شماره ۱
طبق آخرین سونوگرافی صدک بچه بجای افزایش کاهش داشت دکتر گفت بیا معاینه کنم ۲۳ تیر رفتم معاینه ۲ سانت بودم و nst افتضاح ضربان قلب خیلی بد
دکتر گفت سریع برو سونوگرافی فیزیکال متوجه شدیم ضربان قلب کمتر شده ولی هست بچه سالمه و تنفس از نصف هم کمتره
دکتر نامه اورژانسی داد و ماما همراه هماهنگ کرد برو سریع ورزش بده تا بیام آمپول فشارم بزنید
به محض رسیدن ماما بخش معاینه کرد بعد لباس بیمارستان تنم کردن رفتیم برای nst که حدود ۲ ساعت شد هیچ کدوم ضربان قلب خوب نبود بچه تکون می‌خورد تعداد انقباضات خیلی زیاد بود اصلا امکان ورزش نداشتم ماما همراه به متخصص زنان بیمارستان گفت سریع بیا این خیلی درداش عجیبه اونم اومد معاینه هنوز ۲ سانت بودم ولی گفت ۲ سانت فوق العاده نرم ولی نمیدونم چرا از صبح درد داره و ۲ سانته و قلب بچه منظم نیست دوباره nst رو ادامه بدین و آمپول فشار از اولم یه سرم بهم زدن که دردام خیلی زیاد شد یهویی درد کلیه سمت چپ گرفتم دکتر گفت اشتباه میکنی انقباضه گفتم نه مطمئنم شما یکم زدین سنگم شروع کرده به حرکت ....
ساعت اولین معاینه ۱۰:۳۰
سونوگرافی ۱۴
بستری ۱۶:۲۰

تصویر
۲ پاسخ

دوس دارم ادامشو بدونم....

خب بعدشششش

سوال های مرتبط

مامان پسر طلا👑🧿 مامان پسر طلا👑🧿 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان (۲)
تا صبح دستگاه انقباض و ضربان قلب بچه بهم وصل بود ، باز سرم رینگر بهم زدن ، تا صبح درد پریودی داشتم ولی قابل تحمل بود ، اصلا نمیشد اسمش رو گذاشت درد واسه من دردی نبود ، چون پریودیهای افتضاحی داشتم و همیشه میرفتم زیر سرم و آمپول ، ماما تعجب کرده بود که آروم بودم با اون حجم انقباض منظم، بهم میگفت دلاور 😅 روز اول ۵ یا ۴ بار منو معاینه کردن ، درد داشت ولی تحمل کردم ، متاسفانه صبح ساعت ۵ که منو معاینه کرد بازم همون ۲ سانت دیروز بودم 💔😭 وای خیلی خیلی خورد تو حالم ... صبح دوباره ساعت ۸ منو معاینه کرد ، متاسفانه بازم ۲ سانت😭 متخصص زنان که دیروز اومده بود ، گفته بود انقباض ها خوبه ، نیازی به آمپول فشار نیست با معاینه تحریکی بچه رو دنیا میاریم🤕دیروز خیلی امیدوارم کردن و اونروز صبح با ۲ سانت خورد تو ذوقم🥲 همون روز اول که بهم اتاق دادن گفتن فقط مایعات و آبمیوه و آب بخور و فقط آب سوپ رو بخور ، بارش رو نخوری ... خلاصه آمپول فشار رو زدن دردام زیاد شد خیلی زیاد😭😭💔 ماما دلش به حالم سوخت چون تنها بودم ماما همراه نداشتم ، ماما همراه رفته بود به مامانم گفته بود بیا پیش دخترت شکم اولشه خیلی استرس داره ، گناه داره بیا کنارش باش .. خلاصه مامانم از صبح اومد پیشم تا ساعت ۶ عصر🥲💔بمیرم برای دلت مادرررررر
مامان آریان مامان آریان ۱۲ ماهگی
مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم