۷ پاسخ

عزیزم برا چیزی که فعلا اتفاق نیوفتاده الکی استرس نگیر ایشالله که اتفاقی نمی‌نمیوفته

اره من همسرم مغازه داره کلی ازین چراغا داریم بزرگ و کوچیک

عزیزم ایران شبکه برقش اینجوری نیس ک به راحتی بشه زد چون کلی نیروگاه داره یکی دوتا نیس.بخواد بزنه باید ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا بزنه تا یه ضربه اساسی بخوریم ک نمیتونه همچین کاری بکنه کلی هزینه داره پس چی کار میکنه؟دوسه تا میزنه مارو بترسونه.اصلا و ابدا نترس در بدترین و بدترین حالتش در روز ۴ ۵ ساعت برق نیس ک دارم میگم بدددددترین حالت.ریلکس باش استرس الکی به خانوادت انتقال نده.ازینام بگیر تا ارومت کنه هیچ ایرادی نداره

عزیزم اون دفعه هم تهدید کرد که میزنم هیچ غلطی نکرد نیروه گاها زدن جوابش میگیره اصلا استرس به خودت نده ولی تو فکر باش پول اومد دستت بخر به یه وقتایی که بارونه برقی چیزی قطع میشه نیاز داره تو خونه باشه

ای بابابرای اتفاقی که نیفتاده حرص نخور،خودمون کم درگیری فکری داریم خواهر بی خیال باش

چراغ خورشیدی و پاوربانک دارم، برای همه چی هم میتونم تا حدی خودم رو جمع و جور کنم.
اما...
اما با برادری که تو نیروگاه برق رامینه چه کنم!؟ الان تاپیکت رو دیدم اشکام بی‌اختیار داره میریزه... داداش عزیزتر از جونم رو به خدا می‌سپارم. 😭 ❤️

نه عزیزم. نخریدیم والا. پاور بانک داریم ولی خب گلم بالاخره تموم میشه دیگه شارژش.
توکل برخدا ایشالله نمیزنه

چی رو حتما اینسری میزنه؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان دختر اصفهونی مامان دختر اصفهونی ۴ سالگی
مامان سام مامان سام ۶ سالگی
سلام شبتون بخیر
میخوام یکم درددل کنم
من ۳۷هفته باردارم و یه پسر ۵ساله هم دارم
نمیدونم من خیلی حساس شدم یا شما هم جای من بودین اینجوری میشدین
ما ۳تا خواهر و مامانم توی اینستا یه گروه داریم که واسه هم کلیپ میفرستیم
چند وقته خواهرام و مامانم همش کلیپ بچه دزدی یا تجاوز به بچه رو واسم میفرستن میگن مواظب بچت باش.گفتم بابا منم مادرم مواظبم هیچ وقت نمیزارم از جلو چشمام بره اونور تنها جایی نمیزارمش
دیشب همون خونه مامانم بودیم خوشحال که بعد مدتها دورهمیم.یهو خواهرم گفت یه مرده به یه پسر بچه ۵ساله تجاوز کرده بعد گردنشو زده و با لاستیک اتیشش زده.من یهو حالم خراب شد به شوهرم پیام دادم اومد دنبالم تا صبح نخوابیدم و اشک ریختم صبح میگم اینچیزا رو واسه من تعریف نکنین من بهم میریزم دیشب فشارم ۱۵ بوده بهشون برخورده ما واسه خودت میگیم بعدا یه چیزی نشه بزنی تو سرت.
از دیشب دلم میخواد واسه اینجور بچه های بیگناه بترکه همش اشکم میاد یواشکی میام توی اتاق تا پسرم اشکمو نبینه
نمیدونم چیکار کنم چجوری بفهمونم که بهم دیگه نگن و بهشون هم برنخوره😭😭😭