۹ پاسخ

الهی بگردم درد زایمان وکلیه باهم

سوم شعبان چجوری بیمارستانیع توروخدا جواب میدی واینکه هزینه چقد شد من میخام انشالله اونجا زایمان کنم

آخی عزیزم چقدر درد کشیدی

بقیه شو هم بگذار عزیزم

وای خاک برسرشون حالا چرا سزارین نمیکردن .؟
همراهت کی بود میبایست دادو بیداد کنیدد

ادامه اش

اخ اخ چه دردی کشیدی 😓

کدوم بیمارستان؟

چقدر دردناک

سوال های مرتبط

مامان جایزه م پارسا مامان جایزه م پارسا روزهای ابتدایی تولد
شماره ۱
طبق آخرین سونوگرافی صدک بچه بجای افزایش کاهش داشت دکتر گفت بیا معاینه کنم ۲۳ تیر رفتم معاینه ۲ سانت بودم و nst افتضاح ضربان قلب خیلی بد
دکتر گفت سریع برو سونوگرافی فیزیکال متوجه شدیم ضربان قلب کمتر شده ولی هست بچه سالمه و تنفس از نصف هم کمتره
دکتر نامه اورژانسی داد و ماما همراه هماهنگ کرد برو سریع ورزش بده تا بیام آمپول فشارم بزنید
به محض رسیدن ماما بخش معاینه کرد بعد لباس بیمارستان تنم کردن رفتیم برای nst که حدود ۲ ساعت شد هیچ کدوم ضربان قلب خوب نبود بچه تکون می‌خورد تعداد انقباضات خیلی زیاد بود اصلا امکان ورزش نداشتم ماما همراه به متخصص زنان بیمارستان گفت سریع بیا این خیلی درداش عجیبه اونم اومد معاینه هنوز ۲ سانت بودم ولی گفت ۲ سانت فوق العاده نرم ولی نمیدونم چرا از صبح درد داره و ۲ سانته و قلب بچه منظم نیست دوباره nst رو ادامه بدین و آمپول فشار از اولم یه سرم بهم زدن که دردام خیلی زیاد شد یهویی درد کلیه سمت چپ گرفتم دکتر گفت اشتباه میکنی انقباضه گفتم نه مطمئنم شما یکم زدین سنگم شروع کرده به حرکت ....
ساعت اولین معاینه ۱۰:۳۰
سونوگرافی ۱۴
بستری ۱۶:۲۰
مامان پناه🩷 مامان پناه🩷 ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من ۴۰هفته رفتم مطب ماما ساعت ۱۰معاینه تحریکی شدم تا دو ساعت روی توپ ورزش کردم ساعت ۱ظهر دردام شروع شد تو خونه هر ۷دقیقه ای می‌گرفت ۳۰ثانیه انقباض داشتم باز ول می‌کرد ولی دردش زیاد بود از دل و کمر می‌گرفت و شکم سفت میشد درست مثله درد شدید پریود...همینجوری درد ادامه داشت تا ساعت ۵ رفتم مطب ماما معاینه کرد توی ۳سانت بودم ورزش روی توپ کردم تا ۸.۳۰ ولی بازم همون ۳سانت بودم دیگه گفت برو خونه زیر دوش کمرتو قر بده وقتی انقباض گرفت سجده شو رو کمرت آب گرم بریزن ...ی ساعت اینکارو کردم دیگه دردم خیلی شدید شده بود ساعت ۱۰رفتیم بیمارستان معاینه کرد همون ۳سانت بودم 🥲نوار قلب گرفتن انقباض نشون میداد گفت برو بیرون نیم ساعت راه برو دوباره بیا تا معاینه کنم بعد نیم ساعت معاینه کرد ۳سانتونیم شده بود دیگه زنگ زدن به ماما همراهم اونم تا نیم ساعت بعدش اومد دیگه شروع کردیم بع ورزش کردن روی توپ .توی حموم آب داغ به بدنم ریخت .نقاط فشاری .ماساژ نوک سینه ورزش های دیگه و...ولی هر چقدر معاینه میکردن ۴.بالاتر نمی‌رفتم دیگه شده بود ساعت ۴صبح نوار قلب بچه خراب شد احتمال مدفوع کردن نوزاد میدادن کیسه ابو ترکوندن ولی خداروشکر خوب بود ...
مامان جانا خانوم🐥🤰🏻 مامان جانا خانوم🐥🤰🏻 ۶ ماهگی
شرح زایمان ۳
شوهرم کارای پذیرش ک انجام داد با کیف بیمارستان اومد بالا و بهش گفتم بره خونه‌ ساندویچ الویه برام‌بیاره
۲۰ دقیقه ورزش میکردم یه ساعت روی تخت استراحت میکردم
انقباضم هم هر ۵دقیقه ۳۰ ثانیه انقباض داشتم
تا ساعت ۷صبح همین طور درد هارو با دم‌و بازدم تحمل میکردم
ساعت ۷ صبح ماما معاینه م کرد گفت دو سانت شدم
تصور خودم این بود با ورزش هایی که انجام میدم بیشتر شده باشه
ماما به دکترم زنگ زد و دکتر گفت بهم امپول فشار تزریق کنن سرم و بهم وصل کردن
ازشون پرسیدم امپول اپیدورال از چند سانت میشه استفاده کرد گفت ۶سانت رسیدی میتونی اپیدورال بزنی
شیفت ماما ها عوض شده بود
ساعت ۸و‌نیم صبح از ماما شیفت جدید خواستم معاینه کنه چون دردم‌بیشتر شده بود
معاینه کرد اما خیلی دردناک تر از معاینه های قبل بود
ماما گفت همون دو سانتی
ناراحت شدم با این همه درد شدید چرا پیشرفتی نکردم
همون لحظه دکتر اومد خیلی خوش برخورد بود
معاینه م‌کرد از ماما که کنارش بود پرسید تو چند سانت فهمیدی ماما گفت دو سانت
دکتر گفت ۴سانته دهانه رحم هم خوبه نرمه
با این حرف دکتر انگار دنیا رو بهم‌دادن خوشحال شدم
انگیزه م‌بیشتر شد
دردا بیشتر و بیشتر میشد یکی یکی با تنفس و ناله رد میکردم
تا ساعت ۹و نیم که دیدم دردا خیلی خیلی شدیده
به همون ماما گفتم ببین دردام بیشتر شده
تحملش سخت شد
...
مامان هانا خانم مامان هانا خانم ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان ۱
هفته ۳۸ و ۵ روز رفتم برای معاینه دکتر گفت اصلا سر بچه تو لگن نیومده و هنوز بالاس منم با کلی استرس ورزش و پیاده روی رو زیاد تر کردم
دو شب بعدش یه شیاف گل مغربی گذاشتم خوابیدم نصف شب یه سر رفتم دستشویی اومدم دیدم یکم دلم درد می‌کنه، ساعت شیش صبح دوباره پاشدم برم دستشویی دیدم یکم شلوارم خیس شد تو دسوییی همینجور آب ازم اومد پایین و لکه خون اومد
رفتم حموم آماده شدم رفتم سمت بیمارستان
منو بستری کردن دکتر ساعت هشت اومد بالا سرم معاینه کرد گفت یک سانت بازی ولی انقباضات خیلی خوب داره پیش می‌ره همینجور فعلا ادامه می‌دیم
گذشت تا ساعت ۱۲ دیدم دل دردام داره بیشتر میشه ولی قابل تحمل بود دکتر گفت یکم دیگ میام معاینه کنم ببینم چقدر باز شدی یک ساعت گذشت دیدم خبری از دکتر نشد، ماما اومد معاینه کنه گفتن دکتر گفته خودم میام گفت مادر دکتر فوت شده ول کرد رفت ، اونجا بود که استرس به دردممم اضافه شد ، ساعت دو بود ک باز معاینه کردن گفت ۴ سانت باز شدی نگران نباش دکتر انکال میاد بالا سرت
منم دردام داشت بیشتر و بیشتر میشد
زنک به دکتر انکال زدن گفت براش آمپول فشار بزنید که زودتر انجام بشه
از یه جایی به بعد دیگ نفهمیدم کجام و چیکار میکنم فقط خواهش و التماس که مسکن بزنید من آروم بشم
ماما معاینه کرد گفت هشت سانت باز شدی خیلی خوبه یکم دیگ تحمل کنی بچه به دنیا میاد
زنک به دکتر زدن دکتر گفت باید بیام معاینه کنم
اومد معاینه کرد گفت موقعیت حنین بده باید فوری ببرین اتاق عمل اورژانسی سزارین بشه
اونجا بود که کلی گریه کردم و گفتم من این همه درد کشیدم که الان سزارین بشم
اینقدر جیغ زدم که نفهمیدم چ جوری تا اتاق عمل منو بردن
آمپول بی حسی رو زدن به کمرم دیک اونجا بود که هیچ دردی نفهمیدم
مامان هانا🩷و ماهان💙 مامان هانا🩷و ماهان💙 ۶ ماهگی
پارت ۲ تجربه زایمان
بیمارستان که رفتم چون از وقتمم گذشته بود سریع بستریم کردن. معاینه شدم ۲ و نیم سانت بودم. ماما معاینه تحریکی انجام داد که زودتر پیشرفت کنم. دردام یکم بیشتر شد. ان اس تی گرفتن و فرستادنم اتاق زایمان و زنگ زدم به ماما همراهم اونم گفت سریع میام. با اینکه فکر میکردم ۴ سانت میاد ولی همون موقع اومد‌.
ماما همراهم اومد برام کیسه اب گرم اورد میذاشت رو شکم و کمرم
خرما میداد بهم. ورزش بهم میگف انجام بدم. نقاط فشاری رو برام انجام میداد و ...
اومدن معاینه کردن و گفتن ۳ سانتم کیسه ابمو پاره کردن و شدم ۴ سانت. دردام خیلی زیاد شد اسکات میزدم ولی به سختی. بعد حالت سجده میرفتم خیلی زیر شکمم درد میکرد. دکتر اومد گفت اگه بی حسی میخای الان میزنیم اول گفتم نه بعد دیدم دردا زیادن گفتم بی حسی اسپاینال میخوام. چون ماما همراهم گفت اسپاینال بهتره.
دکتر بیهوشی اومد سریع. من همش میترسیدم دردش زیاد باشه یا موقع زدنش تکون بخورم ولی اصلا هیچی نفهمیدم. بعد اینکه بی حسی زد پرستار گفت سریع به کمر بخواب اثر کنه. منم دراز کشیدم و حس گرما داشتم پاهام سوزن سوزن میشد
مامان حانیه و علی مامان حانیه و علی ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی

سلام مامانا. من ۶/۵/۴زایمان کردم.
۳۹هفته و ۶روز و چون دردای خودم شروع نشد روز قبلش دکتر معاینه تحریکی کرد. یکم درد داشتم ولی هر چی به شب نزدیک میشد دردا کم میشد.
دیگه صبح ساعت نه و نیم بستری شدم و با آمپول فشار دردا شروع شد.
من زایمان دوم بود اولی هفت ساعت درد کشیدم تا بدنیا اومد ولی سر پسرم نه و نیم که سرم رو وصل کردن یواش یواش دردا شروع شد. ولی تقریبا همون ساعت اول کیسه آبم پاره شد. روند دردا خیلی خوب بود و چندتا آمپول زدن که متفاوت از زایمان اولم بود. خلاثه در کمال تعجب نزدیک دوازده دیدم احساس دفع دارم و ماما گفت که بچه داره میاد و دکترم رو صدا کرد.

برام جالب بود چون دردا نسبت به زایمان اولم بهتر بود و تا لحظه زایمان تایم بدون درد هم داشتم ولی زایمان اولم دیگه اون آخرا همش درد بود.
خلاصه روند دردا ها خوب و قابل تحمل بود و سعی کردم ورزش هم انجام بدم. ولی خوب چون سر بچه یکم بزرگ بود اون لحظه تولد خیلی سختم شد و خدا روشکر بچه سالم بدنیا اومد.
ان شاالله همگی به سلامتی زایمان کنید.
مامان لوتوس مامان لوتوس ۱۳ ماهگی
سلام خاله ها.
سه شنبه نوبت دکتر داشتم به دکترم گفتم حرکتاش خیلی کم شده گفت برو nst.
ساعت ۷ شب تا ۱۲ شب هزارتا چیز خوردم ۴ بار nst گرفتن هی برا دکترم فرستادن
ولی راضی نبود دکترم.ضربان قلبش خیلی بالا و پایین میشد شدید.دیگه دستور داد بستریم کنن واسه زایمان.۱۲ونیم بستری شدم شوهرمم اومد پیشم ولی بیشترشو دستگاه وصل بود فقط کلا دوبار به مدت ۱۰ دقیقه راه رفتم.موقع بستری یه معاینه تحریکی کرد ولی خیلی درد نداشت.ساعت ۳ قرص دادن بهم یکم بعد رفتم دستشوی لکه دیدم اومد آمپول زد ساعت ۳ونیم کیسه آبمو پاره کرد ۳ سانت شده بودم دیگه همون لحظه دردام شروع شد وحشتناک و یهو.با تنفس با کمک شوهرم کنترل میکردم ولی سخت بود برام.اومد معاینه کرد ۴ سانت شدم نیم ساعت بعدش.اپیدورال گرفتم ساعت ۵.تا دکتر اپیدورال رفت دردام قط شد کامل ماما همراهمم اومد بهش گفتم برم دسشوی مدفوع دارم سریع به پریتار گفت چک کن فک کنم داره زایمان میکنه.چک کردن دیدن بله یهو فول شدم..درد نداشتم دیگه ولی حس دفع وحشتناکی بود زنگ زدن دکترم ساعت ۵ونیم که خودتو برسون.با تنفس کمکم کردن که زور نزنم تا دکترم برسه و همه چیزو سریع اماده کردن ۶ دکترم اومد و ۶ و ۱۰ دقیقه با سه بار زور به دنیا اومد پناه مامان.
مامان شیر کوچولو♥️ مامان شیر کوچولو♥️ ۶ ماهگی
بعدش گفتم زنگ به دکترم بزنید خلاصه زنگ زدن دکتر گف یه هیوسین توی سرم بزنه ولی یه ساعت بمونه زیر سرم که وضعیتش چک شه زدم دوباره رفتم بخش زایشگاه چک بشم فایده نداشت انقباض بود گفت باید معاینه شی هرکاری کردم نشم فایده ای نداشت معاینه شدم گفتن دو فینگیر شدی با دکترم مجدد تماس گرفتن گفتن شب بستری شه تا صبح سولفات بگیره اونم ده سی سی
کسی که سولفات زده می‌دونه چقد دردناکه تزریق شد تا ساعت یازده شیفت عوض شد به پرستارا گفتم زنگ به دکتر بزنین خندیدن بهم گفتن یلدامونو خراب کردی تنها فرد بستری من بودم 😐
خلاصه دوباره ان اس تی و معاینه که بعد سولفات به دو و نیم فینگر رسیدم و انقباض منظم هر یه دقیقه تماس با دکتر گرفتن
دکتر گف اول دستمزد باید پرداخت شه من میام
درجا دستمزد واریز شد رسید دادم
تا بردنم اتاق عمل و دکتر اومد شد ساعت دوازده و ده اینجوریا دیگه بی حسی و کارای عمل
بله یک دی ۱۴۰۴ ساعت دوازده و بیست و پنج دقیقه شب آقا لیام ما هم دنیا اومد
مامان آیلین کوچولو🎀 مامان آیلین کوچولو🎀 ۱۱ ماهگی
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۹ ماهگی

زایمان طبیعی پارت دو✅️
آماده شدم رفتم زایشگاه و دکتر خودمم اونجا بود و معاینه کرد همون دو سانت بودم اما چون دردهام شروع شده بود بهم گفت بستریت میکنم اما زایمانت برای فردا میفته و ساعت ۵ و ربع بستری شدم ، برام سنتو(آمپول فشار) زدن و با اون دردهای من بیشتر شد و شدت گرفت تقریبا تا ساعت ۹ و نیم درد رو تحمل میکردم و آروم ناله میکردم و تو این مدت همش توی دستشویی بودم اصلا نمیتونستم دراز بکشم و بشینم و فقط ادرار داشتم و بعد که یکم صدام بالاتر رفت ماما اومد و معاینه کرد گفت ۴. ۵ سانتی و زنگ زدن به ماما همراهم ، که ساعت ۱۰ اومد و اونجا دوباره معاینه کرد ۶ ، ۷ سانت بودم و تو این مدت همش روی تخت بودم یا سرویس و نمیتونستم ورزش کنم ماماهمراهم هم فقط نقاط فشاری رو کار کرد و بهم میگفت چطور نفس بکشم ، و همون موقع ها من حس زور بهم دست می‌داد که بعد اومدن و کیسه آبم رو پاره کردن فکر کنم اونجا ۸ سانت بودم ، بیشتر دردهام زیر ۵ سانت بود و تحملش خیلی برام سخت بود اما بعد از اون درد میگرفت و ول میکرد که اونجا با تنفس رد میکردم تند تند نفس میکشیدم و موقع انقباض هم زور میزدم