۱۵ پاسخ

عزیزم‌ خب نگرفته دیگه کاری از دست تو برنمیاد که بخوای عذاب وجدان داشته باشی دیگه فکرشو نکن
خیلیا ماشا الله خودشون شیر دارن بچه هم می گیره ولی نمی دن ولی هیچ عذاب وجدانم ندارن

ولی خداییش ما بازم سختیشو میکشیم دائم در حال شیشه شستن،ضدعفونی کردن شیشه،اب جوشیده آماده کردن،شیر خراب نشه اگه ماند آن وقت میگن شیر خشکی راحتره😂😂😂😂ولی من حرف کسی برام مهم نیست مهم بچم که سالم و سلامت هست☺️☺️☺️که خدارا شکر شیرشو میخوره بزرگ میشه
پس شما هم قصه نخور کار خودتو ادامه بده

منم شیرم خیلی کم بود بچم همش گریه میکرد مادرم و مادر شوهرم گفتن این بچه گرسنه شیر خشک بهش بده کمکی ولی شوهرم نمیزاشت بالاخره مادر شوهرم گفت این بچه را میبرم خونمون این میمیره از دست شما که شیر خشک نمیدید،خلاصه ما شیر خشک درکنار شیر خودم دادم بچه گریه هاش کمتر شد ولی دیگه سینمو نگرفت،منم مثل شما عذاب وجدان گرفتمو گفتم نخورد شیرمو ولی دیدم که بچم مهمتر بود تا اینکه شیرخشک راندم بهش دائم گریه کنه.حالا خدارا شکر داره بزرگ میشه و منم ذوقشو میکنم.
جالب این جاست مادر شوهرم میگه ای بدبخت شیرمامانتو نخوردی😅😅😅😅منم میگم شما گفتید بده بچه داره میمیره😂😂😂😂

عذاب وجدانه جی؟؟ چی میگید واقعا؟؟

بدوشی تو شیشه هم نمیخوره ؟

دخترت خیلی نازه ماشالله موهاش فره؟

هیچی همچنان در تلاشم🤣

ولا من اعصاب این اطرافیانو ندارم ،فکر میکنن بوه داری مثل قبل هستش

عذاب وجدان چرا آخه
شیر خشک به این خوبی عزیزم

هرکی هم‌گفت بخاطر راحتی خودتون بگید شیر خشک درست کردن دردسرش بیشتره
ولا من در کنار شیر خودم کمکی روزی دوبار به بچه م شیرخشک میدم اذیتم درست میکنم
شما که دائم باید اب جوش درست کنین و شیشه بشورین
یه حرفایی میزنن این اطرافیانااااااا

به من انقدر عذاب وجدان دادن ک‌شیرت سیرنمیکنه و فلان‌شیرخشک شروکردم ب دادن درصورتیکه کولیک رفلاکس داشت فقط ی چیزی میخواس بمکه تا اروم‌شه اما الان ک رفلاکسش‌شدیدترشده سینمو خوب نمیخوره و منم از عذاب‌وجدان دارم میمیرم و هی میگم برم‌دکتر قرص‌بده قطع کنم باز میگم نه دلم براشیر دادن تنگ میشه ازطرفی از وضعیت مملکت میترسم‌ک شیرخشکیش کنم و پیدانشه

عزیزم چرا عذاب وجدان؟؟؟خب نگرفت مقصر شماها که نیستین

منی که میخواستم شیر خودمو بدم مادر پدر خودم نزاشتن گفتن بچه لاغر میشه تو مگه شیر داری تو مگه غذا میخوری
۱۰ نوع شیرخشک عوض کردم حساسیت پروتئین گاوی هم داره تازه دارم فراموش می کنم روزی صد بار خودمو لعنت کردم که چرا حرفشونو گوش کردم

من خودم کم عذاب وجدان دارم مامانم هر سری منو میبینه میگه چرا سینه ندادی مادر من دیگه نگرف .تو ندادی ک راحت باشی چی بگم خب من

بیخیالی

سوال های مرتبط