تجربه از شیر گرفتن پوریا🍼👼🏻🩵
روز اول دوم و سوم موندم خونه مادرم روزا اصلا بهش شیر نمیدادم با پسته گردو کشمش کته تخم مرغ بستنی اینا مشغولش مبکردم
یه پارک هم هست اینجا هی میبردیمش بازی می‌کرد 🎢
بعد اومدم خونمون دوروزم اینجا بودیم همچنان روزا نمیدادم. خواب ظهرش هم بیدار می‌شد گریه می‌کرد باز من نمیدادم خیلی سخت رو پام میخابید چون عادت داشت به باشیر خابیدن 😮‍💨🥱
ولی خب نشدنی نبود 😬
تسلیم شد
سعی میکردم خیلی باهاش بازی کنم خیلی خسته شه
بعدشم سه چهار روز رفتیم مسافرت اونجا کلا یادش رفت دیگ بیاد سمتم
چون من رژ قرمزی زده بودم سعی میکردم اصلا نشونش ندم چون عصبی می‌شد هر وقت میومد سمتم یه جوری مشغولش میکردم تا دو هفته من اصلا جلو پوریا دراز نکشیدم لباس در نیوردم
شبانه خابش خیلی خوب شده بود شاید یه بار بیدار شه شیر بخاد بهش آب میدم میندازیش رو پام
هفته اول شبا میدادم بهش ولی الان نه
خیلی سخت بود خیلی سخت ولی خب تموم شد خیلی از نظر روحی روانی داغون شدم پوریا خودش عصبی و لجباز شده بود
صبحا با انرژی بیدار نمیشد چون عادت داشت شیر بخوره بعد بیدار شه عصبیش میکرد این
رفته رفته سینه هام شل شدن و افتاده تر ابن خیلی رو مخمه باید یه فکری بکنم براش🫤🫠🫠🫠
خلاصه این ماه خیلی پر چالش بود 😑
ولی تموم شد
اینم بگم دیگ حرص نمیخورم سر غذا خوردنش
خیلی خوب غذا مبخوره
از وقتی هم بدنیا اومده بود یوبس بود
هر دارویی دادم ولی خوب نمیشد
از شیر که گرفتمش بهتر شده 🥲👼🏻🤎
پارت دوم پست بعدی

تصویر
۶ پاسخ

منم دوس دارم ازشیربگیرمش ولی اطرافیان میگن نگیربهش ظلم میکنی😒

عزیزم سینه هات بعد از مدتی فرم میگیرن وخوب میشن

عزیزم بعد از چند روز ک شیر روز رو قطع کردی شیر شب هم قطع کردی ؟

من پسرمو از 10ماهگی گرفتم چون ی ماه بعدش زایمان داشتم تااا هشت ماه بارداری ب بچم شیر دادم. بعدش دیگ وقتی گرفتم شیر خشک هم ندادم. ی مددت شیر گاو دادم حالش بد شد مریض شد دیگ اونم ندادم. الانم خداااااروشکر هرغذای میخوره. حتی برای دخترم ک فرنی درست میکنم ب پسرمم میدم میخوره.

وای وای با افتادگی و شل شدن چ کنیم
منم رو مخمه من ماه بهمن دخترم و گرفتم از شیر
تقریبا کارام مثل شما بود
با این تفاوت ک من چسب برق زدم 😅حالا همه میگن خوب میشه سینه ها بعد ی مدتی.

درخواست دادم بهتون

سوال های مرتبط

مامان میران🩵دلوان🩷 مامان میران🩵دلوان🩷 ۱ سالگی
خب اومدم بعد از ۳ روز که واکسن ۱۸ ماهگی رو زدیم تجربیاتم و بگم
من واکسن دوقلوهامو همیشه باهم و تو یک روز زدم از اولش
واکسن ۱۸ ماهگیم مثل قبلیا بود ولی یکم سخت تر الکی از غول ساختن
درسته بچه اذیت میشه اما دو روز
واکسنو که صبح زدیم دخترم تا شب ساعت حالش خوب بود و بازی میکرد و خوابید بیدار شد پاش خشک نشد و بازی میکرد همچنان ولی شب تب کرد که هر ۴ ساعت بروفن میدادم و اوکی بود
پسرم تا ظهر خوب بود بازی میکرد ولی ظهر خوابید بیدار شد با گریه ی شدید پاش خشک شده بود و نمیتونست تکونش بده کلا شبشم تب کرد بروفن میدادم و کنترلش میکردم
فرداش که بیدار شد بهتر بود ولی بازم نشست و پاش درد میکرد کلا نشست یه روز کاملم
روز سوم که بیدار شدن خداروشکر حالشون بهتر بود تبشون اوکی بود
روز اول هر ۴ ساعت دقیق روز دوم هر ۶ ساعت بروفن دادم و تمام
خدااااروشکر این مرحله رم پشت سر گذاشتیم
حالا دیگ میره تا ۶ ماه دیگ که از شیر بگیرمشون چون من قصد دارم تا ۲۴ ماهگی شیر بدم دو وعده بیشتر شیر نمیخورن کلا خیلی وقته
مامان ♡ابرا♡ مامان ♡ابرا♡ ۱ سالگی
تایپک دلی میزنم
میخام تجربمو از شیر گرفتن بگم،5روز پاکی😂🙏
روز 27 بود از خواب بیدار شدیم دیگ بهش. شیر ندادم چند ساعتی یبار میومد برا شیر ولی سر گرمش میکردم یادش میرفت تا غروب دیگ خیلی خشته شده بود بغلش کرده بودم دیدم خابه گذاشتمش بخابه تا موقعه شام صداش امد اورپمش سر سفره غذا بهش دادم زیاد نخورد. بهونه شیر میگرفت منم بهش ندادم یهو نردیک نیم ساعت ی ریز گریه میکرد و خودشو از تو بغلم پرت میکرد هم بغلمو میخاست هم نمبخاست بیاد بغلم لج کرده بود بعد اوردمش خونه با فیلم خوارکی اینا سرگرمش کردم خلاصه تا ساعت3نیم اینا بیدار بثدیم بعد خابیدیم تا ساع8صبح بیدار شدیم رفتم بهش صبحونه دادم اینا. روز دومم. خیلی راحت تر بود. ولی شبش بارم همون مکافات دیروز داشتم روز سوم عالی بود اصلا نیومد سمتم برا شیر شبم ساغت10 رختخواب انداختم امد پیشم یکم بهاش بازی کردم خابید خودش خابید ولی شبش تو اوج خپاب بهش شیر دادم سینه هام خیلی درد میکرد سفت شده بود و گفته محلیا باید 3بار موقعه شیر خوردن بگی شیرم حلالت صبحش بیدار شد باز راحت کارق نداشت خاستم بگم انقدای یک میگن سخت نیست خیلی راحته فقژ. صیر میخاد بعدش عالبی یراحت میشی من ابرا از شب ک میخابید تا صبح فقط مک میزد با دستش با نک سینم باز یمیکزد انقد اذیت میشدم ک نگو حالم بد میشد. صبح ک بیدار میشدم از کمر درد نمیتونستم تکون بخورم ولی الان انقپ راحت دشم. مرتب غذا میخوره. راحت میخابه اصلا عالییی این خوراکیاهم براش گرفتم1300واقعا چقد چیزا گرونن
مامان نینی مامان نینی ۱ سالگی
خوب پیرو تایپینگ دیروز که گفتم رفتیم واکسن ۱۸ دخترم رو زدیم گفتم بیام تجربه ام رو اینجا بگم الان که نزدیک ۲۸ ساعت گذشته
دیروز موقع واکسن که شدیددددد گریه میکرد بعدش رفتیم خونه از بغلم جم نمی‌خورد همش می‌خاست بغل باشه و اصلا تمایلی به راه رفتن نداشت
پاراکید رو هر چهار ساعت بهش میدادم عصر دو ساعت خابید اما اگر کوچکترین تکونی به پاش میخورد بیدار می‌شد گریه میکرد وقتی بیدار شد اولش که دراز کش بود خیلی خوشحال و عادی بیدار شد می‌خاست بلند شه دید نمیتونه شروع کرد به گریه دیگه اصلا آروم نمیشد فقط باید بغلش میکردم راه می‌بردم پوشک عوض کردنم مصیبت بود
در حالت عادی من میشورمش همیشه اما چون میترسیدم آب بخوره به واکسن با دستمال مرطوب آمیزش میکردم اما موقع پوشک بشدددت بیقرررگار میشد و گریه میکرد چون به پاش یکم تکون وارد میشد
شام هم اصلاااا میل نداشت خیلی کم خورد بیشتر شیر خورد
از ساعت پنج عصر تا یازده شب بدترین ساعات بود چون مدام تب میکرد و درد وحشتناکی داشت بهش دست می‌زدی گریه میکرد همش رو پام بود و‌تکون نمیخورد هی محبود بودم متاسفانه با گوشی سرگرمس کنم چون خیلی بی تاب بود
شب چون خیلی تب داشت بهش بروفن دادم خابید خداروشکر نیس خیلی زود اومد پایین و شب آرومی داشت هر چهار ساعت بروفن میدادم صبحم بیدار شد خیلی عادی اپل میترسید راه بره و مقاومت میکرد تشویقش کردم چند قدمی برداره دید دردش کمه دیگه عادی شد و بازی کرد اما لنگون لنگون راه می‌ره نهارم غذایی که خیلی دوست داره درست کردم خداروشکر خورد همشو بعدشم بردمش حموم با رنگ انگشتی دیوار ها رو نقاشی کردیم و بازی کردیم در حد یه زیر دوش بردن شستمش و تمام

شیر خشک بچه ختنه زنان و زایمان علائم بارداری علائم زایمان علائم بارداری ختنه
مامان زینب جون😍👶🏻 مامان زینب جون😍👶🏻 ۲ سالگی
خب من اومدم با تجربه واکسن ۱۸ ماهگی😶 ما صبح بیدارشدیم لباسی پوشوندم که اونجا استینش راحت بره بالا شلوارم لی و این چیزا نبود ی کشی راحت پوشوندم
زینب جان خیلی ترسوعه اول که همون قطره خوراکیو خواست بده گریه هاش شروع شد و من بسختی نگهش داشتم چون تنها رفته بودم واقعا نگهداشتنش سخت بود ولی بعدش راحت تونستم ارموش کنم انگار چون بزرگ شدن با وعده پارک و به به اروم شد
بعدش بردم یه فضای سبز تا حوصله داشت راه رفت بعد بردم پارک یکم بلزی کرد بعدش بردم یه اب هویج خریدم براش ( چون یه کلیپ دیدم وقتی تب رخ میده اگ بدن آب کافی داشته باشه جای نگرانی نیست منم اب خیلی میدادم اب هویجم چون خونه نمیخوره بیرون خریدم خورد )
خلاصه اومدیم خونه و دوباره شیر دادم ینی تا میتونستم مایعات میدادم مایبیبی هاش فقط از ادرار سنگین میشد) و ساعت حدود ۲ بود خوابید وقتی بیدار شد درد پاهاش شروع شده بود ولی بازم تا ۶ با نشسته باهاش بازی میکردم سرگرم میشد ناهارم کاچی درست کردم براش ولی امان از ۶ ب بعد درداش ب اوووج رسیده بود اصن نمیشد حتی مایبیبیشو عوض کنم

ادامشو پایین‌میذارم 👇🏻
مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۲ سالگی
سلام عزیزای دل دوستای خوبم مامان های قشنگ

امروز یه پیام گذاشتم که در ادامه اون اومدم تا تجربه خودم رو در مورد از شیر گرفتن بگم

البته اینم بگم که دختر من در کل بچه سختی نیست و خیلی قانونمند هست

من از همون یکی دو ماهگی دخترم اصلا بهش هر دقیقه شیر ندادم طبق برنامه پنجره بیداری متناسب با سنش پیش رفتم مثلا برای یک ماه ۴۵ دقیقه بیداری بود من دخترم رو با روتین می‌خوابوندم بعد که بیدار می‌شد همون اول بهش شیر میدادم اونم فقط در حدی که خودش می‌خورد نه زیادی مثلا اون موقع ها دختر من تهش پنج دقیقه شیر می‌خورد اونم از یک سینه و سیر می‌شد و سینه دوم رو نمی‌خورد کلی هم ای همین گهواره و اطرافیان شنیده بودم که بچه باید بیست دقیقه مک بزنه امت با مشورت و مطالعه با پزشکان و … دیدم اشتباه هست و دختر من با همون پنج دقیقه سیر می‌شد
از طرفی شب ها هم چون دخترم ۳۸ هفته کامل به دنیا اومده بود و نارس نبود خداروشکر و ورن حداقلی رو داشت باز هم به اجبار بیدارش نمی‌کردم و هر وقت خودش می‌خواست بیدار می‌شد دکتر گفت نهایتا ۴ ساعت خودت شیر بده اما دختر من نمی‌خورد و ساعتش رو پیدا کردم دختر من پنج ساعته بود و بهش اجازه دادم هر زمان خودش بیدار شد بخوره این باعث شد که دختر من برای شیر شب و روز روتین و ساعت داشته باشه یعنی سر ساعت شیر می‌خواد و دفعات شیرش مشخص بود بزرگ‌تر که شد دیگه سر هر غر و گریه ای بهش شیر نمی‌دادم چون تایمش مشخص بود برای حذف شیر شب هم از چهار ماهگی شروع کردم و از نزدیکترین تایم به وعده شب شروع کردم

توی کانال تلگرام کامل گذاشتم خیلی طولانی شد باید چند سری بگذارم

https://t.me/babyfood_momybahare
مامان پناه❤ مامان پناه❤ ۲ سالگی
سلام مامانا میخام تجربه واکسن ۱۸ ماهگی دخترم و بگم کارایی ک کردم و باعث شد خیلی راحتر از اون چیزی ک فکرشو می‌کردم واسترس داشتم بابتش بگم ،حتی از واکسن ۶ ماهگی هم راحتر بود ،،،،، من دخترمو ساعت ۱۲ ظهر واکسن زدیم و اومدیم خونه به دخترم قطره استامینوفن پاراکید دادم تا یه ساعتی باهاش بازی کردم ک دیگ خابش میومد خابید دیدم تو خاب ناله میکنه بیدار شد گفت مامان پام اییی و خیلی بیقرار بود گریه میکرد و اصلا و از من جدا نمیشد و دیدم تب خفیف داره اینم بگم اجازه کمپرس نمی‌داد وقتی خابید من دو سه بار حوله گذاشتم فریزر و گذاشتم روی پاش خلاصه بیدار شد خیلی بی قرار بود بهش پاراکید دادم و یکساعت بعدشم ایپروفون و همسرم بردش بیرون ،،، همون بیرون شد راه نجات یک دو ساعتی بیرون بود پارک رفته بود و سرسره و دنبال گربه خلاصه اومد دیدم یکم داغه و بهش شیر و استامینوفن دادم و یکم خابید براش کمپرس گرم گذاشتم و شکر خدا دخترم دیگ اذیت نبود هر شش ساعت بهش ایبوپروفن دادم و تا ساعت ۱۲ شب هر ۴ ساعت پاراکید بعدش هر ۶ ساعت ،دخترم دیگ راحت تا صبح خابید فقط منو همسرم محض احتياط تا صبح نوبتی بیدار بودیم و چک کردیم یکوقت تب نکنه صبح بیدار شد اوکیه بازی میکنه و تبم نمیکنه و ولی من تا شب میخام بهش این پاراکید و ایپروفون بدم ،،،، انشالله شما هم خیلی راحت براتون بگذره ،دختر من اصلا تب نکرد و همون راه رفتن باعث شد ک پاشم دردش خیلی کم باشه
مامان سپهر مامان سپهر ۱ سالگی
سلام به مامانای گل
دیگه امروز خواستم تجربه از شیر گرفتن سپهر رو بگم
من امروز ۲۰ روز هست که سپهر رو از شیر گرفتن
سری اول چند ماه قبل شیر شبو قطع کرده بودم که بعدش کلا از شیر بگیرم که نتیجه نگرفتم و پسرم شدید تر از قبل شروع به شیر خوردن کرد
بنابراین تصمیم گرفتم کلا از شیر بگیرمش چون تدریجی برا ما نتیجه نداد
روز اول صبح تو خواب شیر خورد و دیگه از اون لحظه قطع کردم
تا شب بازی کرد و مشغولش کردم و خوراکی دادم شیر نخواست
اما شبش واقعاااااا وحشناک بود
پسرم عادت داشت شیر بخوره و بخوابه
خواب زده بود به کلش و نمیتونست بخوابه واقعا شب بدی بود تا اینکه ساعت ۵ صبح خوابید
شب دومش خیلی بهتر از شب اول بود در کل برا ما شب اول خیلی سخت گذشت
اما تجربباتم
۱: حتما با مامانتون یا کسی که راحتین بچه رو از شیر بگیرین هر چی نفرات بیشتر کار راحت تر میشه
۲: من تا یک هفته شبا سپهر رو تو ماشین میخوابوندم یعتی ساعت ۱۱/۳۰ میرفتیم بیرون تو ماشین میخوابید
۳: سعی کنین برین مهمونی یا گردش که بچه خسته شه و شب راحت بخوابه
۴:من نیم ساعت قبل خواب بهش شیر پاستوریزه یا هر خوراکی میدم که سیر بشه و نصفه شب گرسنه نشه
درسته که موبایل و تلوزیون خوب نیست ولی نمیشه همشو یه جا منع کرد
من وقتی خونه ایم و میبینم نمیخوابه یه کوچولو تلوزیون براش روشن میکنم یا تو گوشی یکی از فیلماشو باز میکنم و خوابش میگیره
ببخشید طولانی شد ولی این تجربه ۲۰روزه ام بود پسر من تو روز کلا زیاد شیر نمیخورد مشکل من شب بود که خداروشکر فقط شب اول خیلی سخت گذشت