۱۲ پاسخ

اگه بری بچه رو دیگه نمی‌بینی بعدش دخترت دیگه عادت می‌کنه به نبودنت فردا هم میگن بیا طلاق می‌دیم یه زن دیگه میگرن براش بچه ات هم زیر دست نامادری بزرگ میشه نرو از خونه ات ولی از این به بعد با سیاست. فتار کن

تاپیکاتو خوندم اعصابم خیلی خورد شد
چرا خودتو زدی اخهههه
مثلا فک کردی اینحوری کنی اونا عذاب وجدان میگیرن یا دیکه دخالت نمیکنن !؟
نه دختر یا باید پرو باشی هرچی گفتن جواب بدی
یا خدایی نکرده جداشی ک راحت شی

بچتو اگه با خودت نمیتونی ببری نرو
مادر منو تا اخر عمر از بچش جدا مردن پدر و مادرشوهر سابقش جوری که برادر ناتنیم تو غربت تو خیابون افتاد مرد چهل روز جنازش سردخونه بود نمیتونستن کس و کارشو پیدا کننن که اخر سر از ثزت احوال مارو پیداکردن چه فایده که مادرم هم اون موقع فوت شده بود از پسر وماد ی تو یه قبرستون بودن نصیبشون شد🙂

خیلی برات ناراحتم عزیزم💔حتی نمیدونم‌چی‌بگم خدا خودش کمکت کنه عزیزم

به خاطر بچت کوتاه بیا.پیش بچت بمون.برای بچه هیچ کس دلسوزترازمادر نیست تنهاش نزار گناه داره.

عزیزم معلومه که نباید بری. یکم خودتو قوی کن یکم بخودت بیا. همه ی زندگی ها مشکل داره فرار کردن که چاره نیست. دیگه هیچوقت خودتو نزن مخصوصاجلو خانواده شوهرت. بذار بچت بزرگتر بشه اگه اوضاع بهتر نشد بعد با تهدید مهریه یا هرچی میتونی شوهرتو رام کنی. الان فقط تمرکزتو بذار روی محبت به بچت و شوهرت. چرا مث بچه های 14ساله رفتار میکنی یعنی چی دستمو خط خطی کردم با تیغ. باگوشی خودمو زدم. بخودت مسلط باش یکم عزیزم.

بنظر من نرو. بچتو نده دست اینا. همونطور که شوهرتو پر کرده بچتم میکشونه طرف خودش. بمون یکم تحمل کن. اصلا نرو خونشون محلشون نده. تا شوهرت نیس درو قفل کن بگو بچمو نمیدم ببری. زبونت دراز باشه براشون. از چت جی بی تی بپرس چجوری باشون رفتار کنی و درد دل کن براش. به شوهرتم بگو خونه جدا بگیر نمیخام اینجا باشم. اگه دیدی محل نداد یروز که اوضاع خوب بود بچتو بردار بدون اینکه شوهرت بفهمه بزار برو خونه مامانت

اون میخاد ک بچه رو نبری ک زودتر برگردی.
ببین گیریم سه چهار روزم طاقت آوردی و رفتی. بعدش چی؟؟ بازم مجبوری برگردی بخاطر دخترت.‌ پس نرو. فقط چند روز گریه و زجر بچه ات میمونه.
سعی کن باهاسون درگیر نشی. هر حرفی ک زدن بگو باشه درست میگی. تا بچه ات از آب و گل دربیاد.

دخترت به شیرت وابسته نیست؟ با چی میخوابه؟

کجا میخوای بری؟تایپکات خوندم ولی نفهمیدم
من ۸ سال با مادرشوهر زندگی کردم اوناهم همینقدر دخالت داشتن ولی باید سیاست داشته باشی خودت پررو باش جواب بده بچه رو بگیر میان بچه رو ببرن درو باز نکن یا باز کردی بگو باید غذاش بدم نزار ببرنش این کارا رو کردی فکر میکنی اونا به جاییشونه؟

عزیزم چرا با خودت نمیبری

با خودت ببرش

سوال های مرتبط

مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۴ ماهگی
ادامه تاپیک قبلیم
بعد ک با تیع دستامو زدم پر خون شد شوهرم اومد ت خونه اولش ندید رفت اتاق گریه میکرد بعد من تو اشپز خونه دراز کشیدع بودم رو زمین دستام پر خون شوهرم دید رید ب خودش میگه زهرا زهرا اینارچیه چرا با خودت همچین میکنی چرا با من اینکارارو میکنی نشست ب گریه کردن منو از رو زمین بلند کرد برد پیش کولر واسم اب اورد ابمیوه اورد نخوردم نشست قشنگ گریه کرد دستش گرفته بود پاش گرفته بود نمیتونست تکون بده بعد بهم میگفت برو دستاتو بشور منم میگفتم بیا منو ببر من تحمل این همه توهین و این همه عذاب و ندارن میگه بچه رو چیکار کنیم دلت میاد بندازی بری شیر میخوره گفنم ب غذا اومده دیگ شیر نمیخواد در حایی ک دلم خونه دلم کبابه واسه دخترم همش گریه میکردم بعد از چند ساعت گریه گفت پاشو ببرمت رفنیم فقط برد با ماشین دور زد گفتم چرا نمیبری استگاه برد گفت واسه فردا ساعت ده بلیت هست قراره فردا برم پیش مادرم تنها اما دلم نمیخواد بچم تنها بزارم دق میکنم بدون اون اینحا هم خیلی عذاب میکشم زندگیم جهنمه تا در نشم نرم شوهرم فکری نمیکنه بخدا میدونم اینجاهم ن من در ارامشم ن بچم باید همیشه صدا جیغ و دادمونو بشنوه گریه کنه امروز کلی با صدایه من گریه کرد بمیرم برات مادر ک انقدر بدشانس و بدبختی مثل مادرت خیری ندیدی
پوشک پوشک
پوشک
پوسم