۱۳ پاسخ

منم بعضی وقتا ک بچم مریض میشه شوهرم میگه تقصیر تو هس اما دفه قبلی ک مریض شد مادر شوهرم خونمون بود .شوهرم جلوش گفت تقصیر تو هس ک بچم مریض شده طوری شوهرم شستم گذاشتم کنار ک رید بخودش کاری کردم ک تنهایی بره بچم ببره دکتر اما باز دلم به دخترم سوخت رفتم همراش خواستم شوهرم از خونه بندازم بیرون ک نرفت وگرنه آتیشش میزدم من اصلا اعصاب ای کارا ندارم

سلام خیلی ناراحت شدم از پیامات خداصبرت بده .واقعا سخته ک بخوای با این جانوران دوهزاری زندگی کنی .اما هیچوقت هیچوقت هیچوقت بچتو تنها نزار اونا دایه بهتر از مادر ک نیستن.تا دم در هم ک رفتی بچتو ببر مگه اونا بچتو زاییدن مگه اونا درد زایمان کشیدن .خدالعنتشون کنه .رفتی اصلا محلشون نزار باشوهرت خوش برخورد کن بگو بخند کونشون میسوزه حالا ببین اصلا محل خانواده شوهرت نزار ان شاءالله ک خونتون عوض کنین

تازه امشب به ذهنم رسید بهت بگم که کاش از عمه شوهرت احوال دخترتو بپرسی که خودت داری میری فقط حواست باشه محلشون نده اصلا سرسنگین باش بگو فقط بخاطر بچم برگشتم بگو بچه منو گروگان گرفتین منو برگردونین

آره واقنن

میگی خانواده همسرت خیلی دخالت میکنن بعدش وقتی قهر میکنی بچتو میذاری پیش مامانش بمونه خب این ینی اختیار دادن

شایدم از دوری مادرش تب کرده الهی بگردم😢😢

شیر خودتو بهش میدی

آخه عزیزم این دو شب چی می‌خورده دخترت

خودت رفتی یا اومد سراغت

اخی عزیزم پس میری سر زندگیت
اشکال ندارع آدم برا بوش مجبوره کوتاه بیا چاره نیست
ولی سعی کن قهر نکنی خودت سبک میشی چون با بچه برات سخته عزیزم

رفتی ب روی خودت نیار ک پشیمون شدی که رفتی .فقط ب دخترت برس

دور از جون عزیزم
مگه کجا رفتی؟

مگه کجا بوده

سوال های مرتبط