۲۰ پاسخ

طبیعی با ماما خصوصی عالی بود

برا من که نمیخواستم سزارین ولی شرایط جنگی نبودن و بی خبری از شوهرم استرس و اینکه تا هفته ۳۹ هنوز شیافت پروژسترون میزدم چون هربار تیک داروش میزد منم میگرفتم نمیدونستم که این باید قطع بشه چون هرسری توی کد دارو بود
با اینکه حالم بد بود باز هم گفتن انتخاب با خودت طبیعی میتونی نشد میبرن اتاق عمل دیگه شوهرم اومد ولی حال من خوب نمیشد شوهرم هم گفت ریسک نکنیم سزارین اختیاری برو تا شبی که بستری بودم فلکه ی کنار بیمارستان رو میزدن استرس زیاد داشتم توی اتاق عمل هم گفتن جای بی هوشی بی حس میکنیم بدتر استرس گرفتم و من وقت استرس شدید حالتی مثل آسم دارم حین عمل حالم بد شد نمیدونم دکتر بیهوشی گفت چی رو پنج واجد تزریق کنن بعد دو سه دقیقه گفت پنج واحد دیگه اونوقت یکم ریلکس تر شدم همه ا یه طرف وقتی که صدای بچه ام رو شنیدم و بعد گذاشتن کنارم دیدمش یه طرف
ولی کلا شرایط روحی خوبی نداشتم اونجور که باید و قبلا فکر میکردم لذت نبردم هرچی میشه تا همین الان یه لعنت نثار ترامپ و نتانیاهو میکنم حتی اگه برگهای درخت حیاط مون بریزه میگم خدا لعنت کنه ترامپ و نتانیاهو رو

سزارین راضی نیستم،طبیعی بهتره بنظرم

منم سزارین اختیاری بیمارستان مریم. دکتر اجتهد خداروشکرعالی بود

طبیعی خیلی درد کشیدم ولی ماما خصوصیم هم خیلی کمکم کرد الانم کل زایمانم یه طرف بخیه هاش خیلی رو مخمه اذیتم چرا انقد دیر میوفتن🥴🥴🥴

منم سز بودم و عالی بود فقط نیم ساعت اول بعد بهوش اومدن فوق العاده درد داشتم ک با شیاف اوکی شد

سز اختیاری بودم بیمارستان خصوصی خیلی راضی بودم دکترمم کیمیا چنانی نژادبود که عالی بود از صفر تا صد کارمو انجام داد سوند روهم خودش برام زد اصلنم ترس نداشتم واسه اتاق عمل کلا بار اول هم که رفتم اتاق عمل واسه سرکلاژ هم اصلا ترسی نداشتم باراول حتی تنها بودم وهمراهی هم نداشتم بيمارستان دولتی اونجا هم خیلی راضی بودم

طبیعی بودم پاره شدم خیلی اذیت شدم ۲۰ ساعت درد کشیدم تا زایمان کردم

طبیعی بودم زایمان اولم بیمارستان محلاتی بودم بدون مانا خصوصی این ها از موقع بستری تا زایمان دو ساعت نیم طول کشید
خوب بود زیاد اذیت نشدم ۳۸ هفته ۵ روزم بود بعداش بخیه ها اذیتم کردن

سزارین چهارم و تا حد مرگ رفتم و برگشتم

من زایمان اولم بوددردنداشتم روزیکشنبه ساعت5بستری شدم تا12وربع که کنترل میکردم مشکلی پیش نیاد ساعت 12که سرم وصل کردن دردم بگیره تاساعت4خوب بودساعت 4تا6دردم سنگین شدساعت6تا8/5شب که دخترمانم به دنیااومداون 2ساعت خیلی دردداشت 4تابخیه خوردم ولی وقتی که دخترم دیدم همه درام یادم رفت خدادراهزاران بارشکرکردم به خاطرداشتنش بعد 12سال

خیلی بد بود
همون اول میخواستم برم سزارین اختیاری بیمارستان خصوصی جفتم خیلی پایین بود از اول بارداری کلا بالا نیومد یهویی 33 های هفته خون ریزی کردم
بیمارستان خصوصی گفت ما دستگاه و تجهیزات خیلی نداریم باید بری بیمارستان دولتی اونجا چند روز بستری بودم یهویی خون ریزی خیلی خیلی شدید کردم هنوز که هنوز بهش فکر میکنم حالم بد میشه یعنی کل سالن پر خون بعدش اورژانسی بردن سزارین بچم چون زود اومده بود یه هفته دستگاه چون خون زیادی از دست داده بودم یهویی رفتم زایمان شوکه بودم از طرفی نگران بچه روحی و روانی و جسمی داغون شدم 🫠😔
خاطره خوبی ندارم از زایمانم

من سزارین اختیاری بودم بیمارستان نیکان، رسیدگی عالی بود.خودم بعد از عمل و رفتن بیحسی و اتمام پمپ درد ، درد داشتم اما خوب میشد کنترل کرد.
خدمات اضافی هم خوب بود مثل اتاق خصوصی و ...

سزارین اختیاری البته سز دومم بود خیلی بدد هم حالم تو اتاق عمل بد شد هم نینیم یک هفته رفت ان ای سی یو

طبیعی بودم ۳۸هفته دکتر ختم بارداری داد خیلی خوب بود با اینکه بیمارستان دولتی بودم دکترم به ماما ها اجازه نداده بود به من دست بزنن ۳بار آمد بالا سرم دفعه سوم بچه ام آمد همون روی تخت زایمان کردم😂چون ریزه میزه بود خیلی اذیت نشدم بخیه هم نخوردم

سزارین اختیاری بودم خیلی حال داد

سزارین اولم بعد از ۱۵ ساعت درد کشیدن انجام دادن و خیلی اذییت شدم
ولی سزارین دوم عالیییییییی خیلی حس خوبی بود همه چی خوب بود دکترمم تا نینی اومد گفت دعا کن توی اتاق عمل اذان گذاشتن
😍حس خوبی بود

3 روز بستری بودم واسه طبیعی و چون نیومد سزارین اورژانسی شدم هنوزم حال روحیم برنگشته
البته من به 38 هفته نرسیده بودم قسمت اینطور شد

من لک دیدم رفتم یهو بستری کردن ختم دادن
تا بستری کردن دکتر گف ن ختم نیس و باید تحت نظر باشه
فرداش ی دکتر دیگه اومد گف ختم بارداری
بهم قرص فشار دادن
تازه داشت دردام شروع میشد ک ی عالمه پرستار ریخت بالاسرم ک باید سریع بریم سزارین ضربان قلب بچه خیلی رفته بالا
و درنهایت درعرض نیم ساعت نی نی دنیا اومد
همچی عالی درد رو اصلا نمیفهمیدم حتی بعدش
فقط اومدم خونه سرویس رفتن یا بلندشدن ی کوچولو سختم بود
ولی درکل عاااالی

من طبیعی خیلی اذیت شدم

سوال های مرتبط

مامان برسام مامان برسام ۱۱ ماهگی
تجربه سزارين اگر داشتيد بگيد چجوري بود براتون🥹
تجربه خودم:
پارت اول1️⃣
من به شدت ادم ترسويي ام
بخاطر ترس از زايمان دلم نميخواست بچه دار شم…
سومين سالي بود كه خونه خودمون رفته بوديم و كم كم همه ميگفتن چرا بچه نميارين و جواب من هميشه اين بود ميترسم از عمل ،از زايمان ،از امپول،من حتي سرما خورده هم ميشدم امپول نميزدم و يه سرما خوردگي منو روزها درگير ميكرد،خلاصه باردار شدم و از اولين روز سرسختانه ميخواستم حتماا سزارين شم،رفتم مطب دكتر ايدا پناهنده و اصلا راضي نبودم عوض كردم دكترم رو رفتم مطب دكتر مرضيه مهاجري كه چند تا از دوستام خيلي راضي بودن ،تحت نظر بودم تا اينكه رفتن خارج از كشور و مشخص شد تايم عملم نيستن.
دوباره رفتم دكتر ماندانا كلالي تحت نظر و از اول هم گفتم سزارين ميخوام
اما خوب با وجود تلاش ها و امادگي خانم دكتر براي سزارين بخاطر اينكه بيمارستان بنت الهدي نامه فوبيا رو قبول نميكرد و فقط علت ديسك و عمل كمر و اينها رو قبول ميكرد راهي دكتر متخصص ستون فقرات تاييد شده بيمارستان الهدي براي ديسك شدم كه اونجا هم رد شد و گفتن نامه نميدن،پس سزارين با خانم دكتر كلالي هم به بن بست خورد،نااميد از همه جا و حرفهاي اطرافيان كه قسمتت زايمان طبيعيه وقتي اين همه دكتر رفتي سزارين قبول نكردن طبيعي انجام بده منو بيشتر واداشت تا هرجور شده دكتري پيداكنم براي سزارين🥹اونم تو ماه ٨
خيلييييي سخت بود تو ماهي كه بايد استراحت ميكردم ازين دكتر به اون دكتر براي بدني كه خودم هم نميتونستم تصميم بگيرم كه چجوري بچمو به دنيا بيارم…
تا اينكه خيلي شانسى با خانوم دكتر شكوفه حسيني تونستم وقت بگيرم و گفتم اخرين تلاشم رو بكنم براي سزارين
رفتم مطب خانوم دكتر 😍🤰