امشب یکم که نه خیلی ناراحتم 💔یا پارسال افتادم
روزی که فقط ۳ روز از زایمانم گذشته بود و تحت هیچ شرایطی شیر نداشتم به پسرم بدم (روی دوتا بچه های دیگمم نداشتم)فک میکردم چون سر این پسرم بی نهایت دوماه اخر چیزای شیر افزا میخوردم
میگفتم دیکه حتما شیر دارم😔
خلاصه نشد که نشد بچم از روز سوم شیر خشکی شد💔😭چقدر مامانم و همسرم توی ۱۰ روز زایمانم تلاش کردن بهترین چیزارو برام میگرفتن و درست میکردن نیومد که نیومد😔
از اون روز تا به امشب اجازه ندادم هیچ کسی بهش شیر با شیشه بده هیچ کسی حتی همسرم و پسرم و مادرم
فقط خودم دادم اونم توی همین حالت سینه دادن
یعنی اینجوری بگم براتون حتی توی زاجی هم هر دوساعت شب تا صبح هم همین حالت شیر دادم(حالت نشسته)
یاد حرفای فامیلا افتادم که میگفتن بچه ای که شیر خشکی باشه چیزی از مهر مادری نمیفهمه😭😭😭💔
اخ که چقدر دلم شکست و من با گریه و قلبی شکسته به بچم شیر میدادم😔
از اون روز یکسال و ۴ ماهه میگذره🫠
علاوه بر اینکه خودش شیشه نمیگره از دست هیچ احدی هم شیر نمیخوره😅😅
یعنی به معنای واقعی ....🙃🙃
و حتی این دستشم از ۵ ماهگی همینجاست🤩🤩
چطوری باید بچمو از سینم و شیشه بگیرم ؟؟😅😅🤣🤣🤣
دوتا مشکل دارم من خواهراااا
عکس(مال سرشبه که خوابید🥺😘)
فرزندپروی

تصویر
۳۶ پاسخ

آخ از این حرفای بقیه این حرفتو که گفتی با تمام وجودم حس کردم وفقط دلم شکست اشک ریختم میدونی اینکه میگن خودت نخواستی به بچه شیر بدی بده من شیر داشتم آیه نخورد داشتم پس زد سینه رو آخرش رفتم شیر دوش خریدم میریختم تو شیشه می‌خورد اما نشد وقتی دوماه نیمش بود خودم مریض شدم شیرم خشک شد اما با این حال الان آیه وابسته خودمه فقط رو پای خودم میخوابه نباشم یکسره گریه میکنه

ای جانم نمکه ماشالا
خدا حفظش کنه برات

امیرعلی هم دستش اونجا میشه
مگ میشه مهر مادر نفهمه مادر و بچه از قلب به هم وصلن ن از بدن و تماسش 😢

چرا من این پیامو دیدم😭😭😭😭
حالم خوب نبود این پیامو دیدم فقط دارم گریه میکنم🫂
چقدر درکت میکنم، قربونت برم، بمیرم برای قلبت، بمیرم برای زخمی که زدن و دل ی مادرو اینجور سوزوندن
درکت میکنم چون دردت درد منم هست😭
منم حسرتش به دلم موند، خدا می‌دونه چه افسردگی گرفتم، خدا می‌دونه چی کشیدم، خدا از گریه هام خبر داره، خدا می‌دونه هنوز که هنوز چقدر داغونم بابت این قضیه
من به علت کادر بد بیمارستان و حرص و استرس شدید شیرم خشک شد، بچم از اول شیر خشکی شد😞😭
همیشه میگم خیلی فرق بین مادری که دوست داره شیر خشک بده و مادری که مجبور😢😢😢
خیلی بهم گفتن بچت در آینده خیلی دوست ندارم چون مهرت به دلش نیست، گناه من چی بود که اینطور گفتن و....
گلوم درد گرفت😞😭😭😭😭

مردم حرف زیاد میزنن تو فکرش نرو

تو چقدر مادر قویی هستی برعکس من که هر چی خواستم بچم به خودم وابسته باشه اما اطرافیان هم طرف خودم هم خانواده ی همیرم نذاشتن
هفته 7 روزه هرروز یا میان خونم یا میگن بیا و اگر نرم پدرشوهرم شاکی میشه
من حلالشون نمیکنم و از خدا میخوام با وجود اطرافیان کاری کنه پسرم خودمو به همه ترجیح بده
فعلا که با وجود اطرافیان اصلااااا منو نمیخواد
پناه بر خدا

ای پسره ی ممه باز و عشق ممه🤣🤣🤣🤣

میفهممت پریسا. میفهممتتتتتتتتتتت

عزیزم من کامل شیر مادر دادم یعنی از همون بیمارستان شیر خودم دادم و داشتم شکر ولی من دلم میخاست شیرخشک هم بخوره ولی بلد نبودم بدم بهش مثلا نمیدونستم چن ساعت ی بار بدم نمیدونستم وقتی شیر خشک دادم نباید شیرخودمو بدم زیاد میدادم بالا میاورد منم ترسیدم دیگه ندادم بعد فامیل ما همش میگفتن شیرخشک شیرخشک بده تو از خسیسیته بچه‌شیرخشکی تپله شیرخشک بده تا جون بگیره انگار نه اینکه شیر مادر داشتم میدادم تازه وزن هم خوب میگرفت
ولی اگه برگردم شیرخودم نمیدم راستش چون خیلیی منو ضعیف کرد همش حس عذاب وجدان دارم نکنه من در حق پسرم ظلم کردم اگه‌وزنش اندازه اونی ک شیرخشکی هس نباشه سینه هامم اویزن شده 😂😂

کاش هممون یاد بگیریم تو روزای سخت آدما اگه نمی‌تونیم باعث دلگرمی بشیم و کنارشون باشیم حداقل زخم نزنیم به دل غمگینشون😔
نمی دونم چرا همدلی و مهربونی رو که هیچ خرجی نداره از هم دریغ می کنیم

بعضیا فرهنگ و شعور ندارن که میگن بچه بی محبت میشه
وای خواهر بچه ی منم جلوی همه دستش رو میکنه توی سینم اگه نزارم اینقدر جیغ میزنه که نگو

باتموم وجودم حس کردم حرفاتودخترمن از۱۰ماهگی یدفعه سینروول کردکلاالانم که الان گریه می کنم ولی دخترمن وابستم نیس اصلاباشوهرمون دعوامون میشه بچروبرمیداره میبره خونه پدرش دوسه ساعت دخترم اصلایادش نمیوفته مادرداره انقدگریه می کنم ازهیچی شانس نیاوردم

بیخیال خواهر،هر چی خواست خداست همون میشه حتما صلاح نبوده.منم پسرم سینه نگرفت ،خیلی ناراحت بودم ،دیدم ناراحتی فایده ندارد زدم به بی‌خیالی.خدارو شکر سالمن.به زر زر آدمهای فضول هم گوش نکن

وای که من سر همین شیر نداشتم افسردگی گرفتم هنوزم ادامه دارهههههه
خدا نگذره از کسایی که به زنی تازه زایمان کرده اینقدر حس ناکافی بودن میده منو خیلی عذاب دادن هرموقع یادم میاد اشکام بی اختیار میریزه

اگه شیرو قطع کنی نذار دستشو بکشه بزار بزرگ که بشه کم کم خودش خجالت میکشه برمیدارع شیر خشک هم بده تا اونجایی که خودش نخوره من به جاریم گفتم تو دوسالگی بچتو از شیرخشک جدا میکنی گف نه بذار تا اونجایی که میخوره میدم اون شیرمنو نخورد احتیاج بیشتری به شیر داره توهم بده

اخ خدا من به قربونت پسررررر 😍
یعنی این پسرا از نوزادی ممه بازن😂😂
یادمه اون روزا رو قشنگ 🥺🥺

چه حس مادری قویی داری آفرین بهت
مطمئنا دخترتم خیلی بهت افتخار میکنه و کلی قدردان مادرش میشه

بچه ای که ۹ ماه تو شکمت بوده صدای قلبتو شنیده مگه میشه مهر مادریو فقط از شیر خوردن حس کنه بچه بوی مادرو حس میکنه
به حرفای بقیه اهمیت نده تو بهترین مادری عزیزم

ای خداااا ملدم براشا🥹😅

این دیگ چ حرفاییه ک میزنن
چقد زشت و وقیحانه

اي جانمممم عزيزم اشكالي نداره خدا خواسته فداي سرت سالم باشي انشالله هم خودت هم بچه هات خدا حفظشون كنه
چه كاره خوبي كردي كه خودت دادي 🥺😁😅آفرين ♥️

حس امنیت و ارامش خاصی دارن اینجور

دقیقا از این حرفا زیاد میزنن مخصوصا اونایی که سنشون بالاست من تا چهار ماهگی شیر دادم که این حس نزدیکی بهترین حس دنیاست بعد هم از پنج ماهگی خودش شیشه میگرفت دستش
من سعی کردم رسارو وابسته خودم بار نیارم هر چند زیاد بغلش میکنم بوسش میکنم ولی به این فکر کردم بیشتر با بقیه جور شه مخصوصا باباش شاید من زبونم لال نباشم یه روزی

خواهر خیلی حس دردناکیه، من چی بگم که خودم به شدت شیر داشتم و بچه هم میخورد، از روز پنجم مادرشوهر و خواهر شوهرم هی گفتن شیر خشک بده بهش، وزنش کمه، چاق میشه و ..... اینقدر گفتن و با دخالت بهش شیر دادن که دیگه سینه نمی‌گرفت، تا یک ماه گاااهی می‌گرفت بعد هم دیگه اصلا نگرفت، بخدا شیر از تو شلوارم می‌ریخت زمین، بچه نمیخورد، عادتش دادن به شیشه، پنج روز اول مثل بچه آدم شیر میخورد ..... هنووووز که هنوزه یادم میاد حالم بد میشه

وااای خدا چقدرنازخوابیده خدا حفظش کنه

کاش اطرافیان بجای قضاوت کمی درک داشتن متاسفانه مردمانی داریم که فقط اسم مسلمانی رو یدک میکشن من از نظر خودم آدم خوبی نیستم اما هر وقت خواستم کسی رو قضاوت کنم فقط سعی کردم خودم جاش می‌بودم چیکار میکردم حتما طرف مقابل دلیلی داره واسه کارش که من نمیتونم بفهمم
الهی بگردم چقدر بهت سخت گذشته♥️

وای دختر منم اینجور بود.از کوچیک دست میزاشتم رو سینه حالا یا رو لباس یا از داخل سینه خلاصه ک تا کلاس اول وضع همین بود وقتی دختر دومم دنیا اومد کم کم از سرش افتاد چون نمیتونسنت پیش من بخوابه .حالا عمدا ب ابجی اش میگه می می مامان بگیر خوبه هم بازی کن

الانم از شیر گرفتم شکرخدا

بچه منم تا سه ماه خورد ی مدت افسرده شدم
ولی واقعا بعدش حرف کسی براک مهم نبود شیششم دوس داشت خودش بگیره اصلا حساس نبودم و این حرفام برام مهم نیس
مهری ک با چن قطره شیر بیاد همون بهتر نیاد
مادر بدبخت این همه صبر تلاش

چقدر بی رحمن آدمایی که نمیدونن حرفاشون چه اثری روی آدم میزاره

ای جانم عزیزم من همینجوری تا الان به دخترم شیر خشک میدم البته من تاسه ماهگی شیرخودمم میدادم ولی کم بود

ای جانم خداحفظش کنه منم همین مشکل داشتم چقدر شب تاصبح گریع میگردم غصه میخوردم

عزیزم تو یه مادر بینهایت مهربون و قوی هستی 🤗

تو بهترین مادر دنیا هستی عزیزممم🥹🥹

خداقوت عزیزم، فامیلا غلط زیادی میکنن، تو بهترین مادری💞 مشکلت سخته هم سینه هم شیشه شیر😁🥲 اما الان یکم زود نیست؟

قلبم چطور دستشو گذاشته 😘😘

سوال های مرتبط

مامان دلبرک مامان دلبرک ۲ سالگی
چون این روزا دارم زیاد تاپیک میبینم که مامانا سوال میکنن چطور بچه رو از شیر بگیریم یا شما چطور گرفتین گفتم تجربه خودمو براتون بزارم
اول اینو بگم که من فقط حدود ۲۵ روز شیر خودمو دادم و بعدش شیرخشک دادم پس تجربه‌ای که میزارم درباره شیشه و شیرخشک
دوم اینکه من دور و برم خیلی بچه بوده و همیشه حواسم به بچه‌ها و چالشایی که مامانا داشتن بوده و برای خودم الگو برداری کرده بودم که حواسم باشه
مثلا دیدم که بچه رو از شیر گرفتن ولی بچه مثلا ۵-۶ سالشه هنوز داره از شیشه آب میخوره یا شیر شب از شیشه می‌خوره😑
سر همینا من بشدت حواسم بود که دخترمو اصلا به شیشه یا پستونک وابسته نکنم
برای همین هرموقع تا شیر میدادم فوری شیشه رو از دم دستش برمی‌داشتم، یا هیچوقت آب و اینا توی شیشه بهش ندادم و از لیوان و نی استفاده کردم

۱۵ ماهگی چون دخترم دیگه ۱۶ تا دندون داشت و طبق چکاب یکسالگیش سطح آهن و کلسیمش بالا بود و غذا خوردنشم خوب بود تصمیم گرفتم هم از پستونک بگیرمش هم شیر
تجربه پستونک رو بعدا تو تاپیک جدا میزارم
ولی شیر رو چجوری قطع کردم...

تاپیک دیگه میزارم
مامان خادم الحسین مامان خادم الحسین هفته نهم بارداری
مامانا یه سوال..🥲
اقا میدونین که درگیر گرفتن شیر از پسرم هستم... به خاطر اینکه باردار شدم..
اونایی که مثل من حین شیردهی بچه شون باردار شدن و مجبور شدن بچه هاشونو از شیر بگیرن...
ایا دکتر گفته به هیچ عنوان نباید شیر بدن؟؟ و این شیر دادن باعث کند ذهنی کودک میشه؟؟ ایا این منبع علمی درستی داره؟؟
ایا دکتر گفته برای جنین خطر ناکه؟؟ ایا گفته برای کودک خطر ناکه؟!
بچه ها منم میخوام محمد حسینو از شیر بگیرمش ولی کم کم امروز از صبح بهش شیر ندادم انقدرررر گریه کرد دلم کباب شد😭 عادت کرده شیر منو بخوره بخوابه واسه همین خیلی بی‌تابی کرد تا خوابید 😔
با همسرم صحبت کردم قرار شد در طی روز و بیداری به هیچ عنوان بهش شیر ندم و فقط قبل خواب و تو خواب بیدار شد بهش شیر بدم که اب بدنش کم نشه تا یکم هفته بارداریم بره بالا بعد کم کم تو خوابم دیگه بهش شیر ندم .. اخه چون شیر پاستوریزه و شیر خشک درست نمیخوره😩
ایا در همین حد شیر دادن هم مشکل ایجاد میکنه؟؟؟
تروخدا اگه میدونین راهنماییم کنین بچم خیلی اذیت شد امروز
مامان نرگس🐥حاج‌علی🐣 مامان نرگس🐥حاج‌علی🐣 ۲ سالگی
مامانا یه سوال
نرگس کلا دیگه تو طول روز شیر نمیخوره
فقط اگر گرسنه باشه قبل خواب عصرش‌ میخوره و گرنه اونم اگر سیر باشه نمیخوره...
الان تنها تایمی که شیر میخوره به طور معمول قبل خواب شب و عصر و بقیه‌اش هم شب تا صبح هستش🌃
حالا دیروز دیدم سر شیشه‌شو خراب کرده، رفتم براش خریدم، از دیشب سر شیشه عوض شده شیر خوردن این بچه هم کمتر شده🫥
مثلا قبلا ۴ صبح که بیدار میشد ۱۵۰ تا رو راحت میخورد، دیشب همون ۴ بیدار شد ولی ۹۰ تا خورد😳
باز دوباره ۶ و ۸ هم که بیدار شد همون ۹۰ تا رو خورد🫤
اینجوری پیش بره کمترش میکنه به احتمال زیاد✋🏻
الان موندم سرشیشه قبلیشو‌ بزارم براش که مثل قبل شیر بخوره ‌که شیر بدنش تامین بشه یا همینجوری ادامه بدم😶
میدونم شیر شب خوب نیست ولی خب هرکار کردم ترک نکرد مگر اینکه همینجوری با همین سر شیشه بهش بدم که خودش کنار بزاره🥴
خلاصه که الان بگین همینقدر که شیر میخوره کافیه براش؟! یعنی حداکثر ۷۰۰ تا توی طول شبانه روز🤔
و اینکه سر شیشه‌شو تغییر بدم یا همین بزارم بمونه؟🤔