۸ پاسخ

دقیقا صحبت هاتون درسته به ی چشم بهم زدن بزرگ میشن و خاطراتشون برامون میمونه
منم وقتی زایمان کردم اومدم خونه هنوز دو روز نگذشته بود دلم برای بارداریم تنگ شد بعد سعی کردم کنار بیام الانم دلم برای نوزادی گردو کوچولوم تنگ شده اما تا جایی که میتونم نگاهش میکنم و میخورمش میدونم که این روزا هیچ وقت برنمیگرده پس تا میتونی استفاده کن

سلن ناز😍😍😍😘😘😘

ماشالله بهش

منم دوس دارم کوچولو بمونه

ماشالا ای جانم خدا حفظش کنه عزیزم 😍

ای جانم خدا حفظش کنه🩷

عزیزم خدا حفظش کنه😍🌸💗

ماشالله بهش خیلی نازه😍

سوال های مرتبط

مامان آریا🍓 مامان آریا🍓 ۴ ماهگی
مامان mehrsam🩵 مامان mehrsam🩵 ۹ ماهگی
«مادری» همین‌قدر لطیف و بی‌دفاعه. درد بچه هامون انگار مستقیم میاد می‌شینه وسط قلبمون…
چهار ماهه‌ی دلِ مامان 🤍
امروز چهار ماهه شدی، عشق کوچولوی من…
چهار ماه از روزی که با اولین گریه‌ات، دنیای من رنگ تازه گرفت.
چهار ماه از وقتی که قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه… توی آغوشم.
امروز رفتیم واکسن بزنی.
تو چیزی ازش نمی‌دونستی… با همون چشم‌های معصومت نگام می‌کردی.
وقتی سوزنش خورد و صورت کوچولوت جمع شد،
انگار دنیا روی سرم خراب شد.
گریه‌ات کوتاه بود…
اما برای دلِ من، طولانی‌ترین لحظه‌ی عمرم شد.می‌دونم این دردهای کوچیک،
پله‌های بزرگ شدنته…
می‌دونم باید قوی باشم،
ولی مامان که باشی،
دلت با یه اشک کوچیک، هزار تکه میشه.
امروز فهمیدم عشق یعنی چی؛
یعنی حاضری هزار بار جای بچه‌ات درد بکشی
فقط اشکش رو نبینی.
چهار ماهه شدی عزیزترینم…
با خنده‌هات زندگی می‌کنم
با نفس‌هات آروم می‌گیرم
و با گریه‌هات دلم می‌لرزه.
بزرگ شو…
اما همیشه بدون
یه قلب هست که برای تو می‌تپه
یه آغوش هست که پناهته
و یه مامان هست
که حتی از یه سوزن کوچیک هم بیشتر از تو می‌ترسه🤍