تا حالا شده به سلامت روانتون شک کنید من امروزشک کردم تصمیم گرفتم که در حتما پیش روانپزشک. من دوتا بچه کوچیک دارم دخترم چهار سال ونیم پسرم دوسالشه. پسرم شیطونه البته مقتضی سنشه از اون زیاد ناراحت نمیشم اما دخترم متاسفانه تاخیر داره درکش خیلی پایینه حتی از پسرم که دوسالشه خیلی پایین‌تره بماند که برا سلامتیش همه کاری کردیم از انواع دکتر گرفته تا کاردرمانی و گفتار درمانی. بازی درمانی. نورو تراپی. خدارو شکر خیلیم پیشرفت کرده بلاخره با اینم کنار اومدم سپردمش دست خدا متاسفانه چون درکش پایینه خیلی خیلیییییی گریه میکنه خیلی سختم آروم میشه ولی این گریه کردنا منو دیونه کردن به مرز جنون میرسم گاهی حس میکنم پتانسیل اینو دارم که اون لحظه یه آدم بکشم در این حد روانی میشم. امروز یه چرت زد از خواب پا شد بی مقدمه شرو به گریه کرد هر چی خواستم آرومش کنم نشد گفت غذا میخورم هر چی خواست براش آوردم. گفتم فقط آروم شه اما نشد. عدسی خیلی دوس داره بخاطر اون اکثرا درست میکنم از دیروز یه مقدار مونده بود گفت اونو میخوام براش گذاشتم اما باز جیغ و گریه که نمیخورم. گفت نیمرو میخورم خواستم براش درست کنم انقد گریه کرد جیغ زد تخم مرغا از دستم افتاد شکست با تابه تو دستم انقد خودمو زدم انقد به سر و کلم زدم که الان همه بدنم درد میکنه بعدش زود رفتم تو اتاق در و بستم گوشام گرفتم تا صدای دخترم رو نشنوم انقد گریه کردم آروم شدم بعدش زنگ زدم مادرشوهرم که طبقه پایینه که ببرتش بلکه یکم آروم شه اونم اومد تا حال و روز منو دید یه لیوان آب سرد داد دستم دخترمم برد خداروشکر تا اون بردش آروم شد. اما من با اینکه آروم شدم اما هنوزم دستام میلرزه تپش،قلب دارم برا حالم نگرانم

۲۳ پاسخ

چرا به سلامت روانت شک کنی آخه. ظرفیت آدما نامحدود که نیس؛

خوب شد پسرم خواب بود تو اتاق این صحنه ها رو ندید. حس میکنم من مادر خوبی نیستم دخترم منو نداشته باشه خیلی بهتره. من براش خطرناکم😭😭

الهییی
عزیزم 🥺خیییلی شرایط سختیه خب
حقداری ،خسته نباشی ❤
شما هم انسانی ، ربات ک نیستی
خسته میشی کلافه میشی از کوره در میری 😥
مسلما درکنارش محبت و ایثار هم داری

حتما حتما برو روان پزشک عزیزم من دو ساله تحت درمانم و تا عید درمانم کامل میشه و داروهام قطع میشه ، بهترین کاری که کردم برا خودم همین مراجعه به روان پزشک بود چون یه جایی از خستگی آدم میبره و متاسفانه جیغ زدن و خود زنی تو روحیه بچه هامون تاثیر میذاره ، من هم دو بار خودم زدم چون دوقلو دارم و پسرم به شدت خراب کاره ، الان با مصرف داروها خیلی آرومم

عزیزم خودتوسرزنش نکن .ماهم انسانیم ی ظرفیتی داریم بالخره ی جاکم میاریم خسته میشیم منم شده ی وقتایی پسرم خیلی اذیتم کرده نشستم ازدستش گریه کردم حتی ززدم ب همسرم گفتم بیافقط اینوببرولی بعدش اروم شدم .یادمه ی بارمهمون داشتم ازصبحش پسرم هی پرده رودراوردهی من زدم هی دراوردهی من زدم .دم غروب بودداشتم نمازمیخوندم دوباره دراوردسرنمازگریم گرفته بودقشنگ هق هق میکردموازخدامیخاستم یامنواروم کنه یاپسرمو

چرا دارو اخه
باید با بازی درمان کنند

من دحترم بچه که بود به حدی غرررررر میزد

سنم کم بود هم اونو میزدم هم خودمو

اما خدا شاهده منو به حد مرگ اذیت میکرد

فک کن هر جا بری یه غر غرکن با خودت ببری


ولی خب منم حق داشتم هزززارو یک مشکل داشتم این بچه غر غرو هم قسمتم شده بود
خدا منو ببخشه

روزی یه لورازپام بخور دیگه عصبی نمیشی خوابتم خوب میشه

عزیزم نوروپاتی چه کار میکننن ممنون میشم‌توضیح بدی گلم

منم اینجوری میشم گاهی.نمیدونم اسمشو چی بزارم.ولی خطرناک میشم هرچند کنترلم دست خودمه و فقط دوست دارم به خودم آسیب بزنم

عزیزم درکت میکنم منم یوقتایی کم میارم ولی پسرم تا صدامو ببرم بالا ساکت میشه و میترسه ...که اینم خوب نیس ...ولی برو قرص فلوکستین به من داده میخورم بهترم ...پسرمنم تاخیر داره ...نوروتراپی چطور بود؟؟

بخدا ک میفهممت

عزیزم کاملا درکت میکنم دختر منم بیش از اندازه جیغ و گریه داره کلا از اول آروم نبوده منم یه مدت تا گریه میکرد تپش قلب می‌گرفتم یا خودمم همراهش گریه میکردم یا یه وقتایی که خیلی حالم بدمیشد کتک می‌خورد ازم 🥺 اما دیدم حالم هیچ جوره خوب نمیشه رفتم دکتر بهم قرص داد خیلی حالم بهتر شده خداروشکر حوصلم خیلی بیشتر شده وقتی گریه می‌کنه باهاش لج نمیکنم دخترمم آروم تر شده دکتر که رفتم بهم قرص داد عمومی بود گفت وابستگی میاره قرص بخوری گفتم الان اینقدر خودم و دخترم اذیت هستیم که حاضرم دو سال مرتب بخورم فقط حالم خوب بشه

اینکارو میکنه الکی ک بهشت زیرپامون نی 😁

آره واقعا حق داری اصلا بیشتر وقتا مغز آدم هنگ میکنه منم خیلی زود عصبی میشم ولی هرچی بزرگتر میشه بهتره سختی مادر بودن همین 100سال اوله بعدش آسونه 😁 اصلا اصلا خودتو سرزنش نکن الان برای نگهداریه بچه ها باید بذاری پیش دو نفر ولی شما به تنهایی میتونی ازشون مراقبت کنی همین ینی مادر کافی و خوب 😍😍

منم پسرم خیلی گریه میکنه. از گریه هاش میترسم. شروع میشه تمومی نداره. منم یبار دسته جارو رو گرفتم انقد کوبوندم توی مغز خودک

چرا ب بهانه هاش اهمیت میدی وقتی غزایی رو نمیخوره فورا یه غزای جدید براش تعیین نکن اینطوری زیاده خواه میشه

عزیزم درکت میکنم واقعا سخته بچه ای که درکش پایینه بزرگ کردنش واقعا سخته پسر منم درکش پایینه بخدا افسردگی گرفتم از دستش روزی نیست خسته نشم به مرگم فکر نکنم ولی چه میشه کرد خدا بزرگه شاید به بچه های ما هم معجزه ای شد
عزیزم دخترت کامل حرف میزنه ؟ دارو چی میخوره ؟

سلام عزیزم خوبی اتفاقا مادر خوب بودن به این معنی نی ک بی نقص باشی بالاخره قبل از هرچیزی باید باخودت تکرار ک یه آدمی خیلی وقتا آدم کم میاره من یه بچه دارم خیلی وقتا ک فشار میاد سراون بچه ی بیچاره خالی میشه وقتی دخترم کوچیک بود رفتم دکتر مغز و اعصاب داروهاایی ک بهم داد گیاهی بودن یه مدتی استفاده کردم ولی چون خواب آور بودن دیگ نخوردمشون ولی خوو بی تاثیر نبود ... شرایطت خیلی سخته ولی اون بچه ها هم گناهی ندارن من نمیگم دعوا نمیکنم چرا ولی هرباری سعی میکنم بی تفاوت باشم بیشتر باهاش حرف میزنم پیج مشاوره رو دنبال میکنم همین دیگ امیدوارم سرتو به درد نیاورده باشم دوست عزیز😍

عزیزم من شرایط شما درک میکنم خودم تجربه کردم خودم رفتم دکتر دارو گرفتم ۶ماه تحت نظر دکتر بودم بعدا داروها قطع کن هنوز یک دوز کوچیک مونده که ماه دیگه باید قطع بشه حتما حتما برو دکتر همش به خودم میگم ای کاش زودتر میرفتم

روانت هیچ مشکلی نداره مادر خوب فقط خیلی خسته ای
بچه ها هم تقصیری ندارن
دخترتو بزار مهد شاید سرگرم شه آرومتر شه

کلا بچه اول اذیت میشه و چون بهش مثل اول توجه نمیشه پرخاش میکنن حساسن و زود رنجن
به جای خودت بچه تو ببر خیلی عالیه نتیجه میگیری و خودتم اروم میشی

خدا کمکت کنه. ولی این فقط وضعیت شما نیست همه ما مامانای دو بچه وضعمون همینه. ب نظرم باید یچی بخوریم ک کر و کور و لال شیم😂

سوال های مرتبط

مامان آرسام و آراد مامان آرسام و آراد ۴ سالگی
خانمایی که بچه هاشون شیره به شیره یا فاصله سنی نزدیک به هم دارن بیاین یه سوال داشتم ازتون😩بچه های شما دعوا میکنن یا فقط پسرای من عین سگ و گربه هستن بخدا خسته شدم از دستشون دیگه دارن خیلی خطرناک میشن😑امروز پسر کوچیکم با لگد زد تو باسن پسر بزرگم تا نیم ساعت گریه میکرد میگفت شکمم درد میکنه با باسنم یعنی انقد محکم زد ک شکمش درد گرفت؟😐😐😐بعد اون داشتن بازی میکردن پسر بزرگم نقش آدم بی هوش رو بازی میکرد یدفعه کوچیکه رفت بالاسرش با لگد محکم زد رو انگشتش زیر پوست انگشتش خونمرده شد نمیدونم چجوری بود انگشتش ک این محکم با لگد زد انقد ترسیدم گفتم انگشتشو شکونده🤕بعد اون تیله گرفتن دستشون کوچیکه پرت کرد محکم خورد تو سر پسر بزرگم انقد گریه کرد بعد اینکه آروم شد این پرت کرد زد تو سر کوچیکه آخرش ب زور گرفتم ازشون بردم قایم کردم😑اینا تنها یه گوشه از کاراشون در طول روز هست خیلی بلا سر هم میارن و خیلی دعوا میکنن نمیدونم چیکارشون کنم کم آوردم بخدا😩گفتم ببینم شماها راه حلی چیزی ندارین اینا یکم آروم بشن؟؟؟قبلا تبلت دست میگرفت یکی دوساعت سرگرم میشدن الان دوماهه هرچی میگم یکم با تبلت بازی کنین اصلا یبارم دست نگرفتن ازش زده شدن😑
مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
هميشه نزدیک پریودیم هورمونام بهم میریزه دوباره همه غمام یادم میاد البته تنها غم و بزرگترین غمم دخترمه. فقط خوب بشه به همسناش برسه دیگه چیزی نمیخوام. داره بزرگ میشه وقت مدرسه رفتنشه اما هنوز در حد یه بچه دوساله. هنوز درکش خیلی پایینه. برا دستشویی بزرگ هنوزم مشکل داره یاد نگرفته. شب اداری داره. تازه جملات سه لمه ای رو داره میگه البته ناشکری نمیکنم خدارو هزار مرتبه شکر نسبت به چن ماه پیش خیلی پیشرفت کرده از همه لحاظ. فقط از خدا میخوام به همسناش برسه زود پیشرفت کنه تا بتونه مدرسه عادی بره حالا یک سالم دیرتر رفت مشکلی نیس البته کاردرمان و دکترش میگن میتونه به مدرسه برسه البته با یه سال تاخیر بخدا به اینم راضیم. توروخدا برا بچم و همه بچه هایی که مشکل دارن دعا کنید بخدا مادراشون خیلی عذاب میکشن. یکی از آشناهامون میخواست بره حج عمره. اومد خونمون برا حلالیت. ازش خواهش،کردم حتما برا دخترم دعا کنه قول داد که دعا کنه براش. امیدوارم یادش بمونه دخترم رو. و خدا هم صداشو بشنوه 😢
مامان مهدی یار و ملیکا مامان مهدی یار و ملیکا ۴ سالگی
سلام مامانا پیامم طولانی ولی خواهشا اگر کسی میدونه کمکم کنه
امروز پسرم ۴/۵ سالم با ماشین فلزی محکم زد تو سر خواهر کوچکترش که اومده بود وسط بازیش و داشت بهم میزد بازیشو
من با جیغ وحشتناک دخترم متوجه شدم انقدر عصبانی شدم نتونستم و خودمو کنترل کنم منم ماشینشو از پنجره پرت کردم تو کوچه ؛پسرم تا پدرش برسه حدود یک ساعتی فقط پا میکوبید زمین و گریه شدید میکرد که برم ماشینشو بیارم انقدر گریه کرد به لکنت افتاده بود دیگه اخرشم پدرش اومد و اوضاع رو دید رفت ماشینشو اورد و داد بهش تا آروم شد
واقعیتش اصلا نمیدونم چه عکس العملی باید نشون بدم قبلا پیش اومد بود خواهرش اذیت کنه من همیشه با تذکر دادن قانون خونه یا بی محلی و بی توجهی یا محروم کردن از تفریح مثل پارک و دوچرخه سواری عکس العمل نشون داده بودم ولی احساس میکنم اصلا بازدارنگی نداشته چون شدت پرخاشگری اش از اولین بار تا حالا هر بار بیشتر شده
کتاب های مختلف در این باره که احساساتشو کنترل و مدیریت کنه هم گرفتمو و براش خوندم حتی یه جلسه انلاین با مشاورم در میان گذاشتم و راهکاری که گفتن و انجام دادم ولی بی فایده بوده
دیگه واقعا نمیدونم باید از چه روشی استفاده کنم 😥
مامان دردونه خانم😍 مامان دردونه خانم😍 ۵ سالگی
یعنی شما مادرهایی که بچه ی اروم دارید روزی هزاررررررر بار خداروشکر کنید
شوهر اگه بد باشه فوقش ادم طلاق میگیره ولی بچه به قول قدیمی ها لباس اتشینه بپوشی میسوزی،در بیاری هم میسوزی،چهار سال و نیم یه روز خوش نداشتم با این بچه،،یعنی فقط نشستم میگه خدایا منو بکش
تا نوزاد بود زردی و کولیک و رفلاکس و بی خوابی و گریه...
یک سال به بعد غذا نخوردن و یبوست و مریضی و گریه.....
دوسال به بعد هم که هم چنان غذا نخوردن و کم وزنی و قد و گریه....
تا امروز که چهار سال و هشت ماهش شده هنوز همه ی این غذا نخوردن و وزن و فلانش کمه که سرش حرص میخورم هیچ یه بچه ی غرغرو گریه کن و جیغ جیغو که یکسره در حال غر زدن الکی ،
یعنی روزی بیست بار باید گریه کنه با بهونه های الکی
بچه دور و اطرافم اینجوری ندیده بودم تو کل عمرم.به جایی رسیدم فقط میخام بمیرم از دستش،
همه ی اینارو نوشتم که فقط بگم شما مادرهایی که بچه ی خوب و اروم دارید شکر کردن یادتون نره،همین که بچه تون بیش فعال یا اذیت کن نیست ده هیچ از بقیه جلویید،لذت ببرید از مادر بودنتون

خدایا بازم شکرت