۱۷ پاسخ

دمتون گرم واقعا 😂😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤣😅😅😅😅

خیلی باحالید خداخیرتون بده کلی خندیدم😁😁😁😁😁

دم همتون گررررم
بغضی بودم امشب
حالم بهتر شدددد

سوتی مال من نیس مال شوهر خالم ک همرا هم رفتیم دارو خونه بعدش بجا شیرخشک گیگوز
گفت شیر خشک گوزدرگوز میخام 🤣🤣🤣

وای خداااا دمتون گرم چقدر خندیدم...
نمیدونم داستان من سوتی میشه یانه ولی میگم ........شب دومی بود که عقد کرده بودیم...شب موقع خواب شوهرم اومد لبام و بوسید...بعد من پشمام ریخته بود...گفتم این کار برا خارجی هاست .چرا این کارو کردی و دعواش کردم🤣🤣🤣ازبس تو ماهواره دیده بودم فک کردم فقط خارجیا مجوز این کارو دارن...
چند شب بعد باز شوهرم میخواست رابطه داشته باشیم...منم که شوت بودم اصلا نمیدونستم رابطه چیه...دست برد شلوارم در بیاره گفتم دست به من بزنی به مامانم‌میگم....وای شوهرم جر خورده بود از خنده....اون شب و کلا بدبخت وقت گذاشت تا به من همه چیز و بفهمونه🤣🤣🤣🤣

من اوایل عقدم بود
خونه مادر شوهرم شهر دیگه بود
رفتیم چند روزی اونجا بمونیم
منم تازه کار، شب همسرم یکم دست بهم زد صدای آه و اینام بلند شد ولی فک میکردم دارم آروم صدا میکنم و منم گردن همسرم خوردم جوری که کبود شد
فرداش برای اینکه ضایع نشین حموم نرفتیم ، تا اینکه شب ، پدر شوهرم برگشت بهمون گفت، از ما خجالت نکشید، حموم نیاز دارید برید😂🤦🏻‍♀️

🤣🤣🤣

خب بزارین منم بگم ک هنوزم ک هنوزه بهش فکر میکنم میگم چرا من نمردم🤣🤣🤣😭
چن سال پیش واسه سال نو رفته بودیم خونه عمه ام بعد گوشی مامانم دست پسر عمم بود و مامانم داشت عکس یه دخترو نشونش میداد ک اره ببین چ خوشگله و اینا میخندیدن🤣😭😭 بعد من بجا این ک بگم لبو لچنو جمع کن اب دهنت اومد گفتم لبو لچتو جمع الان ابت میاد😭😭🤣🤣😂 وای فقط قیافه مامانم و داشت با چپ چپ و تاسف نگام میکرد 😭😭 وقتی خودم متوجه سوتیم شدم جیم زدم ولی به روری خودم نیاوردم از بس پروعم😂🤣

وای خدا ترکیدم از خنده😂😂خدا عمرتون بده🤣🤣🤣

😁من طبقه بالا هستم مادرشوهرمم پایین شب مادرشوهرم امد بالا منو شوهرم مادرش پیش هم نشسته بودیم بعد شوهرم گفت برو میوه چای بیار مادر شوهرمم گفت من شبا چیزی نمیخورم خلاصه دیگه بلند شدم تا برم میوه بیارم یه هو گوزیدم😂😂😂 بعد خودم نشستم زدم زیر خنده گفتم ای گوزیدم🤣🤣🤣 همینو گفتم هر دو ترکیدن از خنده به شوهرم گفتم هی میگی بلند شو بلند شو بفرما اینم بلند شدن🤣😂 حالا منو گوزوندید خوشحالیت یک ساله صدایی ازم در نیامده بفرما😂 بعد شوهرم میگفت خودت گفتی گوزیدم هی نمیگفتی تا من میگرفتمش پا 🤣🤣گفتم صدایی از هیچ کدومتون در نیامد دیگه گفتم گوز خودم برا خودم باید بگیرمش پا🤣🤣🤣 یعنی تا ۱۲ شب انقدر خندیدیم دل درد شدیدم

حذف نکن من وقت کردم بیام بخونمذ

من رفته بودم ترشیجات فروشی، انقدر عجله داشت بابام که زود باش لواشک و سیرت رو بخر ، ببین الانم یاد میاد از خجالت پر پر میشم،
لواشکو گرفتم و گفتم ببخشید اقا ک ی ر کیلو چند ؟؟ببین قیافه منو فروشنده🫪🫪🫪
گفتم ببخشید سیر، گفت ۳۰۰تومن .دیگه هیچ وقت در مغازش نرفتم که نرفتم.😬

صبح خونه پدر شوهرم از خواب بیدار شدم گیج و منگ بودم در دستشویی باز کردم پدرشوهرم تو دستشویی بود درو قفل نکرد بود داشت دستشویی میکرد باهم چشم تو چشمم شدیم آب شدم از خجالت

تازه عقد کرده بودم خونه پدرشوهرم اینا مهمونی بود همه سر سفره بودن جا نبود رد بشم از رو سفره پریدم همینکه تو هوا بودم خشتکم از این زانو تا اون زانو جر خورد صدای وحشتناکی مثل گوزیدن داد مردم از خجالت رفتم نشستم تو اشپزخونه یک ساعتی بیرون نیومدم 😂

یبار دوران عقدم شوهرم بعد از بوس و اینا برا اولین بار میخواست لباسمو در بیاره گفتم اگه کاری کنی به مامانم میگم 🤣🤣🤣🤣

من شب اول عقد پشمامو نزده بودم
بهم گفت از این به بعد بزن😅😅😅😅
اخه مامانم گفته بود نزن زیاد میشه

خجالت اور ترین اونقدری بده که همین الانم خجالت میکشم بهش فک میکنم😂😂😂😍😂🙈

سوال های مرتبط