سوال های مرتبط

مامان yazdan👶🏻💙 مامان yazdan👶🏻💙 ۲ ماهگی
پارت ۳
برام شیاف گذاشتن سری بدنم از ساعت ۶غروب تقریبا شروع کردبه رفتن تا ۸غروب کامل ازبین رفت یکم درد داشتم مثل درد پریود فقط یکم بیشتر که توسرمم خیلی مسکن زدن حالم خوب بود خداروشکر اولین بلند شدن از تخت هم راحت بود زیاد درد نداشتم خداروشکر
فردا صبحش دکتر اومد ویزیت کرد ومرخصم کرد ساعت ۴بعدازظهر ترخیص شدم از پرستارها وپرسنل ودکترها خیلییی راضی بودم از لحاظ تمیزی هم فوق العاده تمیز بود در کل همه چی عالی بود من زایمان اولم بیمارستان خیریه نیمه دولتی بود اصلا راضی نبودم ولی هدایت فوق العاده بود از همه لحاظ راضی بودم اسم دکترم نازیلا گوروانچی بود دکتر عالی وباتجربه وکاربلدی بود خدا خیرش بده خیلی راضی بودم بخیه ام رو خیلیی قشنگ زده از بیمارستان هم که مرخص شدم تا ۵روزگی اذیت شدم وبا شیاف دردم رو کنترل میکردم البته هر۱۲ساعت میذاشتم بعضی وقتاهم تو ۲۴ساعت فقط یدونه میذاشتم کلا بعدازترخیص شدنم تو خونه ۳یا۴تا شیاف استفاده کردم دراین حد دست دکتر خوب بود وعالی عمل کرده بود امیدوارم تونسته باشم کامل تجربه ام رو بگم بازم سوالی داشتید بپرسید بتونم جواب میدم
مامان سیدمتین مامان سیدمتین ۱ ماهگی
سلام مامانا انشاالله که خوب خوب باشید
من ۶ مرداد بیمارستان فرقانی زایمان کردم و ۳۸ هفته ۱ روزم بود
من تا حالا بیمارستان خصوصی بستری نشدم برای همین نمیتونم با بیمارستان دولتی مقایسه کنم ، ۲۰سال پیش نیکویی آپاندیس عمل کردم ، پسر اولم ۱۲سال پیش ایزدی سزارین کردم چون بیریچ بود ، پسر دومم ۸سال پیش بهشتی زایمان زودرس ۳۴ هفته و ۲ روز سزارین شدم ، حالا هم پسر سومم فرقانی سزارین شدم . در کل بیمارستان تمیز و خوبی بود .دکترم دکتر آهنگری عالی بود ، پرستارا هم در کل خوب بودن و این رو بدونید که همه جا آدم خوب و بد هست . خدمه هم خوب بودن . و این که نصفش به رفتار خودمون بستگی داره که کی چطوری باهامون برخود کنه پس خوب و خوش رو باشید .
خب من صبح ساعت ۷ با تمام مدارک پزشکیم بیمارستان بودم کارای بستری رو همسرم و خواهرم انجام دادن و لباس اتاق عمل پوشیدم و سون زدن و نفر اول ساعت ۱۰ رفتم اتاق عمل باید بگم که یکم استرس داشتم اما شکر خدا همه چیز خوب بود . و این که دونفر دیگه تو اتاق من بودن از من هم زودتر اومده بودن اما من اول برای زایمان رفتم چون دکترم اومده بود ، اون بنده خداها هم غر میزدن که چرا ما زودتر اومدیم ما رو نمیفرستید ، دکتر اونا کس دیگه بود که هنوز نیومده بود . بردنم اتاق عمل رفتم رو تخت دکتر بیهوشی اومد آمپول بیحسی زد و دراز کشیدم ( از آمپول بیحسی نترسید و تکون نخورید که یک بار تزیق کنن ، خدا رو شکر برای من خوب بود )بعد دکتر اومد و کار رو شروع کردن حین عمل یکم حالت تهوع گرفتم که برای داروی ضد تهوع تزریق کردن و گفتن اگر خواستی بالا بیاری عیب نداره سرت رو یه وری کن بالا بیار من کل عمل رو بیدار بودم فقط بخاطر داروهایی که میزدن یکم گیج بودم
مامان پرتقال🍊 مامان پرتقال🍊 ۱۲ ماهگی
📌تجربه زایمان پارت سه

رفتیم تو بخش یه پرستار برام شیافت گذاشت و لباسامو عوض کرد و رفت بچمو اورد گذاشت رو سینه ام🥹
حسی که اون لحظه داشتمو هیچ جوره نمیتونم توضیح بدم خیلییییی خوب بود همش میگفتم من اگه بچمم بیارن باورم نمیشه که این چجوری از شکم من اومده بیرون اصن اینو من خودم زاییدم آیا؟ واقعیه یا کیکه؟ 😂
ولی وقتی گذاشتش رو سینه ام حس کردم یه تیکه از وجودم رو بهم برگردوندن
باصدای بلند گفتم ای روووود قشنگم و بعدش خدارو صدهزار مرتبه شکر کردم بخاطرش
تا چند ساعت گفتن که نباید چیزی بخورم . تو بیهوشی برام سوند رو گذاشتن و در اوردن فشار های رحمی هم فقط اخرش متوجه شدم
پرستار اومد برا بلند شدن از تخت کمکم کنه یادم افتاد که اول باید پاهامو از تخت اویزون کنم
کل سختی زایمان فقط همینجا بود یکم سخت بود برام بلند شدن بقیشو اصلا نفهمیدم با کمکش تا نزدیکای سرویس بهداشتی رفتم و بعدش دیگه خودم سرپا شدم
خیلییییی خوب بود دست دکترم خیلی سبک بود برام و اگه صدبار برگردم عقب بازم سزارین و بازم همون دکتر رو انتخاب میکنم🥹