از قلبم برات می‌نویسم جان مادر ... 🫀
به وقت یازده ماه و شانزده روزگی هانای عمرم ... 🌈
وجود من امروز تو اولین قدم هاتو بدون کمک من برداشتی ... 🥹
امروز تو بااون پاهای کوچیکت به سمت من اومدی و لبخند به لب داشتی 🩷
قلب مادر درسته روز ها و شب های خوبی ندارم ولی بدون تمام تلاشم رو میکنم برای تو مادر خوبی باشم ... 🌷
تو به خواست من به این دنیا اومدی نه به خواست خودت ...
من همه جوره سعیم رو میکنم تا تو کمبودی تو زندگی نداشته باشی ...
تو انگیزه این روزهای سخت منی ...
شب موقع خواب نگاهت میکنم و تو سرم کل روز رو مرور میکنم و کلی قربونت صدقت میرم...
جان مادر تو هم بی‌قراری دندان داری ...
تو هم گاهی روزها بی حوصله و بهونه گیری ...
ولی اسم تو هست کودک من ...
منو ببخش اگه ناخواسته به تو دردی وارد کردم وصله ی جانم ... 🥹😭
عاشقانه میپرسمت و شکرگزار خدایی ام که وجود تو انگیزه و قدرت و قند روزهای تلخ منه... بمونی برای من همه کس مادر ... 😘
بماند به یادگار

تصویر
۲ پاسخ

ای جان عزیزمممم
دختر من پریروز چند قدم رفت دیگه اصلاااا قدم برنمیداره 😅

عزیزدلم خدا حفظش کنه😍😘

سوال های مرتبط

مامان شاهان💙 مامان شاهان💙 ۱۲ ماهگی
شاهان عزیزم :

سال قبل روز ۱۳ شهريور ماه ۱۴۰۴ همین روز در اتاق زایمان در انتظار به دنیا اومدن شیرین ترین اتفاق زندگیم بودم .
با به دنیا اومدنت زندگیم رنگ و بوی تازه ایی گرفت ،روز به روز بیشتر عاشقت میشدم و تو شیرین تر میشدی .
تو رو از خدا خواستمت، آرزوی من بودی که برآورده شدی با خدا عهد بستم اگه بچه دار شدم هر روز بابت به دنیا اومدنش خدا رو شکر کنم .
لحظه ایی که به دنیا اومدی و تو رو کنار صورتم گذاشتن ،نرمی صورتت و گرمای وجودت بهم قوت قلب داد برای ادامه زندگی .
با ارزش ترین هدیه از طرف خدا بودی برامون ،من و بابایی عاشقتیم.
قول میدم تا لحظه آخر عمرم ،مواظبت باشم .من برای خوشحالی تو دنیا رو هم زیر و رو میکنم ،تو فقط بخند .
امیدوارم بتونم خیلی خوب تربیتت کنم که در آینده همسر و پدر خوبی باشی .

امروز روز ۱۳ شهريور ماه ۱۴۰۵ یک ساله شدی .یک سال از مادر شدنم میگذره میدونم دلم خیلی برای اون روز ها تنگ میشه 🥺
با تو مادر شدن رو تجربه کردم ببخش اگه روز ها و شب هایی بود که از فشار و خستگی کارهای خونه و رسیدن به تو یجاهایی عصبانی شدم و سرت داد زدم ولی اینو بدون عشق من نسبت به تو بی نهایت و زیباست 🫀

یک ساله شدنت مبارک پاره تن من 🎉🎈🎈🎈🎈
مامان لیلی کوچولو مامان لیلی کوچولو ۱۳ ماهگی
ولی من روز به روز که به تولد یک سالگیت نزدیک تر میشم
بیشترررر خوشحال میشم..
از اینکه تونستم برخلاف تصورم مادر صبوری باشم
باهات بازی کنم عشق کنم وقت بگذرونم به بهترین شکل
با اینکه خیلی وقتا مامان جون و بابا جون به من حس کم بودن و مادر بد میدن اما تو با مهربونیات با نکاه های پر معنا و قشنگت
با بوسه های شیرینت به من دل‌گرمی میدی که: مهم منم که دوست دارم مامانی🥺🥹
من میمیرم برات دختر قشنگم
به معنای واقعا مردن برای کسی رو بعد از اومدنت فهمیدم 🥹
تصور میکنم زندگی قبل تو رو واقعا بیهوده زیستن بود!
تو بوی بهشت رو با خودت آوردی به زندگی بی عطر ما
بوی زندگی میدی کوچولوی دوست داشتنی من
اینو بدون تو حتی ۳۰ سالت هم بشه بازم همین جوجه توی عکس هستی برام🥹
همیشه بغلم کن
همیشه منو ببوس
همیشه دوستم داشته باش🥹
من به دوست داشته شدن از طرف تو واقعا نیاز دارم
در اصل من به تو نیاز دارم برای رشد برای تعالی برای عاشقی برای مهر ورزیدن و …
خوبِ من قاب خانوادمون رو خیلی قشنگ کردی
ممنونم که اومدی تو زندگیمون 😍🩷🥹

۱۴۰۵/۰۵/۰۵


دو روز تا اولین تولدت پرنسس خونمون🩷🥹