگیره و نرسم تاتبریز خلاصه یک هفته کامل هم بااسترس فراوان گذشت و من دردم نگرف قراربود جمعه عمل شم که ۵شنبه رفتم تبریز خونه خودم که صبح جمعه عمل شم
سزارین بارداری سزارین بارداری

۲ پاسخ

🥲🥲🥲🥲

همین استرسش خیلی بده قشنگ میفهمم
چون منم میخوام سزارین بشم همین که نمیخوایم دردمون بگیره.
الهی که هرکی هرچی میخاد همون بشه
سزارینی ها به موقع
طبیعی ها به موقع
خداروشکر به خیر گذشته برات
چرا اینقد سر بچه بیاد پایین؟استراحت نداشتی قبلش؟

سوال های مرتبط