۹ پاسخ

عزیزم هم تنبیه خوبه هم تشویق بچه خیلی نازک نارنجی و لوس بار بیاد هم خوب نیست یکم بزرگتر بشن باید از یکی حساب ببرن تا بشه کنترلشون کنیم اینو رو حساب بچه های اطرافیانم ک میبینم میگم

گریه کردی؟ فردا بزرگترشد خواهرشو بی دلیل میزنه شمام طرفداری پسرتو میکنی میگی دلم سوخت دلتون ب دخترتونم بسوزه پدرش حتما لازم دیده تنبیه کنه شمام باید میگفتید باید بیشتر مراقب ابجی میبودی ک اینطوری نمیشد الانم برو عذرخواهی کن تموم بشه پسرم

عزیزم 12دیگه کوچیک نیس ک دیگه خاهرشو اینقد ها بده تا بزنه زمین اتفاقا بزار یبارم دعواش کنه تا لوس و بچه ننه بار نیاد

الان پسرهای ۱۲ ساله کوچه میبندن😂🤣
شوخی میکنم
برای پسرت توضیح بده که این رفتار ناخواسته بوده و به علت آسیبی که به خواهرش وارد شده بوده

اشکال ندارد نمی‌خواد شوهرت نصیحت بکنی پدر خب
فقط از احساس پسرت به شوهرت بگو بگو خیلی ناراحت بود....
ولی قرار نیست که بهش یاد بدی چیکار کنه اونجوری بینتون دعوا میشه

شوهر منم دخترمو خیلیییییی دوست داره قشنگ بروز میده که فرق میذاره بین دخترو پسرم

عزیزم بنظرم گاهی دعوا هم لازمه باید از یکی تو این سن که میگی 12 سالشه حساب ببره آخه دیگه خیلیم بچه نیس اینجوری لوس میشه ها به قول خودمون بچه مامانی میشه باید مواظب خواهرش می‌بود بنظرم حس مسئولیت پذیری رو بهش یاد بدین که از همین حالا مواظب خواهرش باشه این نظر من بود❤️

بهش بگو جفتشون بچه ن و پسرت نمی‌خواسته که از قصد خواهرش و بندازه بگو از الان اینجوری میکنی و بینشون فرق قائل میشی بچه درآینده اعتماد بنفسش از بین میره و اذیت میشه و ناخودآگاه وقتی میبینه که بخاطر خواهرش میخواستی بزنیش دیگه رابطه ‌ با خواهرش هم خراب میشه بگو لطفا دیگه اینکارو نکن

الهی بگردم 🫠🥲

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۲ سالگی
مامان مامان فندقی🐻 مامان مامان فندقی🐻 ۲ سالگی
امروز رفتم خونه مامانم، یهو دیدم دخترم نیست نامزد داداشم ب زور برده بودیش حمام ،اونقدر گریه کرد ک نفسش رفت ، ب زور ارومش کردم موقع ناهار شد پسرم لگد میزد گوشی بده گفتم باهام نیست. و ب زور دخترم خواب کردم پسرم چیپس میخورد تو گوش دخترم تو خواب دیدم عه همه بهم میگم بدبخت از دست بچه‌اش آرامش نداره. ده دقیقه دخترم خواب کردم وای بدخپاب شده بود ...از اون طرفم دیدم یکی هی آیفون میزنع. دیدم پسرم بوده آیفون میزده فرار میکرد .... و باز دیدم عه صدا همشون در اومد. منم ساعت سه اومدم خونه ناهار شوهرم دادم گفت من میرم با پسرم تو اتاق میخابیم گفتم بسلامت🤫✨ من موندم دخترم همش گریه بردمش حمام. آوردم عصرونه دادمش باز گریه بردمش کوچه. پسرم بیدار شد گریه نق شروع شد اونم با زور آروم مردم بلند شدم تی کشیدم جارو ملافه شستن ظرف. شام پختن .... دیدم دخترم پسرم همو کشتن .....🥴شام زهرمارم شد. دیدم که پسرم دسته تی زده تو سر دخترم .... ب زور الان نشوندمشون پای فیلم .....که خدایا کمکم کن باز پانیک لعنتی بهم دست داد اینم از امروز من. 🫶🫶
مامان الیار مامان الیار ۲ سالگی
مامانا دیروز پسرم شارژر گوشی رو پرت کرد سمت باباش ینی اگه باباش سرشو کج‌نمیکرد چشمش کور شده بود شارژر دقیقا خورد یه قیمت پشت پلک شوهرم بخیه داره از قبل خورده به اون بخیه سربازکرده و کلی خون اومده و ورم کرده شوهرم فقط از درد ناله کرد هیچی به پسرم نگفت ولی من ناخوداگاه وفتی خون رو دیدم جیغ زدم سر پسرم که ببین چیکار کردی پسرم هم خون رو که دید ترسید اومد بغلم باگریه فقط میگفت پرت کردم پرت کردم دیدم خیلی ترسیده گفتم چیزی نیس الان خوب میشه... حالا از دیروز پسرم خیلی کسله حس میکنم ناراحته یا اینکه دعوای من روی روحیش تاثیر گذاشته با صبح سرکاربودم وقتی اومدم مامانم پسرمو اورد خونه همین که درو باز کردم به روش گفت بابا خوب میشه؟
یا اینکه باباش رو نگاه میکنه اثر اون ضربه هنوز خوب نشده بغض میکنه... چیکار کنیم از سرش بیفته این ناراحتی؟!
موتور سواری خیلی دوست داره باباش میگه غروب با موتور ببریمش پارک که این موضوع یادش بره... ولی من بعید میدونم چون از صبح که باباشو ندیده بود باز تا اومد خونه ناراحت باباش بود...
مامان آرین مامان آرین ۱ سالگی
خدا پسرم برام دوباره داد بهم
خدا خودش کمکم کرد
هیچی نمتونم بگم فقط خدایا شکرت 😭😭😭

عصر چای ریختیم اومدم بخوریم پسرم قند برداشت دو تا یکی دستش بود یکی گذاشت تو دهنش هر بار میخوره منم چیزی نگفتم چون یکی کوچلو برمی‌داره یا با چای میخوره
گذاشت دهنش رفت اونطرف بالش بود دراز کشید یهوی دیدم خفه میشه بلند شدم از پشتش آنقدر زدم بالا بیاد نیومد گیر کرده بود نه می‌رفت بالا نه پایین کلا صداش در نیومد کبود شد پسرم 😭😭
از پشتس زدم به اورژانس زنگ زدیم جواب ندادن پسرم صداش در نیومد کبود شد شوهرم با دستش گلوش پایین کشید کمی از دهنش خون اومد دیدم دیگه دست پا میزد اصلا نمتونست نفس بکشه مردم دیگه خودم جون میدادم گفت دیگه بیا بچه رو از دستم رفت شوهرم آب داد بهش منم خودمو کتک میزدم داد میزدم
شوهرم آب داد با انگشت فرو کرد دهن بچه قند هل داد رفت پایین نفس در اومد بعد گریه کرد😭😭😭
من چیزی دیگه نفهمیدم دستم بی حس اصلا افتاده رو زانوم بی حس خودمو کتک میزدم گریه میکردم شوهرم گفت خوبه ببین
وای خدا چی کار کنم انقدر گریه کردم پشت پسر مو باز کردم دیدم کبود شده انقدر از پشتش زدم کبود شده 😭😭
الآنم فقط گریه که چرا اینطوری زدم دستم بیافته مامان چرا زدم
عذاب وجدان دارم خدایا چی کار کنم
بچه ام نمتونه چیزی قورت بده گلوش زخم شده چیزی نخورد هیچی فقط آب وشیر دادم بهش کمی فقط موز نرمه دادم ببینیم می‌تونه بخوره کم خورد
آب دهنش قورت میده میترسه گریه می‌کنه دستش رو میذاره گلوش
خدا به سر هیچ مادری نیارع خدا با بچه امتحان نکنه 😭😭😭
خیلی اشتباهه من هر بار گفتم میخوره دیگه ولی کار ی بار میشه چیزی زمین نمیزارم ولی با قند میخواست خفه بشه
آرین خدا داد خودش نگهدارش باشه 🤲