سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از سزارین بیمارستان نیکان سپید پارت ۱
روز قبلش با مدارک رفتیم کلینیک و مشاوره بیهوشی و پزشک قانونی و فارماکولوژی و نوار قلب انجام شد، فک کنم هزینش ۱۸۰۰ اینا شد من آزمایش جدید داشتم فقط بیهوشی برام رزرو دو واحد پکسل خواست همونجا گفتن که فردا ساعت ۹ بیا ساعت ۱۲ عملته، من شب یکم جوجه خوردم ساعت ۳ صبح هم به توصیه دکترم ۳ تا خرما خوردم ، صبح رفتیم پذیرش گفتن با همون برگه های دیروز برو بلوک زایمان ، اونجا کارهای اولیه انجام شد و رگ گرفتن، nst گرفتن ، بهم گان و شلوار دادن ، سوند گذاشتن که خیلی برای من دردناک بود ، خیلی سوزش شدید داشت، بهتون توصیه میکنم حتما بگید تو اتاق عمل بعد بی حسی بزارن براتون، شوهرم هم رفت پذیرش کارارو کرد و گفت اتاق خصوصی باشه، اون روز خلوت بود اتاق داشتن، ساعت نزدیک ۱۲ بود بردنم اتاق عمل ، اونجا بیهوشی باهام صحبت کرد، گفت پمپ درد میخوای که گفتم نه، من هم دکتر خودم هم دکتر بیهوشی روز مشاوره بهم گفتن با شیاف دردش کنترله و پمپ درد نیاز نیست، منم چون به مورفین حساسیت دارم ترسیدم به داروی مخدر دیگه ای هم حساسیت داشته باشم ، برام بیهوشی بیحسی به کمرم زد که به نظرم درد سوند بیشتر بود، این بیشتر حس فشار میداد بهت، سریع دراز کشیدم و پاهام گرم شد ، پرده رو جلوم کشیدن، ولی حس میکردم که شکمم رو دارن با بتادین تمیز میکنن، دکترم هم از اول اومد باهام حرف زد ، پارت بعدی
مامان کارن🩵👶 مامان کارن🩵👶 ۷ ماهگی
تجربه به دنیا اومدن پسر نازم🩵
بیمارستان اردی بهشت شیراز با دکتر شهلا شهریور
پارت ۱
تاریخ عمل که دکتر بهم دادن ۱۴۰۴/۰۹/۰۶ بود که میشدم ۳۸ هفته و ۳ روز
روز قبلش رفتیم تشکیل پرونده دادیم بیمارستان ازمایش خون،ویزیت پزشک عمومی و پزشک بیهوشی و کارهای پذیرش و حسابداری که چون زود رفته بودیم حدودای ساعت ۹ دوساعت بیشتر نشد کل کارها انجام شد
اول بهم گفتن صبح عمل ساعت ۶ بیمارستان باش ولی ممکنه دکتر دیرتر بیاد باهاتون تماس میگیریم و ساعت جدید بهتون میدیم که من اخر شب تماس گرفتم بیمارستان گفتم صبح ساعت ۹ بیمارستان باش
منم دوش گرفتم و شام هم فیله با یکم برنج خوردم ساعت های ۱۱ دیگه از ۱۲ به بعد حتی اب هم نخوردم
صبح ساعت ۹ بیمارستان بودم اتاق بهم تحویل دادن که من درخواست اتاق خصوصی داشتم ولی اتاق خصوصی ها پر بود دو تخته بهم دادن تا بقیه مرخص بشن
لباس عوض کردم گان اتاق عمل پوشیدم گفتن منتظر باش تا صدا کنیم من متظر بودم بیان انژیوکت و سوند وصل کنن ولی خبری نبود
حدودای ساعت ۱۰ و نیم صدام زدن و با ویلچر منو بردن اتاق عمل اونجا هم چندتا سوال پرسیدن و دوتا پرستار فوق العاده مهربون منو بردن تو اتاق عمل و چقدر ارامش بهم دادن و از استرسم کم کردن
من دراز کشیدم رو تخت و دوتا پرستار شروع کردن وسایل آماده کردن
مامان پسر طلا(آرن) مامان پسر طلا(آرن) ۶ ماهگی
سلام خانوما من میخوام تجربه زایمانم و بگم
۳۷ هفته که بودم رفتم پیش دکترم و بهم نامه سزارین داد و یه نسخه نوشت از داروهایی که بعد زایمان باید مصرف بشه و تاریخ زایمانم شد ۱۴۰۴/۱۰/۴ خیلی رند شد البته کاملا یهویی بود و دکترم این تاریخ و داد من نخواستم ک رند باشه برام مهم نبود این چیزا. خلاصه ۴ دی ماه ساعت ۴ راه افتادیم‌ به سمت بیمارستان و ساعت ۵ اونجا بودیم و کارای پذیرش و انجام دادیم و رفتیم قسمت زایشگاه ساعت ۶ رفتم اونجا و لباسی که خریده بودیم‌ برا اتاق عمل و پوشیدم و ازم آزمایش خون و ادرار گرفتن و پشت هردو دستم آنژیوکت وصل کردن و ازم ان اس تی و نوار قلب خودمو گرفتن و بعدم‌ دکتر بیهوشی اومد باهامون صحبت کرد و مشاوره داد و بعد سوند برام وصل کردن که کلا دو دقیقه طول کشید اصلا هم درد نداشت کلا تمام این مراحل اصلا درد نداشت و خیلی حالت خنثی بودم همون موقع که سوند و وصل کردن گفتن دکتر اومده و سریع ویلچر آوردن و منو بردن اتاق عمل تو سالن شوهرمو مامانمو دیدم و رفتم‌ اتاق عمل ساعت ۸ بود که رفتم و...
مامان هدیه امام رضا🥹😍 مامان هدیه امام رضا🥹😍 ۶ ماهگی
سلام دوستان اميدوارم حالتون خوب باشه امدم راجب زايمان حرف بزنم اميدوارم به دردتون بخوره.

من ١٧دي ساعت٨شب رفتم بيمارستان براي كارهاي تشكيل پرونده،رفتيم پذيربش كارها انجام داديم رفتيم بخش زنان زايمان،اونجاهم كارها انجام داديم چندتا ازمايش بود گرفتن ازم ولباس بهم دادن كه عوض كنم وبهم اتاق نشون دادن رفتم تو اتاق ٤تخته بود،ولباس هام عوض كردم باهمسرم خداحافظي كردم خوابيدم،٣نفر ديگه هم امدن اونهاهم فردا زايمان داشتن.من نتونستم بخوابم تا فردا صبح كه ساعت٨امدن صدام زدن گفتن اماده بشو براي اتاق عمل،همسرم هنوز نيامده بود من رسيدم دم اتاق عمل همسرم رسيد نشد بباهاش حرف بزنم ورفتم براي عمل پر از استرررس بودم وخيلي ميترسيدم ،رفتم داخل اتاق عمل پرستارها امدن كارهامو كردن گفتن بشين منم نشستم دكتر بيهوشي امد كمرم رو پمادي كردي وسوزن بيحسي زد اصلا درد نداشتت من زيادي ترسيده بودم وقتي زد بدنم كاملا داغ شد وقتي داغ شدم سريع بهم گفتن بخواب ،منم خوابيدم.دكترم امد وتو بي حسي بهم سوند وصل كرد.