ولی من روز به روز که به تولد یک سالگیت نزدیک تر میشم
بیشترررر خوشحال میشم..
از اینکه تونستم برخلاف تصورم مادر صبوری باشم
باهات بازی کنم عشق کنم وقت بگذرونم به بهترین شکل
با اینکه خیلی وقتا مامان جون و بابا جون به من حس کم بودن و مادر بد میدن اما تو با مهربونیات با نکاه های پر معنا و قشنگت
با بوسه های شیرینت به من دل‌گرمی میدی که: مهم منم که دوست دارم مامانی🥺🥹
من میمیرم برات دختر قشنگم
به معنای واقعا مردن برای کسی رو بعد از اومدنت فهمیدم 🥹
تصور میکنم زندگی قبل تو رو واقعا بیهوده زیستن بود!
تو بوی بهشت رو با خودت آوردی به زندگی بی عطر ما
بوی زندگی میدی کوچولوی دوست داشتنی من
اینو بدون تو حتی ۳۰ سالت هم بشه بازم همین جوجه توی عکس هستی برام🥹
همیشه بغلم کن
همیشه منو ببوس
همیشه دوستم داشته باش🥹
من به دوست داشته شدن از طرف تو واقعا نیاز دارم
در اصل من به تو نیاز دارم برای رشد برای تعالی برای عاشقی برای مهر ورزیدن و …
خوبِ من قاب خانوادمون رو خیلی قشنگ کردی
ممنونم که اومدی تو زندگیمون 😍🩷🥹

۱۴۰۵/۰۵/۰۵


دو روز تا اولین تولدت پرنسس خونمون🩷🥹

تصویر
۱۴ پاسخ

چه متن قشنگی😍❤️
ولی من اصلا صبور نیستم متأسفانه 🙃 با اینکه همه تلاشمو براش میکنم تا کم نزارم تو غذا بازی آموزش همش عذاب وجدان دارم که براش کم گذاشتم انگار . گاهی حس میکنم یکم افسردگی بعد زایمان گرفته بودم .

الان استیکر خندشون برای چیه دقیقا🤔

لباست‌چه‌خوشگله

رها جون خونه خودته؟ مبلات خیلی شیکن 😍 کلا قشنگی سلیقتو خیلی میپسندم🤗🤩

چقدر عکست قشنگه ،😍 تپل بودی این رور زایمانته؟

رها جون ماهی ام اکانتم مسدود دائم شد،😑

عزیزم چقدر پرنسسی و خوشگله لباست❤️👍مبارک باشه تولد نینی تون
چه دکور زیبا و رویایی مخصوصا بادکنکا🥹🥹🥹🥹🫶

ذوووقققمزمیخسمیمبخی
چه عکس قشنگیی

چه قاب قشنگی 🥹🫶🏻

خداوند حفظش کنه الهی خانمیش رو ببینی گلم البته هیچ میدونید چقدر این واژه های پر معناتون رو نسبت به غنچه عزیزتون رو دوست داشتم خیلی پر محتوا بود دوستش داشتم 😍😃🌷

خدا حفظش کنه

بله واقعا همینجوریه.
خدابراتون حفظش کنه

دخترمنم ۱شهریور تولد یک سالگیشه

وای خدا چه قاب نازی چ لباس قشنگی🤩🤩🤩😍😍😍
تولد جوجوتون مبارک باشه🎀💖

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۱۳ ماهگی
مامان زینب 🩷 مامان زینب 🩷 ۱۲ ماهگی
🎀🎀🎀
برای تولدت، ایده های مختلفی تو ذهنم داشتم و... هیچ کدوم رو نتونستم عملی کنم... من آدمی نبودم که تاپیکِ تولدت رو با چند روز تاخیر بذارم😔
از دو شب قبل تولدت مریض شدی و حتی روز تولدتم تب داشتی... کاری نتونستم برات بکنم و حتی یه عکس خوب ازت بگیرم ولی این رو بدون تو نیمه ی دیگه ای از قلب منی❤️
قلب صورتی من...🩷 همیشه تو رویاهام ، دلم داشتن دختری مثل تو رو می خواست... حالا یکم گیسو کمند تر😉 اما هرچی که باشه و هرجور که باشی تو برای من به معنای بهشتی💚
شب تولدت بردیمت بیمارستان تا ببینیم چرا اینقدر تب می کنی؟ و بعد از چکاب شدنت تو کافه ی بیمارستان این عکس رو ازت گرفتیم💜
دخترِ نازِ من... چشم قشنگم... زینبم🩷
" حقیقتا این یکسال با تو خیلی به ما خوش گذشت مادری🥹 "
هرچند که روزهای سخت و پر از خستگی رو هم با هم تجربه کردیم...
درست زمانی وارد زندگیمون شدی که درگیر روزهای سختی بودیم و بودنت مرهمی شد بر دل تنگِ پدرت❤️‍🩹
من، بابا و دادا جواد از داشتنت خوشحالیم😍 و از خدا ممنونیم که تو رو به ما ببخشید💚
تولدت مبارکمون قلبم🩷🎂
🎈۱۴ اُمِ شهریور ماهِ ۱۴۰۵🎈