۵ پاسخ

منم همینطوری ام از روز قبل پریود میگیره سر درد میفهمم وقت پریودی
تا سه چهار روز
مسکن بی فایده

فقط شیاف دیکلوفناک 100 به من جواب میده

به خاطر کم خونی هستش

نوافن من فقط روم جوابه

مسکن میخورم فقط.توو دوره پریودم قرص آهنمو میخورم

سوال های مرتبط

مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو ۵ سالگی
خونه‌ی دو تا از برادر هام نزدیک خونه‌ی مامانم هست بچههاشون همش خونه‌ی مامانم هستن ،،،ولی ما خونمون دوره ،،،به خاطر همین دیر به دیر میریم خونهی مامانم ،،ولی هر وقت که میرم پشیمون میشم ،بچه های اونها دخترم رو به هر نحوی دق میدن ،چون مامانم پشتون هست ،،بیچاره دخترم هرچی داره باید بده به اونها تا باهاش بازی کنن ،ولی اونها هیچی به دخترم نمی‌دن ،باهاش بازی نمیکنن ،همش میگن باهات قهریم ،،،دختر منم جیغ میزنه ،گریه می‌کنه آروم نمیشه ،،،اصلا نمیتونه بی خیال باشه ،،براش مهم نباشه ،،،،،امروز چون مامانم نزاشت دخترم بره با بقیه بازی کنه ،کلی جیغ زد ،مامانم هم گفت پاشو بچه‌ی جیغ جیغوت رو بردار برو ،،،،این در حالی هست که بابام امروز از بیمارستان مرخص میشه ،،،خیلی راحت من رو انداخت بیرون ,اومدم خونه دخترم رو کلی زدم که چرا جیغ میزنی ،،چرا هر وقت میریم خونه‌ی مامانم اذیت می‌کنی ،،،،هر چند مقصر. دخترم نیست ،مادرم هست که بین نوه هاش فرق میزاره ،😔😔😔😔😔خدا نبخشش
مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
تا حالا شده به سلامت روانتون شک کنید من امروزشک کردم تصمیم گرفتم که در حتما پیش روانپزشک. من دوتا بچه کوچیک دارم دخترم چهار سال ونیم پسرم دوسالشه. پسرم شیطونه البته مقتضی سنشه از اون زیاد ناراحت نمیشم اما دخترم متاسفانه تاخیر داره درکش خیلی پایینه حتی از پسرم که دوسالشه خیلی پایین‌تره بماند که برا سلامتیش همه کاری کردیم از انواع دکتر گرفته تا کاردرمانی و گفتار درمانی. بازی درمانی. نورو تراپی. خدارو شکر خیلیم پیشرفت کرده بلاخره با اینم کنار اومدم سپردمش دست خدا متاسفانه چون درکش پایینه خیلی خیلیییییی گریه میکنه خیلی سختم آروم میشه ولی این گریه کردنا منو دیونه کردن به مرز جنون میرسم گاهی حس میکنم پتانسیل اینو دارم که اون لحظه یه آدم بکشم در این حد روانی میشم. امروز یه چرت زد از خواب پا شد بی مقدمه شرو به گریه کرد هر چی خواستم آرومش کنم نشد گفت غذا میخورم هر چی خواست براش آوردم. گفتم فقط آروم شه اما نشد. عدسی خیلی دوس داره بخاطر اون اکثرا درست میکنم از دیروز یه مقدار مونده بود گفت اونو میخوام براش گذاشتم اما باز جیغ و گریه که نمیخورم. گفت نیمرو میخورم خواستم براش درست کنم انقد گریه کرد جیغ زد تخم مرغا از دستم افتاد شکست با تابه تو دستم انقد خودمو زدم انقد به سر و کلم زدم که الان همه بدنم درد میکنه بعدش زود رفتم تو اتاق در و بستم گوشام گرفتم تا صدای دخترم رو نشنوم انقد گریه کردم آروم شدم بعدش زنگ زدم مادرشوهرم که طبقه پایینه که ببرتش بلکه یکم آروم شه اونم اومد تا حال و روز منو دید یه لیوان آب سرد داد دستم دخترمم برد خداروشکر تا اون بردش آروم شد. اما من با اینکه آروم شدم اما هنوزم دستام میلرزه تپش،قلب دارم برا حالم نگرانم