۴ پاسخ

واااای معلومه دوباره هوس بچه کردی ک یادت رفته ....من یادمه نصفه شب به خودم داشتم میپیچیدم از درد هی حوله دااااااااغ میکردم میزاشتم رو کمرم اما درد ولم نمی‌کرد خداااااااایا چه دردی بود دیگه آخری گلاب به روتون بالا آوردم نتونستم تحمل کنم ب شوهرم گفتم منو ببر بیمارستان ک نمیتونم تحمل کنم منو بردن سریع بستری کردن میگفتن این دیگه الان زایمان می‌کنه ..رفته بودم خداروشکر هشت سانت باز شده بودم دیگه ماما سریع کیسه آب و پاره کرد ولی هرچی زور میزدم مگه بچه میومد خیلییی ترسیدم آخر دیگه پاره ام کرد بچه رو گرفتن ...وااااای اولش ک تعریف میکنم تنم می‌لرزه اما الان که به بچه رسید انگار قند تو دلم اب کردن هیییی خداروشکر بچه ام سالم به دنیا اومد ولی از طبیعی میترسم دیگه

من قشنگ یادمه چقدرسخت بود بعد ۶سانت نتونستم تحمل کنم امپول بیحسی زدم
مگه بهت بخیه نزدن؟ واسه منکه همونطوره

وا مگه میشه یادت نباشه ک چجوری زایمان کردی
سزارین ک نبودی ک بهوش باشی

دکه یک بچه از اونجا اومده دگه معلوم‌واژن یکم باز میشه

من هنوز بعدسه سالو۶ماه. هنوز توذهنم مونده هیچ وقت فراموشش نمیکنم😂😂😂😂

سوال های مرتبط