۵ پاسخ

عزیزم کاملا درکت میکنم
چون منم دو تا پسر پشت سر هم دارم
۱۴ ماه تفاوت سنی دارن
الان یکی ۵ سالشه یکی ۶ سالشه
واقعا تو جوونی پیرشدم
دست تنها هم هستم
بچه پشت سر هم یه سری خوبیا داره یه سری بدیا
بهرحال دیگه خواست خدا بوده باید شکرگذار باشيم
این روزا هم میگذره

هر چقدر با خودم کلنجار میرم ولی شبا میخوام از تنهایی گریه کنم کم اوردم بچه هام اصلا با هم نمیسازن همش دعوا دارن دخترم پسرمو خیلی اذیت میکنه میدونم باید شکر گذار باشم سالمن ولی انگار شیطان رفته تو جلدم همش میگم نکنه من از پسش برنیام تا اینجا بزرگ شدن از اینجا ب بعد واقعا خدا کمکم کنه

انشاا... خدا بهت قوت بده عزیزم این دوران گذراست میگذره اروم باش تحمل کن خداروشکر کن سالمن من این مدت ک اسباب جمع میکردم حداقل یبار ب خودزنی میرسید هرروز دوسه بار میزدم زیر گریه از شدت فشاری ک روم بود خدایی سخت گذشت ولی گذشت

سخته .من شهر غریب دور از خانوادم هستم دست تنها شوهرم نیست واقعا ادم کم میاره ولی خدا تو وجودت یه انرژی اضافه میزاره که قوی باشی .و بازم بتونی ادامه بدی

الهی عزیزم درکت میکنم کاملا والا من ک مامانم کمکمه شوهرمم همینجاست بازم کم آوردم چه برسه به شرایطی ک داری ازش حرف میزنی🫠قوی باش این دوران میگذره بعد دلت برا این سنشون تنگ میشه

سوال های مرتبط

مامان لیانا مامان لیانا روزهای ابتدایی تولد
مامان دلیل زندگیم مامان دلیل زندگیم ۶ سالگی
خیلیییییییی خسته ام
فک کنم اینم ی حور بیماری روحی هست
اینقددددددددددد سرپا هستم از ۸ صبح تا ۱۲ شب
خونه مون خیلییییی بزرگه حیاط و بالکن ۱۰ تا فقط پنجره قدی داره هر هفته ی روز از صبح تا شب اختصاص میدم به تمیزکاری اصلی ی قسمت خونه .مثلا شنبه اول هفته شیشه های طبقه بالا هفته بعد اتاق هاااا
بقیه روزا هم کارای روزمره .........
این وسط هفته دو روز هم شرکت کار می کنم
سه روز هفته زبان دارم
کارای دخترم مدرسه پارک خرید ........
رو دقیقه برنامه ریزی دارم
آسایش ندارم یادم نمیاد کی نشینم و ی فیلم رو باخیال راحت نگا کردم وقتی فیلم میده صداش رو زیاد می کنم میشینم به دوخت و دوز تمیزکاری
شبا از پادرد کلافه میشم
دوس ندارم کسی کمکم کنه به دلم نمی شینه
همش میگم وای وقتم تلف نشه
کتاب می خونم با دخترم دوچرخه سواری کتابخونه شهر بازی .....
خلاصه بگم دیگه زیادی خودم رو درگیر وقت مفید کردم
کم آوردم خسته شدم
شما بگید از کجا شروع کنم خودم روش زندگیم رو دوس دارم ولی دیگه خیلییی دارم به بدنم عذاب میدم😫😫😫😫😫
مامان سامیار و رستا مامان سامیار و رستا ۶ سالگی
بارداری زایمان سزارین پوشک شیرخشک ببلاک درد تب
سلام مامانا واقعا به راهنماییتون نیتر دارم نمیتونم چه تصمیمی بگیرم پسرم شدیدا عصبی منو میزنه چاقو برمی‌داره رفتیم مشاور گفت تو براش وقت بزار بازی کن و .... حالا رفته شهرستان پیش مادرشوهرم میگه اینجا اینقد خوبه میره با بچه ها بازی بیرونه همش خیلی روحیش خوب شده سر ساعت میخابه بعد شوهرم اونجا ی خونه طبقه بالا پدرشوهرم داریم میگه بیا بریم شهرستان هم هواش خوبه هم خرجشون کمتره هم کرایه خونه نمیخاییم بدیم هم بچه اونجا روحیش بهتره کمتر اذیتت میکنه و کارش فعلا خرید فروش ماشینه گفت همونجا ی بنگاه میزنم یا میرم شهر خرید و فروش میکنم نیم ساعت راهه حالا موندم چه غلطی بکنم برم نرم بالاخره مث تو شهر نیس که شهرستانه و طبقه پایین مادرشوهرم. و پایین خونمون هم مغازه پدرشوهرم کار میکنه دیگه ۲۴ ساعت پایینه واقعا بخدا نمیدونم چیکار کنم باید از این خونه پاشیم کرایه ها خیلی بالاس شما باشید چیکار میکنید