تایپک دلی میزنم
میخام تجربمو از شیر گرفتن بگم،5روز پاکی😂🙏
روز 27 بود از خواب بیدار شدیم دیگ بهش. شیر ندادم چند ساعتی یبار میومد برا شیر ولی سر گرمش میکردم یادش میرفت تا غروب دیگ خیلی خشته شده بود بغلش کرده بودم دیدم خابه گذاشتمش بخابه تا موقعه شام صداش امد اورپمش سر سفره غذا بهش دادم زیاد نخورد. بهونه شیر میگرفت منم بهش ندادم یهو نردیک نیم ساعت ی ریز گریه میکرد و خودشو از تو بغلم پرت میکرد هم بغلمو میخاست هم نمبخاست بیاد بغلم لج کرده بود بعد اوردمش خونه با فیلم خوارکی اینا سرگرمش کردم خلاصه تا ساعت3نیم اینا بیدار بثدیم بعد خابیدیم تا ساع8صبح بیدار شدیم رفتم بهش صبحونه دادم اینا. روز دومم. خیلی راحت تر بود. ولی شبش بارم همون مکافات دیروز داشتم روز سوم عالی بود اصلا نیومد سمتم برا شیر شبم ساغت10 رختخواب انداختم امد پیشم یکم بهاش بازی کردم خابید خودش خابید ولی شبش تو اوج خپاب بهش شیر دادم سینه هام خیلی درد میکرد سفت شده بود و گفته محلیا باید 3بار موقعه شیر خوردن بگی شیرم حلالت صبحش بیدار شد باز راحت کارق نداشت خاستم بگم انقدای یک میگن سخت نیست خیلی راحته فقژ. صیر میخاد بعدش عالبی یراحت میشی من ابرا از شب ک میخابید تا صبح فقط مک میزد با دستش با نک سینم باز یمیکزد انقد اذیت میشدم ک نگو حالم بد میشد. صبح ک بیدار میشدم از کمر درد نمیتونستم تکون بخورم ولی الان انقپ راحت دشم. مرتب غذا میخوره. راحت میخابه اصلا عالییی این خوراکیاهم براش گرفتم1300واقعا چقد چیزا گرونن

تصویر
۹ پاسخ

خدا کنه پسرم منم راحت از شیر بگیر خیلی خیلی خیلی وابسته سینس من خودمم بدتر فکر کردن بهش اشکم درمیاره

برا بعضیا راحته بعضیا نه
بجه ها متفاوتند
چ چیزی رو جایگزین شیر مادر کردی ؟
چون هنوز تا ۲ سال بدنش نیلز ب شیر داره

شب سوم بهش دادی؟

بسلامتی عزیزم دختر منم خیلی وابسته ی سینه هست موقع خواب که فقط میگه جی جی بخورم بخوابم روی پا میزارمش خودشو پرت میکنه پایین نمیدونم چیکارش کنم والا

شما پفک رو میذارید داخل یخچال؟

چرا پفک حدقال شیر و فوقش جوب شور پفک هم سویق بخری

اما من خیلی اذیت شدم

خداردشکرگلم بله گلم توواجبات بچم موندم خوراکی جای خودداره بچم شبامی خوابه من میشینم گریه می کنم عذاب وجدان دارم تادوماه پیش بازخوب بودشرایط الان شدیم صفرمن توخریدشیرخشک ومای بی یی بچم موندم 😔انقددلم گرفته

چه خوب کار خوبی کردی راحت شدی دیگ سینه هات فقط یه روز دردداشت شیردادی دیگه دردنداشت شیرت برگشت؟

سوال های مرتبط

مامان پناه❤ مامان پناه❤ ۲ سالگی
سلام مامانا میخام تجربه واکسن ۱۸ ماهگی دخترم و بگم کارایی ک کردم و باعث شد خیلی راحتر از اون چیزی ک فکرشو می‌کردم واسترس داشتم بابتش بگم ،حتی از واکسن ۶ ماهگی هم راحتر بود ،،،،، من دخترمو ساعت ۱۲ ظهر واکسن زدیم و اومدیم خونه به دخترم قطره استامینوفن پاراکید دادم تا یه ساعتی باهاش بازی کردم ک دیگ خابش میومد خابید دیدم تو خاب ناله میکنه بیدار شد گفت مامان پام اییی و خیلی بیقرار بود گریه میکرد و اصلا و از من جدا نمیشد و دیدم تب خفیف داره اینم بگم اجازه کمپرس نمی‌داد وقتی خابید من دو سه بار حوله گذاشتم فریزر و گذاشتم روی پاش خلاصه بیدار شد خیلی بی قرار بود بهش پاراکید دادم و یکساعت بعدشم ایپروفون و همسرم بردش بیرون ،،، همون بیرون شد راه نجات یک دو ساعتی بیرون بود پارک رفته بود و سرسره و دنبال گربه خلاصه اومد دیدم یکم داغه و بهش شیر و استامینوفن دادم و یکم خابید براش کمپرس گرم گذاشتم و شکر خدا دخترم دیگ اذیت نبود هر شش ساعت بهش ایبوپروفن دادم و تا ساعت ۱۲ شب هر ۴ ساعت پاراکید بعدش هر ۶ ساعت ،دخترم دیگ راحت تا صبح خابید فقط منو همسرم محض احتياط تا صبح نوبتی بیدار بودیم و چک کردیم یکوقت تب نکنه صبح بیدار شد اوکیه بازی میکنه و تبم نمیکنه و ولی من تا شب میخام بهش این پاراکید و ایپروفون بدم ،،،، انشالله شما هم خیلی راحت براتون بگذره ،دختر من اصلا تب نکرد و همون راه رفتن باعث شد ک پاشم دردش خیلی کم باشه
مامان پوریا🩵🐣 مامان پوریا🩵🐣 ۱ سالگی
تجربه از شیر گرفتن پوریا🍼👼🏻🩵
روز اول دوم و سوم موندم خونه مادرم روزا اصلا بهش شیر نمیدادم با پسته گردو کشمش کته تخم مرغ بستنی اینا مشغولش مبکردم
یه پارک هم هست اینجا هی میبردیمش بازی می‌کرد 🎢
بعد اومدم خونمون دوروزم اینجا بودیم همچنان روزا نمیدادم. خواب ظهرش هم بیدار می‌شد گریه می‌کرد باز من نمیدادم خیلی سخت رو پام میخابید چون عادت داشت به باشیر خابیدن 😮‍💨🥱
ولی خب نشدنی نبود 😬
تسلیم شد
سعی میکردم خیلی باهاش بازی کنم خیلی خسته شه
بعدشم سه چهار روز رفتیم مسافرت اونجا کلا یادش رفت دیگ بیاد سمتم
چون من رژ قرمزی زده بودم سعی میکردم اصلا نشونش ندم چون عصبی می‌شد هر وقت میومد سمتم یه جوری مشغولش میکردم تا دو هفته من اصلا جلو پوریا دراز نکشیدم لباس در نیوردم
شبانه خابش خیلی خوب شده بود شاید یه بار بیدار شه شیر بخاد بهش آب میدم میندازیش رو پام
هفته اول شبا میدادم بهش ولی الان نه
خیلی سخت بود خیلی سخت ولی خب تموم شد خیلی از نظر روحی روانی داغون شدم پوریا خودش عصبی و لجباز شده بود
صبحا با انرژی بیدار نمیشد چون عادت داشت شیر بخوره بعد بیدار شه عصبیش میکرد این
رفته رفته سینه هام شل شدن و افتاده تر ابن خیلی رو مخمه باید یه فکری بکنم براش🫤🫠🫠🫠
خلاصه این ماه خیلی پر چالش بود 😑
ولی تموم شد
اینم بگم دیگ حرص نمیخورم سر غذا خوردنش
خیلی خوب غذا مبخوره
از وقتی هم بدنیا اومده بود یوبس بود
هر دارویی دادم ولی خوب نمیشد
از شیر که گرفتمش بهتر شده 🥲👼🏻🤎
پارت دوم پست بعدی
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
مامان آراز مامان آراز ۲ سالگی
سلاااام از سومین روز واکسن🖐
میخام تجربمو بگم....آراز کلا بد واکسنه سر همهههه ی واکسناش تب کرد دوماهی یه روز تب وچهارماهگی دو روز شش ماهگی ک کلا بستری شد تو بیمارستان بخاطر تب...بخاطر همین خیلی استرس اینو داشتم ۱۸ماهگی ک همه هم خیییلی بزرگش کرده بودن خیلی میترسیدم...
من قبل واکسن استا دادم رفتیم بهداشت بعد اونجا بردمش خانه بازی یک ساعت بازی کرد بعد اون رفتیم خونه داداشم با برادرزاده هام کلی بازی کرد..
تصمیم داشتم بعد اون برم خونه خاهرم چون اراز خیلی اونجارو دوس داره
تو ماشین بیحال شد خابید تا رسیدیم اونجا شارژ شد تا ۱۲ شب زمین نشست فقط بعضی وقتا دستشو میگرف میگف درد
دیگ ۱۲ شب خودش گف لالا خابوندمش تو خاب تب کرد بهش پروفن دادم دی تا ۲ ۳ تبش کم شد ولی ما تا ۷صب بیدار بودیم روز دوم اصلا تب نکرد ولی سر ساعت استا میدادم بهش امروزم ک دیگ کلا دارو ندادم
خبببب همین دیگ خاستم بگم اونجوری ک خیلیا میترسونن ادمو نیس برا ما خیلی راحت بود خداروشکررررر... حتمااا بزارین بچه ها فعالیت کنن ک واکسن پخش شه ...😘😘
مامان میران🩵دلوان🩷 مامان میران🩵دلوان🩷 ۱ سالگی
خب اومدم بعد از ۳ روز که واکسن ۱۸ ماهگی رو زدیم تجربیاتم و بگم
من واکسن دوقلوهامو همیشه باهم و تو یک روز زدم از اولش
واکسن ۱۸ ماهگیم مثل قبلیا بود ولی یکم سخت تر الکی از غول ساختن
درسته بچه اذیت میشه اما دو روز
واکسنو که صبح زدیم دخترم تا شب ساعت حالش خوب بود و بازی میکرد و خوابید بیدار شد پاش خشک نشد و بازی میکرد همچنان ولی شب تب کرد که هر ۴ ساعت بروفن میدادم و اوکی بود
پسرم تا ظهر خوب بود بازی میکرد ولی ظهر خوابید بیدار شد با گریه ی شدید پاش خشک شده بود و نمیتونست تکونش بده کلا شبشم تب کرد بروفن میدادم و کنترلش میکردم
فرداش که بیدار شد بهتر بود ولی بازم نشست و پاش درد میکرد کلا نشست یه روز کاملم
روز سوم که بیدار شدن خداروشکر حالشون بهتر بود تبشون اوکی بود
روز اول هر ۴ ساعت دقیق روز دوم هر ۶ ساعت بروفن دادم و تمام
خدااااروشکر این مرحله رم پشت سر گذاشتیم
حالا دیگ میره تا ۶ ماه دیگ که از شیر بگیرمشون چون من قصد دارم تا ۲۴ ماهگی شیر بدم دو وعده بیشتر شیر نمیخورن کلا خیلی وقته