۲۸ پاسخ

به هیچ کس اعتماد نکن عزیزم حالا ی بار اشکال نداره ولی دیگه نذاربره

اگه اعتماد دازی بزار بره

خیلی دلم براشون سوخت ولی خب من نمیزارم اتفاق یلظه اس

اشکال نداره ولی خودتم برو بشین

ن بابا هیچی نمیشه ..گناه دارن بزا یکم بازی کنن باهاش..اگ ناراحت میشی بعضی وقتا با خودت ببر بگو اومدم یکم بشینم

بگو همسرم اجازه نمیده بچه رو تنهایی جایی بفرستم خیلی حساسه روش

منم مثل تو حساسم دلم نمیخواد اصلا جایی تنها بره و از جلو چشمم دور باشه

فیلم هندی کردین ادم میترسه بابا ولش کنید عه

دیگه نزار بره یا خودتم باهاش برو دوره زمونه خراب شده نمیخام بترسونمت ولی از همین پیرها بیشتر باید ترسید اکثرشون پدوفیل هستن

درخواست میدی عزیزم من پرم

تنهایی نفرس

خودتم برو

دقیقا

اصلا اعتماد نکن هرگزززززز حتی چند دیقه هم نزار برع.

تنهاااااا نزار
بگو خودم میام یا تو محوطه باشن باهاش
خواهش میکنم تنها نزار

نه خطرناکه

همراش برو
نزار تنها برع

اومد حتمن ازش بپرس چیکار کردین چی خوردی میتونی حرف بزن قشنگ یا ن

از نظر من بله اشکال داره و من نمیزارم هیچ‌وقت دخترم بره چه دختر چه پسر فرقی نداره بگو همسرم حساسه دعوا میکنه برو بچه رو بیار

من به هیچکس اعتماد ندارم ،انقد جامعه بد شده ،حتی به نزدیک ترین های خودتم سخت میشه اعتماد کرد
خیلی مراقب باش
باهاش برو حتما

خودتم برو کلا بچه رو حتی با بستگان درجه یکم تنها نزار

خودتم برو تنها نره

عزیزم تو این دوره زمونه به کسای هم که میشناسی نمیشه اعتماد کرد چه برسه همسایه دیگه هیچ وقت نزار بره

بنظرم نگران نباش فقط خودتم باهاش برو
من دوستم خونش روبروی خونه مامانمه ولی چون بچه مچه زیاد هست میترسم بزننش یا چی نمیزارم تنها ببرنش ولی هروقت بخاد خودمم میرم

من انقد فیلمای ترسناک از این زوج های پیر دیدم ها دیگه به مسن ها هیچ اعتمادی ندارم

خودتم باهاش برو بگو شوهرم دوس نداره تنها بره جایی

والا ی چیزایی میشنونم شاخ در میارم هر موقع رف خدتم باهاش برو

دگ نزار ببرن ادم باطن مردمو نمیشناسه ک بگو خودمم میام باهاش😁

سوال های مرتبط

مامان Nelin مامان Nelin ۳ سالگی
مادرا دیشب رفتم سوپری نلینم باهام بود یه خانم یه عروسک دلد نلین گفت تولد انام رضاس از طرف اقاس یه دخترخانمت ما به تموم بچه ها یه عروسک کادو میدیم این خیلی نگاه میکرد نلین ازش خوشش اومد منم ترسیدم سریع عروسک از دست نلین گرفتم و گذاشتم نایلون اخه ادم میترسه اعتماد کنه خلاصه خانم دنبالم اومد گفت میشه شما بچه کوچیک دارین کمک کنید بگین چی برا بجه ها بخریم گفتم من محسولات ماجان میخرم اخه سوپری چی داره چندتا غللت صبحانه برداشت گفت جطورن اینا بهش گفتم کدوم یرا چند ساله بعد گفت دلم میخاد دخترت بغل میکنم میشه منم گفتم زشت نلین دادم بغلش کرد ازبس دوسشداشت دوباره یه عروسک دیگه براش خرید دوتا غلات صبخانه بهش داد گفتم نه همون یکی کافیه خانم زور زور بردار گفتم باش برمیدارم وری یکیش میدم یه بچه دیگه تو ساختمونمون هستن بعد خانم گفت خب اینجوره همشا بردار پخش کن بین بچه ها گفتم اخه من این همه بچه نمیشناسم نهایتن دوتا سه تا بچه داریم گفت طوری نیست به هرکدوم دوتا بده کادو اقاس هیچی دیگه من اوردم و دادم بجه ها یه حسی بودا خانم میگفت خدا خواست شما واسته باشین بدین بچه ها ولی اونجا شوهرم خندش گرفت گفت اینقدر اصرار میکرد توام چسی میومدی نمیخام خخخخخخ ولی خیلی خوب بود یه حس خوبی بود از طرف امام رضا کادو دادن دخترم 🤩🥰😍