دوستان هرچقد میتونین کامنت بزارین واقعا لطف میکنین بخدا جونم در اومده قلبم تو دهنمه من دخترم خورد زمین به پشت سر رو سرامیکا بعد گریه شدید و لرزش داشت ک خیلی ترسیدم بعدش اروم شد بازی کرد و میخندید و راه میرفت شبش رفتم خونه مامانم چون وقتی بیدار شد توپ و خیلی اروم زد به لبش و گریه کرد و دوباره انجوری شد گریه شدید و لرزش بعدش بالا اورد باز ساکتش کردیم و حالش خوب شدد رفتم خونه مامانم داشت بازی میکرد اروم رو باسنش افتاد که قبلا خیلی طبیعی بود یهو دوباره همونجوری شد گریه و جیغ شدید یعنی خیلی شدید ها سرشم گرفته بود جیغ میکشید لرزش دستم داشت خیلی خفیف و بیحال شده بود ابجیم دید سریع بردیم بیمارستان و درجا بستری کردن بعد ام ار ای گرفتن گفتن تو سرش خونه بخاطر ضربه و کم خونی هم داره ۷ روز بستری بودیم نوار مغز گرفتن گفتن نرماله فقط خونه ک گفت جذب میشه شربت لوبل داد تا دوماه گف بخوره باز دوباره ویزیت بیارش چکش کنم الان از موقعی ک تو بیمارستان بودیم اوردم خونه اصلا نمیتونه راه بره یا بشینه انگار کمرش درد شدید یکنه انجوریه اصلا نمیتونه بشینه مگ اینکه درازکش یا تکیه بده انقدر نگرانم دلم میخاد بمیرم ولی این روزا رو نبینم خیلی جوش میزنم هرچی میدونین بگین شربت لوبل ضد تشنجه خدای نکرده دخترم طوری نشه یا مغزش اسیب نبینه بخاطر اون خونه خیلی هم دختر بدی شده همش بهونه گیری میکنه و نمیتونه بشینه و راه بره قبلا تند تند راه میرفت یکسال و ۴ ماهشه توروخدا هرچی میدونین بگین پیر شدم من

۱۰ پاسخ

ی دوتا دکتر خوب و معروف ببرش ک چکش‌کنن چون سر شوخی بردار نیس
اگ دکترا هم گفتن کم کم دوباره راه رفتنش اوکی میشه بگو نیازه ببرم کار درمانگر یا ن
فقط خواهش میکنم دوتا دکتر دیگ ببرش حتما
ایشالله ک خبر خوب شدنشو بهمون بدی❤️

نظر چند تا دکتر خوب بپرس

عزیزم حتما حتما ببرش دکتر به دکتر بگو که راه می‌رفته و میشسته اینجا کسی تجربه نداره گلم سر بچه ام شوخی بردار نیست اون شربت هم مطمعن باش چیز بدی نیست فقط کمک میکنه زودتر و بدون عوارض خون جذب بشه ولی حتما ببرش دکتر

اصلا نگران نباش خطر اصلی رفع شده عزیزم،، فقط اینی که میگی نمبتونه راه بره رو حتما به دکترش بگو ببین عادیه یا نه،، در ضمن اگه دکتر معروف خوب پیدا کردی ببر اونم نظر بده خیالت راحت شه

ایوایییی من چقدر ناراحت شدم انشالله چیز مهمی نباشه کاش ی دکتر دیگ ببری محض احتیاط ... فقط ازین ب بعد بیشتر مواظب باش من خونمون همه جاش بخاطر دخترم فرش کردیم ک سرش نخوره

اول اینکه خدا بهتون توان بده و مطمئن باشید این مرحله هم میگذره به خوبی هم میگذره توکل کنید . دختر بدی نشده نوردیدتون فقط الان درد داره بچه داره تحمل میکنه و بی قرار میشه . حتما مجدد پیش دکترش برید اگه به دکترش مطمئنید اگه هم نه دکتر دیگه ای برید.

ی دکتر دیگم ببرش گلم

عزیزم ماها اینجا تجربه ای نداریم یه دکتر خوب دیگه حتما ببر ویزیتش کنه.. انشاالله زود خوب بشه

عزیزم شرایطت خیلی سخته منم مادرم می فهممت، ولی تو رو خدا استرست کم کن، بچه داره متوجه استرس و نگرانی تو میشه ازت انرژی منفی می گیره، نگران نباش وقتی دکتر گفته جذب میشه حتماً همینطوره که گفته و گرنه مرخص نمی کردن نفسم، میخوای اضطرابت کم بشه یه دکتر دیگه ببر نوار مغز و دارو آزمایش هرچی داری نشون اونم بده بگو دکتر قبلی اینجور گفته می خوام نظر شما هم برا این موضوع بدونم

الهی بگردم ،ب نظرم ی دکتر دیگه ببر ببین چی میگه

سوال های مرتبط

مامان هانا😍 مامان هانا😍 ۱۶ ماهگی
خانومای عزیز یکم راهنماییم کنین که خیلی ترسیدم
تقریبا دو ماه پیش بچم از رو تخت افتاد پایین پشت سرش بعد گریه شدید و حالت تشنج بهش دست داد یکسالشه داشتیم سکته رو میزدیم گریه کنان منو همسرم رفتیم بیمارستان عکس و سیتی گرفتن گفتن تو سرش خون دیده شده باید یه شب بستری شه که شکر خدا فرداش مرخص کردن خون گرفتن ۳ بار سیتی گرفتن گفتن خونه رفع شده خداروهزار مرتبه شکر
بعد امروز تنها بودم رفتم حموم دخترمم بردم اومدیم بیرون اینو گذاشتم رو فرش حوله رو دورش پیچوندم رفتم در حموم ببندم بلند شد رف رو سرامیکا دوباره با شدت به پشت سر خورد زمین یچم بیحااال شد انقد گریه کرد انقد خودمو لعنت کردم دستام میلرزید از ترس زنگ‌زدم بابا و مادرم اومدن پیشم بعد دخترم یساعت خوب شد بازی میکرد خابید بیدار شد دوباره با شدت گریه میکرد ک بیحال بود بالا اورد نمیدونم چه غلطی کنم اصلا مادر خوبی نیستم اینم بگم هرچی بالا اورد کالباس بود چون خورده بوده قبل اینکه بخابه بنظرتون چیکار کنم الانم یهانه گیر شده تت یواش میوفته گریه میکنه دنبال بهونس گریه کنه خیلی میترسم اصلا از خودم راضی نیستم از بچه خوب مراقبت نمیکنم نمیدونم چیکار کنم حس عذاب وجدان شدید دارم
مامان آقا نویان🩵 مامان آقا نویان🩵 ۱ سالگی
نویان دو سه روزه سرماخورده
خلط داره شبا تو خواب خفه میشه دیشب ک شب سوم مریضی بود خلطش کمتر بود راحت خوابیده بود منم کارامو میکردم داشتم از جلوی اتاقش رد میشدم دیدم انگار میخواد بیدار بشه رفتم بالا سرش نشستم ک اگر بیدار شد کنارش باشم دوباره بخوابه
پشتش ب من بود انگار خواب میدید جیغ زد من اروم بغلش کردم اروم باهاش حرف زدم بیشتر جیغ میزد انگار داشت خواب میدید انگار داشت فرار میکرد خودشو سفت میکنه پرت میکرد جیغای بدی میزد اروم نمیشد از گریه ریسه میرفت خیلی ترسیدم هی تکونش دادم سعی کردم بیدارش کنم مدام میگفتم بسم االه بسم الله چرا اینجوری میکنه
باباش اومد باهاش خرف زد نازش کرد تقریبا دو دقیقه ای تو این حالت بودیم نه بیدار میشد نه اروم میشد فقط دست و پا میزد خودشو از بغل مینداخت بیرون زمین میزاشتم بدتر میشد
هر دومون گیج شدیم گفتم شاید خدایی نکرده داره تشنج میکنه دیدم اصلا تب نداره
بعد دو دقیقه دوباره خوابید
نه اب خورد نه شیر خورد نه حتی چشاشو باز کرد
منم از استرس تا صبح هی پامیشدم چکش میکردم 🫠
فکرم درگیره ینی چیشده بود 🫠
برا شما پیش اومده همچین چیزی؟ دندونه؟
پریشب تو خپاب تب خفیف ۳۷.۹ داشت ک با یبار پاراکید کنترل شد
بعدش اصلا تب نداشت