۵ پاسخ

تو روز بیشتر باهاش وقت بذار
تو فعالیت‌های بچه مشارکت داسته باشه همه کارها رو دونفری انجام بدین
اون حسادت میکنه
الآن نوزادت چیزی یادش نمیمونه ولی دخترت تمام این لحظات یادش میمونه
اگه میتونی هم با یه مشاور کودک صحبت کن

همه این رفتار ها طبیعیه چون حسادت می‌کنه پسر من پنج سال ونیمشه از وقتی دخترم دنیا اومده بداخلاق و عصبی شده حرف گوش نمیده لجبازی می‌کنه تا یه چیزی بگم فوری قهر می‌کنه و گریه می‌کنه شبا به زور می‌خوابه منم بعضی وقتها واقعا کم میارم و نمی‌دونم چجوری رفتار کنم

عزیزم میخواد توجهتونو جلب کنه اما یاد نداره میزنه به در لجبازی
باید بیشتر باهاش تایم بگذرونین.
هرکار می‌کنین اول برایی اون تایم بزارین بعد بچه دومتون

حسادت میکنه بفرستش مهد شاید یکم از خشونتش کم شد

شاید حسادت میکنه نمیتونه ببینه یکی دیگه هم پدر و مادرشو داشته باشه چون شما هرکاری کنین به دختر سه ماهت باید بیشتر توجه کنی

سوال های مرتبط

مامان محمد مصطفی🐣 مامان محمد مصطفی🐣 ۱۲ ماهگی
سلام صبح بخیر
یه سوال میخواستم ببینم همسرای شماهم به بچتون خیلی حساسه؟؟؟
این موضوع داره اذیتم میکنه .
شوهرم خیلی به بچه حساسه
من ناخن پسرم همیشه میگیرم ولی خب پیش میاد با همون یکم ناخن تو خواب صورتش چنگ میگیره یعنی شوهرم خودش میکشه که چرا حواست نیست، وقت نمیزاری ،چرا این بچه صورتش اینجوری، حالا بخدا اندازه نخود یه خط کوچیک رو اینجوری میکنه .
با بغلش میکنم همش تذکر میده که بد بغل کردی اینجوری باید بغل کنی .
اصلااااا اجازه نمیده تنها با خودم خونه کسی ببرم .
یکی بغلش میکنه سریع تو‌جمع میگه خانوم بچه خوابش میاد بیا لطفا بخوابونش دیگه طرف خودش متوجه میشه
چون اون زمان پسر اندازه نعلبکی چشاش بازه
فکر کن طرف ۵ شکم زاییده بعد میگه اون بلد نیست بچه بغل کنه .
اصلا کلافم بخدا من اینجوری نیستم مادر شوهرم از راه دور برا زایمانم اومده بود من میگفتم این بنده خدا دیر به دیر بچه رو میبینه اجازه بدم یه دل سیر نوش بغلش باشه
بهم میگفت اجازه میدی حموم کنم گفتم بله چرا که بعد شوهرم‌میگه نه خطرنامه نمیتونی
من بهش گفتم مادرت ۲ تا بچه داشته ها میگه یادش رفته الان بلد نیست
میرفت حموم میگفت آب داغ نباشه ،
بچه نیوفته ،تو گوشش آب نره....
یا مادرشوهرم بغلش میکرد بهش شیر بده شوهرم غررررر افتضااااااح که خودت بچه رو بگیر شیر بده
چیکار کنم این حساسیت کم بشه
خیلی اذیت میشم اصلا برا بچه کاری میخوام بکنم استرس میگیرم
اجازه نمیده هیشکی بیاد خونمون جز مادر ،پدرا