۱۴ پاسخ

خیلی اعصابم خورد شد برات ☹️😔چرا خودتو زدی اخه
نرو اصلا دلیلی نداره با قهر و بدون بچه بری اونم بچه شیرخار باهمسرت صحبت کن خیلی جدی بهش بگو شرایطتو واضح بدون جروبحث بدون دعوا بهش بگو دوست دارم تربیت بچمون دست خودمون باشه دوست دارم از سرکارمیایی فلان لباس تنم باشه دوست دارم حریم خصوصی داشته باشیم کسی کلشو نندازه پایین بیاد خونه بگو دورتر باشیم احترام پدرمادرتم بیشتره به جای دعوا و خودزنی سیاست داشته باش درو قفل کن شوهرت نیست بچرو نزار ببره بگو بچه دستشویی کرده شیر میخاد میخام ببرم حموم و صدتا بهونه یا درو قفل کن بگو خاب بودیم با بچم نشنیدیم بگو میترسم بچه از در بره بیرون قفل میکنم خودتتتت فقطططط خودت میتونی خودتو نجات بدی

پس بچه هم هرطور شده شوهرتو راضی کن ببر چون شیرمیخوره بری مریض میشه

خیلیا میگن نرو اگه من جات بودم وقتی هیچکس نبود بچه به بغل میرفتم یواشکی ولی میرفتم پشت سرم رو هم نگاه نمیکردم!

الهی خدالعنت کنه پدرشوهرومادرشوهرت رو

راضیش کن بچه رو هم ببری

به نظرم فردا یا محبت با شوهرت صحبت کن بگو من ترو زندگیمون بچم دوست دارم طاقتم نمیاد از شما دور باشم اما واقعا توان زندگی با پدرمادرتم ندارم بگو برم با بچه چند روزی خونه مادرم اعصابمون آروم شه تو هم بگرد خونه کوچولو هم بود اشکال نداره پیدا کن بریم زندگی کنیم بگو از قدیم گفتن دوری دوستی زیادی نزدیک بودن خوب نیست احترام ها از بین میره راضیش کن با بچه بریم نزاشت به نظرم نرو بچت گناه داره اون الان تمام پناهش تویی اما نرفتی هم دیگه با پدر مادرش سرسنگین باش رو نده توی روز ورو قفل کن هروقت رسید سزش نندازه بیاد تو دیگه خوت نزن ارزش خودت پایین نیار با سیاست و زنانگیت شوهرت بکش طرف خودت

به شوهرت بگو بیا بریم خونه رو عوض کنیم یا من بچمم برمیدارم میرم بگو روی همه هم وایمیستم نشد. زنگ میزنم ۱۱۰ بیاد

یه برادری یا مدری نداری بیاد ازت دفاع کنه بعدشمم به شوهرتم بگو قانونی تا ۷ سال بجه با مادره پس من میبرم یا بگو میخای شکایت کنم اینا منو زدن زندونی کردن و بچمم نمیدن بجه ی شیرخوار خودشمم

اگر بخاد خونه بگیره ، با بچه هم بری خونخ رو میگیره.
این نمیخاد بگیره.
یعنی چی ک برو، هر وقت خونه گرفتم برگرد؟؟!! خب باید باهم برید دنبال خونخ.‌
نذار عادت کنه ب اینکه بدون هم باشید.
از بچه ات دور باشی.

بچه تا هفت سالگی با تو وردار با خودت برو خونه مامانت

راضیش کن بچتم ببر اینجوری اذیت میشی

اگه بچتو نمیتونی ببری نرو،چون تااخر عمرت بچتوبهت نمیدن

خدا لعنتشون کنه جیگرم برای تو اون بچه کباب شذ

بنظرم یبار باید بندازی بری تا بفهمن واقعا میری بعد قدرت رو میدونن ،بچتم بدون تو نمیتونه خیالت راحت ،شوهرت زود میاد دنبالت نگران نباش
ولی اگه رفتی شرط بزار بگو حتما باید واسم خونه جدا بگیری تا برگردم وگرنه نمیام

سوال های مرتبط

مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۴ ماهگی
ادامه تاپیک قبلیم
بعد ک با تیع دستامو زدم پر خون شد شوهرم اومد ت خونه اولش ندید رفت اتاق گریه میکرد بعد من تو اشپز خونه دراز کشیدع بودم رو زمین دستام پر خون شوهرم دید رید ب خودش میگه زهرا زهرا اینارچیه چرا با خودت همچین میکنی چرا با من اینکارارو میکنی نشست ب گریه کردن منو از رو زمین بلند کرد برد پیش کولر واسم اب اورد ابمیوه اورد نخوردم نشست قشنگ گریه کرد دستش گرفته بود پاش گرفته بود نمیتونست تکون بده بعد بهم میگفت برو دستاتو بشور منم میگفتم بیا منو ببر من تحمل این همه توهین و این همه عذاب و ندارن میگه بچه رو چیکار کنیم دلت میاد بندازی بری شیر میخوره گفنم ب غذا اومده دیگ شیر نمیخواد در حایی ک دلم خونه دلم کبابه واسه دخترم همش گریه میکردم بعد از چند ساعت گریه گفت پاشو ببرمت رفنیم فقط برد با ماشین دور زد گفتم چرا نمیبری استگاه برد گفت واسه فردا ساعت ده بلیت هست قراره فردا برم پیش مادرم تنها اما دلم نمیخواد بچم تنها بزارم دق میکنم بدون اون اینحا هم خیلی عذاب میکشم زندگیم جهنمه تا در نشم نرم شوهرم فکری نمیکنه بخدا میدونم اینجاهم ن من در ارامشم ن بچم باید همیشه صدا جیغ و دادمونو بشنوه گریه کنه امروز کلی با صدایه من گریه کرد بمیرم برات مادر ک انقدر بدشانس و بدبختی مثل مادرت خیری ندیدی
پوشک پوشک
پوشک
پوسم