۱۳ پاسخ

من همه عکس ها
۳ تا عکس جشن سوپرایزی مختلف.همه رو داخل تلگرام برای خودم سیو کردم.تو گالری گوشیم نیستا.ی جای امن و خصوصی فقط برای خودم‌.گاهی نگاهشون میکنم.

من همه عکس و فیلماشو دارم دلم نمیاد پاکشون کنم میگم اون منو مامان کرد پس بذار باشن،ولی نگاه نمیکنم همه لباساشو شیشه شیر و پستونکشو کلا جمع کردم گذاشتم کمد دیواری که نبینم🥹

منم پاک کردم تمام گالریمو سیو مسیج اینستامو پیجی ک واسش زده بودم تمام نوشته هایی ک واسش نوشته بودم چون میدیدم ازارم میداد، هر چی جلو چشمت نباشه کمتر اذیت میشی فقط هزاربار به شوهرم گفتم تو نذاشتی بچمو ببینم بردی خاکش کردی من ندیدمش اول اصلا نمیخواست من بدونم بچه رو بهش دادن یه بار رو تخت بیمارستان افتاده بودم گفتم هبچوقت نمیبخشمت با اینکه رو عملم بود منو گذاشت رفت بچه رو گرفت خودش برد خاک کرد خیلی داغون شد ولی الان حداقل یه قبر دارم برم بالا سرش براش گریه کنم واسه دختری ک تا ابد حسرت بغل کردنش رو دلم موند

شاید بهترین کارو کردی
ولی درکل نمیشه فراموششون کرد ، تو ذهن و قلب آدم وجود دارن هرچقدم خودمونو ب بیخیالی بزنیم..

من تو یه پوشه گالریمن..
لباس و وسایلشونم تو بالای کمددیواری گذاشتم ولی هرجا دلم بگیره اونارو میارم پایین بغل میکنم :))) یدورم برا اونا گریه میکنم ‌‌..

منم باخداعهدبسته بودم اگه دوباره حامله بشم پاکشون میکنم حامله شدم وپاک کردم ولی اینم نموندبرام الانم خیلی ناراحتم که پاک کردم کلی موقع سونوگرافی فیلم گرفته بودم

منم همه چیو پاک کردم 💔

اشکال نداره عزیزم ،تو‌بارداری بعدی یه عالمه عکس بگیر که خاطره های خوبو همراهت داشته باشی ،اون دیگه گذشت مطمئن باش اگه نگه میداشتی هم اونقدر برات لذت بخش نبود،کلا بارداری بعدیت همه ی خاطره ها رو پاک میکنه

عزیزدلم‌ اگه نگه میداشتی بیشتر اذیت میشدی هی میخواستی نگاه کنی هی غصه بخوری . انشالله بارداری بعدیت کلی عکس و فیلم بگیری در اینده با دختر یا پسر قشنگت نگاه کنید

من چی بگم که به دنیا آوردم و عکسای قشنگشو پاک کردم😭😭😭کاش آدمیزاد حکمت بعضی چیزا رو میفهمید

من نگهشون داشتم ، الان خیلی سخته واسم که برم نگاهشون کنما اما اگر پاکش کنم نابود میشم

چند هفته ای الان ؟

عزیزدلم💔

سوال های مرتبط

نازنین (🌱نهال🕊️) نازنین (🌱نهال🕊️) قصد بارداری
میگم یه موضوعی خیلی برام عجیبه و اذیتم میکنه؛ من فکر نمیکردم الان بعد این اتفاق و اون سختی ها حتی فکر کنم به بچه و باردار شدن مجدد؛ منظورم همین الان نیست یعنی انگار منتظرم هروقت دکتر بگه منم باید تصمیم بگیرم؛ اصلا نمیدونم این احساسات چرا انقدر برام پررنگه و همش بهش فکر میکنم و در عین حال فکر میکنم اشتباهه و غیرمنطقیه؛ چون میگم نکنه بخاطر اون خلاء که ایجاد شده من همش میخوام که اون و پر کنم سریع و حس واقعی نباشه ؛حس بیتابی و بی قراری؛ نمیدونم شاید خیلی ها مثل من باشن ولی اصلا نمبدونم چرا میترسم حتی از این خواسته ام؛
شاید چون تمام برنامه ریزی که داشتم نشده و شاید اطرافیانم که بچه دارن خیلی باعث میشه؛ ولی من بازم میخوتم اینسری خدا خودش برام زمانش تعیین کنه من واقعا دیگه حس عذاب وجدان دارم نسبت به خواسته هام و میترسم چیزی بخوام همش میکم نکنه باز خواسته زیادی باشه و تصمیم اشتباه
شماها بعد چند وقت مجددا به افدام دوم فکر کردید و باردار شدید؟
نمیدونم چرا نکنه نسبت به این مسئله حریص شده باشم و احساساتم درست نباشه ؛ واقعا نمیخوام ناخودآگاه این حس تو من ابجاد بشه