۱۰ پاسخ

من از روز اول همه کاراشو جز حموم کردنش خودم انجام دادم با اونکه هم مامانم هم مادر شوهرم پیشم بودن

من الان که بچه دوممه به نظرم سخت تره ، چون باید به بچه اولی هم برسی

تا چله سخته
بعدش هم‌بچه عادت کرده به محیط بیرون
هم خودت مسلط شدی

من بدتر از تو بودم. هرروز صبح پامیشدم سریع میرفتم خونه مامانم افسرده شده بودم فکر مییکردم هیچوقت از پسش برنمیام از بچه میترسیدم همش میگفتم نکنه بلایی سرش بیاد من نتونم کاریش کنم😕ولی بعد یه ماهگی دیگه عادت میکنی به همه چیش..هم کارای خونت میکنی هم بچه داری میکنی تازه خندتم میگیره به الانت میگی چقد همه چیو بزرگ کرده بودم برای خودم. البته اوایل یخرده بخاطر بی خوابی و اذییتا و بی تجربگی ها همه چچی سخته تا قلق کار دستت بیاد

هیچ وقت عادی نمیشه هرجور یه داستان جدیده
ولی از یه ماه یا چهل روز به بعدش انگار یه انرژی خاصی میگیری و خسته نمیشی ازش😅

هیچی دیکه مثل قبل نمیشه ولی خب از ی تایمی به بعد انگار ی نیروی جدید میگیری خدا بهت قوتی میده که میتونی به همه کارات برسی و بعد به خودت میگی عه من یعنی من همون ادم قبلم 😅😅

از ۱ ماه ب بعد دیگه راحت تر میشه برات

بچم ۲۷ روزشه
از دیروز انگار خدا جونی بهم داده یکم به خونه زندگیم و بچه اولم برسم .
نگران نباش عادی میشه
من روزای اول انگار دنیا برام تموم شده بود

حقیقتش عادی نمیشه،ولی از نزدیکای یکماهگی ماهر میشی دیگه

فک کنم ۲۰ ۲۵ روز به بعد

سوال های مرتبط