دوستان من دیگ کلافه شدم ا رفتارای پسرم واقعا نمیدوونم چیکار کنم نمیدونم چرا اینطوریه دیگ یه جاهایی انقد عصبی میشم میزنمش
مثلا وسیله‌هاشو یکی دست میزنه عصبانی میشه ک چرا گرفتی میگیره وسیلشو میزنه زمین سر طرف داد میزنه
لجباز یه دنده تو مراحل ترک پوشک هم هستم روزا بزور میبرمش دسشویی هنوز خودشش جیشش نمیگ قشنگ صحبت میکنه اما جیش گفتنو یاد نگرفته هنوز
کسی بغلش میکنه با بدرفتاری جواب میده یا یه وقتایی میزنه اصلا هرچی باهاش حرف میزنم تاثیری نداره
کسی به وسیله هام دست بزنع یا حتی جا به جا کنن ببینه کلی سر طرف داد میزنه بد و بیراه میگه
با هم سن و سالاش خوب نمیتونه ارتباط بگیره
اصلا جایی میخوام برم غصم میگیره همش دلم میخواد اینجور شرایطا نبرمش ولی شرایطش هم جور نیس
ا بس شیطون شده یک ماهه میخوام بازار برم نمیتونم
قبلا پیش مادرشوهرم میزاشتم پایین خونمون هستن
الان ا بس شیطون شده دیگ قبولش هم نمیکنه و اینم نمی‌مونه مگ اینک پدرشوهرم باشه قبول کنه برای ۱ ساعت
پدرش هم ادمی نیس تو نگه داشتن بچه همکاری کنه
واقعا نمی‌دونم بچم چرا اینطور شده از هرچی بدم میومد سرم اومد
ا بچه لجوج گریه میکنه یه سره بدم میومد ک سرم اومد😕

۳ پاسخ

عزیزم پروسه ترک پوشک در بهترین حالت ۲هفته طول میکشه و این لجاجت تا حدودی اقتضای سن ۲ تا ۳ سالگی هس ، ی کم صبر کن ایشالله درست میشه

منم ۶روزه از پوشک گرفتم همکاری نمیکنه از لحاظ روحی خسته ام🥹

چن وقته از پوشک گرفتی؟

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا هفته ششم بارداری
دوستان لطفاً اگه کسی شرایطی مشابه من داشته راهنماییم کنه..
حدود دوماهه پسرمو از پوشک گرفتم
اوایلش خوب همراهی میکرد
ولی الان ی چن وقته خیلی لجباز شده خیلی اذیتم می‌کنه
میبرمش دسشویی منو دور حیاط میچرخونه فرار میکنه هر چی باهاش حرف میزنم توضیح میدم گولش میزنم انگار ن انگار
تو دسشویی هم همش دست ب آفتابه میزنه ابشو خالی میکنه شلنگ باز میکنه
همه کار میکنه الا جیش هر چی میگم بهش فایده نداره
باهاش مدارا میکنم دعوا نمیکنم با زبون خوش میگم تشویقش میکنم بلکه بفهمه هیچچچ
انگار ن انگار..
ب بهونه جیش میره تو دسشویی ولی کارشو نمیکنه
حتی نمیزاره شلوارشو در بیارم جیغ میزنه ک چرا در میاری نکن
باز با باباش راحتتره اینجور اذیت نمیکنه ولی با من لجبازه
همون حرفایی ک باباش میزنه منم میگم ولی تا باباش میگه کارشو می‌کنه همراهیش می‌کنه
توررو خدا بگید چ کنم
همه چی هم میفهمه
ی وقتایی ک سر کیف باشه خودش خبر میده ببرمش ولی بازم تا میبرمش شروع میکنه ب اذیت و لج کردن
مامان نمکدون مامان نمکدون ۲ سالگی
خدایا خسته شدم انقد پسرم منو میزنه صبح تا شب
دیگه عصبی شدم از دستش گریه میکنم مغزم دیگه نمیکشه آخه چقدر یه آدم توان داره که کتک بخوره حرص بخوره عصبی بشه بخدا دیگه نمیکشم ازش بدم میاد انگار دلم میخواد بزنم لهش کنم.فیلمای کوچیکیشو میبینم که چقد قربون صدقش میرفتم دوستش داشتم تعجب میکنم که این من بودم که اینو انقد دوست داشتم پس چرا الان همش عصبیم از دستش.الان نشسته بودم یهو اومد یه لگد خیلی محکم زد تو کلیم نفسم بند رفت تا نیم ساعت نمیتونستم حرف بزنم نفس بکشم اشک تو چشمم جمع شد.شوهرمم که همش طرف بچمو میگیره میگه تو اینو عصبی میکنه که میزنه یا میگه برده به خانواده تو عصبی شده یا اینکه میگه تقصیر تو از کوچولویی زدیش این یاد گرفته یعنی اصلا نمیدونم چی بگم دلم میخواد بمیرم فقط راحت بشم.
پسرم تنها مشکلش اینه که هیجانی میشه نمیتونه خودشو کنترل کنه و میزنه وگرنه عصبی نیست اصلا که بخوام ببرمش دکتر یا جایی.هر دکتری میبینیش عاشقش میشه میگه خیلی باهوش و عاقل و بامزس و اینکه این رفتارا مناسبه سنشه چون پسره هیجانش بیشتره
مامان شاهرخ مامان شاهرخ ۲ سالگی