۷ پاسخ

این کاملا عادی .
همه بچه‌های سالم همینن.گاهی .احساس غریبگی گاهی احساس هیجان گاهی کنجکاوی.
عادی

پسر منم تابیدارمیشه دوباره زود خوابش میادنمیدونم چرا

منم دخترم بریم مهمونی یا روضه یا حرم یکجا بند نمیشه ولی خوب نمیشه که بچه رو جایی نبرد بلاخره باید محیط ها ببریش و اینکه دخترم تو مجالس روضه و اینا اصلا گریه نمیکنه یا بهونه بگیره انگار یه آرامش خاصی داره برای همین منم بیشتر میبرمش

هر بچه ای ی جوره

بچه که تو این سن ساکت یجا نمیشینه
من مهمونی میرم جمعه ها خونه باغ میرم
دهه محرمم کامل عزاداری رفتم روضه و مسجد
پسر من شیطونه اهل نشستن نیست فقط میخاد بره ولی اذیت کسی نمیکرد

همه عاشقش شده بودن😂
خودمم فقط مراقب بودم سمت در پله چای چیزهای خطرناک نره وگرنه آزادش میذاشتم

بقیشم که شیرمیخورد میخابید یکسره بیدار نبود که

من پسرم با همه خوبه یعنی احساس ترس نداره ولی همبنجو شیطوووونه

مهمونی خیلی میرم اهل تزیه و هییت و محرم مسجد و اینا نیستم

سوال های مرتبط