سلام عزیزای دل دوستای خوبم مامان های قشنگ

امروز یه پیام گذاشتم که در ادامه اون اومدم تا تجربه خودم رو در مورد از شیر گرفتن بگم

البته اینم بگم که دختر من در کل بچه سختی نیست و خیلی قانونمند هست

من از همون یکی دو ماهگی دخترم اصلا بهش هر دقیقه شیر ندادم طبق برنامه پنجره بیداری متناسب با سنش پیش رفتم مثلا برای یک ماه ۴۵ دقیقه بیداری بود من دخترم رو با روتین می‌خوابوندم بعد که بیدار می‌شد همون اول بهش شیر میدادم اونم فقط در حدی که خودش می‌خورد نه زیادی مثلا اون موقع ها دختر من تهش پنج دقیقه شیر می‌خورد اونم از یک سینه و سیر می‌شد و سینه دوم رو نمی‌خورد کلی هم ای همین گهواره و اطرافیان شنیده بودم که بچه باید بیست دقیقه مک بزنه امت با مشورت و مطالعه با پزشکان و … دیدم اشتباه هست و دختر من با همون پنج دقیقه سیر می‌شد
از طرفی شب ها هم چون دخترم ۳۸ هفته کامل به دنیا اومده بود و نارس نبود خداروشکر و ورن حداقلی رو داشت باز هم به اجبار بیدارش نمی‌کردم و هر وقت خودش می‌خواست بیدار می‌شد دکتر گفت نهایتا ۴ ساعت خودت شیر بده اما دختر من نمی‌خورد و ساعتش رو پیدا کردم دختر من پنج ساعته بود و بهش اجازه دادم هر زمان خودش بیدار شد بخوره این باعث شد که دختر من برای شیر شب و روز روتین و ساعت داشته باشه یعنی سر ساعت شیر می‌خواد و دفعات شیرش مشخص بود بزرگ‌تر که شد دیگه سر هر غر و گریه ای بهش شیر نمی‌دادم چون تایمش مشخص بود برای حذف شیر شب هم از چهار ماهگی شروع کردم و از نزدیکترین تایم به وعده شب شروع کردم

توی کانال تلگرام کامل گذاشتم خیلی طولانی شد باید چند سری بگذارم

https://t.me/babyfood_momybahare

۱ پاسخ

چقدر خوب پیش رفتی
من نوزاد که بود تقریبا یه ماه اول هر دوساعت بالا سرش مینشیتم سینه ام میذاشتم دهنش ولی خب دخترم خواب خواب بود و نمیخورد و هر سه ساعت بیدار میشد من دیگه گذاشتم هروقت بیدار شد ..خیلی خودم اذیت کردم
و یه اشتباه دیگه که کردم بزرگتر که شد شبا هروقت بیدار شد با شیر خوابوندمش الان هرکار میکنم شبا که بیدار میشه خودش نمیخوابه و باید شیر بخوره

سوال های مرتبط

مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۲ سالگی
شیر شب هم از چهار ماهگی شروع کردم و از نزدیکترین تایم به وعده شب شروع کردم مثلا پنج ماهگی که غذا خور شد شام می‌دادم بعد نیمساعت شیر و بعد نیمساعت خواب و بعد به ترتیب از نزدیکترین تایم به وعده غذایی شروع به خذف کردم مثلا ده شب رو آب میدادم یک یا دو بامداد رو شیر میدادم بعد کم کم تایم گرفتم از ۱۵ دقیقه شروع کردم و هر سه شب دو سه دقیقه کم کردم تا تایم ۵ صبح که طرفای شش ماهگی بود و واسه دندون و مشورت با متخصص خواب این وعده تا حوالی یازده ماهگی ادامه داشت تا حذف کلی با همون شیوه قبلی شیر روز هم دخترم پنج‌وعده می‌خواد که با بازی و … دو نه دونه حذف کردم البته دخترم خودش تایم شب قبل خواب رو اول حذف کرد چون غذا و آب می‌خواد دیگه شیر تمایل نداشت و کم کم شیر پاستوریزه توی لیوان نی دار بهش دادم تا حس نمیدن درش ارضا بشه و سینه نخواد
البته دختر من یکساله ک شد پنج وعده در ۲۴ ساعت شیر می‌خورد که با آمادگی خودم و دخترم و با توجه به تحقیقات که شیر بعد یکسالگی ارزش غذایی نداره و صرفا یک عادت هست این پنج وعده رو شروع به کم کردن کردیم چون بچه یکساله نهایتا سه وعده شیر باید بخوره و کم کم با پیشنهاد جایگزین مثل میوه های آبدار و خنک و شیر گرم پاستوریزه تو لیوان نی دار و بازی و سرگرم کردنش وعده ها رو کم کردیم و سیزده ماهش که بود خودش کلا دیگه شیر نخورد و الان شیر پاستوریزه می‌خوره
مامان مایا مامان مایا ۲ سالگی
دختر من از ماه های اول رفلاکس داشت
وزن تولدش هم ۲٫۷۶۰ بود
هر منو میدید دل منو میشکست

برای کمکی شیر خشک سیمیلاک گلد دادم. همراه شیر خودم.. وقتی برای چکاب بردم دکتر گفت چکار کردی وزنش خوب شده همون کارو ادامه بده
از ۶ ماهگی شبا نمیخورد بیشتر میخوابید من با بازی و کلک بهش شبا شیر میدادم
اوایل میخورد تا ۱۱ ماهگی شبا شیر خشک هم کنار شیر مادر میخورد. اگه چند شب شیر نمیخورد مشخص بود که لاغر شده

تا ۱ سال و ۴ ماهگی شیر خودم رو شب میخورد از بس به بچه شب بزور شیر خشک داده بودم که وزن بگیره
دیکه خودش عادت کرده برای شیر مادر بیدار می‌شد

تصمیم گرفتم شیر شب رو قطع کنم وزنش دیکه خوبه رشدش هم خوبه
شیر جلوی غذا خوردن طبیعی رو میکیره

۱ سال و ۴ ماهگی برای قطع شیر شب دیره بچه هوشیار شده روتین داره
پس روتین جدید چیدم
بازی با فعالیت زیاد توی غروب -شام- حموم و بازی توی حموم با پدرش- سرلاک رو که تا حالا ندادم به برنامه ش اضافه کردم که دیگه سیر سیر باشه -مسواک-
بعد کمی شیر مادر و خواب


یک هفته بعد کاملا عادت کرد فقط دو شب سخت بود
شب اول دو ساعت گریه کرد
همسرم تسلیم شد میگفت شیر بده اما من ندادم


بچه عادت کرد بدون شیر شب بخوابه اما با آب زیاد


حالا دیگه وقت این بود که شیر موقع خواب هم قطع بشه چون مسواک‌میزد اما بعدش دندونش شیری می‌شد

این شیر هم دو شب طول کشید

خدا روشکر
این وظیفه رو انجام دادم قبل اینکه به دندون هاش آسیب برسه
مامان روشنا مامان روشنا ۱ سالگی
مامانا من شروع کردم به روش تدریجی دخترمو از شیر بگیرم اگر توصیه ای دارید ممنون میشم بهم بگید و تجربتون رو باهام به اشتراک بذارید
دختر من هم شیر مادر میخورد هم روزی یک بار شیر خشک بهش میدادم تا ۱۵ ماهگی، وقتی ۱۵ ماهه شد شیر خشک دیگه بهش ندادم و خب چون فقط یک وعده بود اصلا اذیت نشد حتی بنظرم اصلا حس نکرد چیزی تغییر کرده
موند شیر خودم
که خب یه تایمی واقعا دم به دقیقه بود ، هروقت چشمش به من میوفتاد هر وقت من زمین یا روی مبل میشستم یادش میوفتاد روزی صد دفه شیر میخورد
ولی دو سه روزه که اون وعده های اضافی رو حذف کردیم الان فقط صبح ها که از خواب بیدار میشه شیر میخوره بعدش ظهر قبل خواب( با شیر نمیخوابه ) یکبار عصر و یکبار هم شب قبل خواب ، یکبار هم نصف شب حدود ساعت ۳ بیدار میشه یعنی کلا ۵ بار
تصمیمم اینه تا واکسنش این ۵ وعده رو بدم بعدش کم‌کم یکی یکی حذف کنم تا شهریور کامل حذف بشه
امیدوارم خودش هم همکاری کنه حس میکنم خیلی پروسه سختیه هم برای روشنا هم برای خودم چون به شدت عاشق شیردادنم و به این فکر میکنم که دیگه اونطوری بقلم نخوابه و شیر نخوره اون مدلی نگاهم نکنه بغضی میشم
مامان نیکا مامان نیکا ۱ سالگی
تجربه من از شیر گرفتن دخترم تو ۱۸ ماهگی.
خانوما من دخترم اصلا وزن نمی‌گرفت،مرتب به سینم چسبیده بود جوری که ن غذا میخورد ن میوه،و ن هیچ چیز دیگه ای..شبا تا صبح ده بار از خواب بیدار می‌شد مرتب شیر میخورد،از اونور خودمم ۱۸ کیلو وزن کم کرده بودم و خیلی بدنم ضعیف شده بود قبلش با یه متخصص صحبت کردم و گفت بنظر من بهتره از شیر بگیری تا بچت به غذا عادت کنه و جون بگیره.
من اومدم شهرستان خونه پدرم و خیلی عذاب وجدان داشتم و حتی فکر کردن بهش که این آخرین بار دخترم شیر میخوره اشکمو در میورد یه روز صبح ساعت ده بهش شیر دادم و بعدش مشغول بازی با دختر خاله هاش شد با زغال نوک سینمو یه کوچولو سیاه کردم اومد گفت می می بهش نشون دادم گفتم دو دو شده پیرهنمو پایین کشید و رفت و من اون لحظه قلبم درد گرفت،انقد مشغول بازی میشد که شیرو یادش می‌رفت شبش تا صب بی قراری کرد اصلا نخوابید همش رو پام بود خیلی گریه کرد بهش شیر موز میدادم،یا آب ولی مدام گریه میکرد از شب دوم فقط دو سه بار بیدار می‌شد اونم آب میدادم بدون گریه می‌خوابید از شب سوم دیگه عالی بود،نیکایی که من فک میکردم هیچ وقت از شیر گرفته نمیشه به لطف خدا و کمک خونواده از شیر گرفته شد و از شب ساعت ده می‌خوابه تا ده صب اصلا بیدار نمیشه شاید مثلا یه بار اونم تشنه باشه.الهی شکر غذا خوردنش خیلیییییی خوب شده میان وعده و میوه زیاد دوست داره و همه چی میخوره خودمم دیگه راحتم.اینم بگم شیر پاستوریزه،شیر موز مرتب بهش میدم.
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
حالا در مورد شیر دادن و قطع کردن شیر الان خیلی هاتون میبینم میگید که ما شیر شب میدیم دکترا چرت و پرت میگن که شیر شب قطع بکنی ماها قبلا می‌خوردیم چیزمون نشده پس ما هم به بچمون میدیم و هیچیش نمیشه .اصلا سیاه شدن دندون و اینارو من میزارم کنار کاریش ندارم
بچه بعد یکسالگی تازه شروع میشه وابستگیش به شما و همش می‌چسبه بهتون میخواد هی شیر بخوره اون جیغ میزنه سینه میزاری تو دهنش داد میزنه سینه میزاری دهنش که هیچی نگه این الان روش آروم کردنه؟واقعا این کار درسته؟شما باید تایم بزارید قبل یکسالگی هر دو ساعت ۳ ساعت یکبار بهش شیر بدید بعد ۶ ماهگی اگر تو تایم دندون دراواردن نیست شیر شب رو کنتر کنید تا یکسالگی که قطع کنید شیر شب رو چون بعد یکسالگی نابود میشید .من قبل یکسالگی از ده ماهگی تا یکسالگی به یک نوبت رسوندم بعد تو تایم دندون دراواردن شد دقیقا روز تولدش دندونش نیش زد و هر چهار تا دندون تو ۱۲ ماهگی دراوارد خب من یک ماه صبر کردم بعد که آروم شد شروع کردم همون یکی دو نوبت رو قطع کردم تقریبا بگم یک ماه زمان برد تا شیر شب قطع کردن گریه جیغ زدن پرت کردن شیشه همه چی داشت من خودم رو آماده کرده بودم بزای نخوابیدن و تمام این رفتارها بجای شیر بهش شیشه که آب داشت میدادم قند هم نمینداختم حالا بغل میکردم راه می‌بردم حتی تو کوچه می‌بردم لالایی میخوندم رو پام نمیمونه رو تاب نمیمونه تمام این یک ماه تو بغلم بود و جیغ میزد ولی خب کمتر میشد جیغاش ولی داشت چون شدیدا وابسته بود تا الان من شیر روزش هم شروع کردم کم کردن تا الان که دیگه با شیر نمیخوابونمش تا ۸ یا ۸.۳۰ شب شیر میدم و تمام میره تا فردا صبح که حالا ۶.۳۰ یا ۷ صبح بیدار بشه شیر بخوره و بخوابه
مامان آرتان و آسمان مامان آرتان و آسمان ۲ سالگی
سلام مامانا
موضوع این تایپ:✅️✅️از شیر گرفتن
بعد واکسن دو شب که گذشت من از ساعت ۱۰ شب به بعد تا ۶ صبح به آسمان شیر ندادم دوروز گذشت،یعنی امروز ساعت ۸ شب به بعد شیر ندادم،۲شب ادامه میدم و شب سوم میشه از ساعت ۶ به بعد و ادامه پیدا میکنه تا با شیر مامانش کامل خداحافظی میکنه🫠🥲
من پسرم آرتان رو هم بعد از واکسن ۱۸ ماهگی از شیر گرفتم!
برنامه ی دو هفته غذای آسمانُ نوشتم به دکتر تغذیش و دکتر خودش(فوق تخصص اطفال)نشون دادم،نظر هر دو این بود:
با توجه به برنامه غذایی ای که آسمان تو دو هفته استفاده کرده میتونی کم کم پروسه ی از شیر گرفتن رو شروع کنی!
دلایلم برای گرفتن شیر:اول سلامتی دندون هاش،دوم خواب راحت و با کیفیت،سوم احساس نا خوشایند برای ادامه ی شیردهی و خستگی بدنی خودم!
❌️فقط برای قطع شیر باید شیر پاستوریزه رو جایگزین کنید الان آسمان صبحا نصف لیوان خودش شیر میخوره همراه صبحانش شب ها هم قبل خواب اگر جا داشته باشه نصف لیوانش باز شیر میدم بهش🥰
نکاتی یادم بود رو گفتم تا مامان خانما استفاده کنن❤️
مامان خورشید و‌ ماه مامان خورشید و‌ ماه ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتنمو میخوام بنویسم .
وزنش کم بود ، به هیچ عنوان زیر بار غذا خوردن نمیرفت ، و شبها تا صبح خیلی بیدار میشد برای شیر ، به این دلایل تصمیم گرفتم شروع کنم از شیر بگیرم .
امروز روز دوم بود ، روز اول شیشه شیرش رو رنگ سیاه زدم بهش نشون دادم ، تعجب کرد اول ، شاید یکم چندشش شد ، دو سه باری که درخواست شیر داشت با دیدن شیشه اش منصرف میشد اما دیگه نزدیک ظهر حاضر بود توی همون شیشه هم شیر بخوره و میبرد نزدیک دهنش که دیگه ازش گرفتم و گفتم شیشه خراب شده ، کپک زده .... طبیعتاً گریه کرد ، بی قراری کرد زیاد ، حاضر نشد غذا بخوره که دیگه مجبوری با باباش به زور بهش چندتا لقمه دادیم ( مخالف غذا دادن زوری هستم ولی نتیجه اش تا الان فقط شده بود شیر خوردن و بدغذایی ) . دیگه یکم که سیر شد بی قراریش کمتر شد.
شب موقع خواب از قبل چون عادتش داده بودم بدون شیر بخوابه راحت خوابید اما اینکه هر دو ساعت برای شیر بیدار میشد شده بود معضلم که تصمیم گرفتم فعلا چند روزی قبل از بیدار شدنش توی خواب عمیق خودم بهش شیر بدم که دیگه اصن بیدار نشه ، بنابراین ساعت گذاشتم که خودم زودتر بیدار شم و تا خوابش عمیقه شیرش رو بدم .
روز دوم هنوز سراغ شیر خوردن رو میگیره ، اما دیگه خیلی سیریش نمیشه میتونم با غذا سرگرمش کنم ، هر سه وعده و میان وعده رو میخوره اما واقعا حجم کمی میخوره که برام نگران کنندس!
میترسم با از شیر گرفتن لاغرتر شه .....
و ترس دومم اینکه میترسم این پروسه یکی دوماه طول‌ بکشه ، چون درحال خوندن تجربیات بقیه بودم و دیدم چند نفری نوشتن هنوز بعد ۲۰ روز یا یک ماه درگیر بی قراری و بی خوابی بچه‌ان 😩
مامان سپهر مامان سپهر ۲ سالگی
سلام به مامانای گل
دیگه امروز خواستم تجربه از شیر گرفتن سپهر رو بگم
من امروز ۲۰ روز هست که سپهر رو از شیر گرفتن
سری اول چند ماه قبل شیر شبو قطع کرده بودم که بعدش کلا از شیر بگیرم که نتیجه نگرفتم و پسرم شدید تر از قبل شروع به شیر خوردن کرد
بنابراین تصمیم گرفتم کلا از شیر بگیرمش چون تدریجی برا ما نتیجه نداد
روز اول صبح تو خواب شیر خورد و دیگه از اون لحظه قطع کردم
تا شب بازی کرد و مشغولش کردم و خوراکی دادم شیر نخواست
اما شبش واقعاااااا وحشناک بود
پسرم عادت داشت شیر بخوره و بخوابه
خواب زده بود به کلش و نمیتونست بخوابه واقعا شب بدی بود تا اینکه ساعت ۵ صبح خوابید
شب دومش خیلی بهتر از شب اول بود در کل برا ما شب اول خیلی سخت گذشت
اما تجربباتم
۱: حتما با مامانتون یا کسی که راحتین بچه رو از شیر بگیرین هر چی نفرات بیشتر کار راحت تر میشه
۲: من تا یک هفته شبا سپهر رو تو ماشین میخوابوندم یعتی ساعت ۱۱/۳۰ میرفتیم بیرون تو ماشین میخوابید
۳: سعی کنین برین مهمونی یا گردش که بچه خسته شه و شب راحت بخوابه
۴:من نیم ساعت قبل خواب بهش شیر پاستوریزه یا هر خوراکی میدم که سیر بشه و نصفه شب گرسنه نشه
درسته که موبایل و تلوزیون خوب نیست ولی نمیشه همشو یه جا منع کرد
من وقتی خونه ایم و میبینم نمیخوابه یه کوچولو تلوزیون براش روشن میکنم یا تو گوشی یکی از فیلماشو باز میکنم و خوابش میگیره
ببخشید طولانی شد ولی این تجربه ۲۰روزه ام بود پسر من تو روز کلا زیاد شیر نمیخورد مشکل من شب بود که خداروشکر فقط شب اول خیلی سخت گذشت
مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱ سالگی
کم کم دارم استارت از شیر گرفتن دخترم رو میزنم دوست داشتم تا ۲ سالگی شیر بخوره و اصلا از شیر گرفتن تو برنامه ام نبود اما چون باردارم و می‌خوام قبل دنیا اومدن دومی اینو از شیر کامل بگیرم و یادش بره که بعداً دومی رو دید آسیب نبینه خیلی سخته همزمان یه بچه کوچیک داشته باشی دومی هم از شیر بگیری من فوبیای از شیر گرفتن داشتم و دارم الان با کلی استرس بهش شیر ندادم و غصه رو دلمه نمی‌دونم چرا دلم برای دخترم سوخته حالا خدا رحم کرده شیر خشک میخوره شیر خودمو میخورد میخواستم چیکار کنم حتما افسردگی حاد می‌گرفتم 🥺
دخترم هفته ی پیش مریض شد خیلی وابسته ی شیر بود اما از وقتی مریض شده درست نتونست شیر بخوره تا شیر میدادم می‌پرید تو گلوش سر همین شیر خوردنش کم شده منم تا دیدم این وابستگیش کم تر شده به این بهانه گفتم کمش کنم تو روز فقط یکبار میخواستم بدم و یکبارم قبل خوابش بدم اما الان یهو دخترم دید دارم موز میخورم قبل خوابش اومد ازم گرفت یدونه موز کوچیک کامل خورد روشم دو سه قلپ شیر پاستوریزه دادم بهش سیر بود بردم بخوابونم دیگه نگفت شیر بده منم ندادم بهش شیر شبش رو هم ۵ ماهه که قطع کردم و تا صبح شیر نمی‌دم الان اگر نصفه شب بیدار شد چیکار کنم بدم یا ندم ؟؟؟؟
لطفاً اگر تجربه ای برای از شیر گرفتن دارید که بچه اذیت نشه بگید بهم لطفا اصلا نمی‌خوام عصبی بشه یا برای شیر گریه کنه طاقت ندارم الآنم که شیر ندادم چون خودش نخواست وگرنه صبح خواست بهش دادم به دفعه