۶ پاسخ

اصلا اهمیت نده و به این چیزا فکر نکن
وگرنه اونا آدم نمیشن فقط خودتو داغون میکنی

سلام عزیزم
منم دقیقا مثل تو
خیلی جاریم دوس دارم با هم دوستیم
ولی مادر شوهرم دقیقا همینکارا را با منم میکنه میفهممت

سلام
چرا اینقدر فرق می‌زاره خیلی زشته کارش😔😔
شمام مثل خودش رفتار کن
بنظرم باید گلایه هم بکنی بگو فکر نکن حسادت میکنم ولی چطور برای فلانی اینطوری رفتار کردی برای بچه من بلد نبود

دقیقا عین مادر شوهر من کلا ذات کثیفش فرق گذاشتنه ی جا خوندم نوشته بود بزرگتر خونواده خرابه ک خواهر برادر باهم قهرن مشکل از بزرگ خانوادس

والا آدم هر چی بیخیال تر بهتر
من الان دیروز مادر شوهرم داشت میگفت برا دختر فلانی عیدی بردن گفتم آره رسمه فلان چیز و میبرن خلاصه یه عالمه چیز گف وقتی تا میگفت من فقط یه این فکر کردم پس چرا برا من اینطور نبود و حرص خوردم دوباره تو دلم گفتم بیخیال به درک تا کی باید حرص بخورم چون فقط این منم دارم نابود میشم و اونا تغییری نمیکنن
سعی کن بیخیال بودن رو تمرین کنی و فقط به روان خودت فکر کنی چون هیچکس دلسوز تو نیس

منم میخوام بگم اهمیت نده ولی بعضی وقتا خودمم نمیتونم ولی بااین کارا خودمونو به خاطر هرخروسگ پیرمیکنیم توام هرجوراحترام میزاره بزار

سوال های مرتبط

مامان مهیار مامان مهیار ۶ سالگی
پسرم یه مدت اخلاقش خیلی خوب شده بود الان باز کارهای بد بچگیش یادش افتاده حرفای بد میزنه مخصوصا که کسی بیاد خونمون یا جایی بریم یا همش آویزون میشه ازم شال و مانتومو میکشه سر هر چیزی لج میکنه مثلا بهش میگم کار بدیه نکن میگه خوشم میاد میکنم به تو چه
یا میاد میزنه منو دستام از جای بشگون ها و چنگ هاش زخمه تمام به هیچ وجه نمیشه به زبون گرفتش خستم دیگه فقط آرزوی مرگمو میکنم هر دو روز یبارم باید بمونه خونه مامانم عمرا نمیتونم بیارمش خونه انقدر جیغ میزنه گریه میکنه همسایه ها شاکین از دستش اصلا هیچ جوره حریفش نیستم
یا اگه بخواییم چیزی خلاف میلش بگیم پامیشه وسیله کشو هارو میریزه بیرون مبل هارو میکشه وسط کنترل هارو میکوبه نه با کتک آدم میشه نه با زبون خوش
بعد اینکه با من تو خونه تنها بودنی هیچ کدوم از این کارارو نمیکنه ولی یکیو ببینه شروع میشه منم از این میسوزم که همه این کارهاش از قصده چون اگه همیشه اینجوری بود میگفتم حتما نمیفهمه دیگه …

مشاور هم زیاد رفتم راهکار هاشون فقط به نفع بچس و بیشتر لوسشون میکنه