🎀🎀🎀
برای تولدت، ایده های مختلفی تو ذهنم داشتم و... هیچ کدوم رو نتونستم عملی کنم... من آدمی نبودم که تاپیکِ تولدت رو با چند روز تاخیر بذارم😔
از دو شب قبل تولدت مریض شدی و حتی روز تولدتم تب داشتی... کاری نتونستم برات بکنم و حتی یه عکس خوب ازت بگیرم ولی این رو بدون تو نیمه ی دیگه ای از قلب منی❤️
قلب صورتی من...🩷 همیشه تو رویاهام ، دلم داشتن دختری مثل تو رو می خواست... حالا یکم گیسو کمند تر😉 اما هرچی که باشه و هرجور که باشی تو برای من به معنای بهشتی💚
شب تولدت بردیمت بیمارستان تا ببینیم چرا اینقدر تب می کنی؟ و بعد از چکاب شدنت تو کافه ی بیمارستان این عکس رو ازت گرفتیم💜
دخترِ نازِ من... چشم قشنگم... زینبم🩷
" حقیقتا این یکسال با تو خیلی به ما خوش گذشت مادری🥹 "
هرچند که روزهای سخت و پر از خستگی رو هم با هم تجربه کردیم...
درست زمانی وارد زندگیمون شدی که درگیر روزهای سختی بودیم و بودنت مرهمی شد بر دل تنگِ پدرت❤️‍🩹
من، بابا و دادا جواد از داشتنت خوشحالیم😍 و از خدا ممنونیم که تو رو به ما ببخشید💚
تولدت مبارکمون قلبم🩷🎂
🎈۱۴ اُمِ شهریور ماهِ ۱۴۰۵🎈

تصویر
۱۵ پاسخ

عزیزم😍زینب قشنگم
عمرش با عزت و طولانی باشه انشالله
عاقبت بخیر بشه الهی❤️

ناراحت نباش من که ۱ ماه و نیم بعد تولدش میخوام ۵ شنبه براش تولد بگیرم

تولدش پر تکرار
الهی هر چه زودتر خوبه خوب بشه😍

الهی بگردم
الان حالش چطوره؟
تولدت مبارک زینب خانومی🎂🕯️😍❤️

تولد زینب گلی مبارککک😍😍❤️الهی همیشهههه سلامت باشه و مریضی ازش دور باشه دختر نازمون❤️😘❤️

اخی چه دلی نوشتی
اشکال نداره با تاخیر تولدشو بگیر عکساش بمونه خیلی ها دیرتر میگیرن،منم خیلی ایده داشتم که بعضی هاش نشد

عزیزم تولدت مبارک 💖💖

الهی دورت بگردم خوشگلم تولدت مبارک قشنگ خاله بهتره الان مطهره جون؟

تولدش پرتکرارترین باشه خوشگل خانوم😍😍 الهی ک تنش سالم باشه هرروز از وجودش و قد کشیدنش لذت ببرید ❤️🩷
اونروز دنبالت ت دوستام پیدات نکر م چون گل دختری با پسرمن ت یروز بدنیااومدن🥹🥹

عزیزدلممم تولدش پرتکرار❤️❤️❤️

تو چقدر نازی دخملییییی🥹😍تولدت مبارک زینب خانم وقتی اسمتو دیدم بغضی شدم نمیدونم چرا🥲حضرت زینب نگهدارت باشه قشنگم🫠♥

آخیییی تولدش مبارک
منم ۱۴ ام🥰

ای جان دلمممم مبارکه تولد زینب نازم😘😘
خوبه الان؟

ایجانم خداحفظش کنه 🥹😍
تولدشم مبارک عزیزمممم ان شاءالله همیشه حالتون خوب باشه کنار هم

تولدش پرتکرار
در پناه خدا باشه و برقرار ،خوشبختی شو ببینی🌸🤍

سوال های مرتبط

مامان 🇮🇷لِیلی کوچولو🇮🇷 مامان 🇮🇷لِیلی کوچولو🇮🇷 ۱۳ ماهگی
ولی من روز به روز که به تولد یک سالگیت نزدیک تر میشم
بیشترررر خوشحال میشم..
از اینکه تونستم برخلاف تصورم مادر صبوری باشم
باهات بازی کنم عشق کنم وقت بگذرونم به بهترین شکل
با اینکه خیلی وقتا مامان جون و بابا جون به من حس کم بودن و مادر بد میدن اما تو با مهربونیات با نکاه های پر معنا و قشنگت
با بوسه های شیرینت به من دل‌گرمی میدی که: مهم منم که دوست دارم مامانی🥺🥹
من میمیرم برات دختر قشنگم
به معنای واقعا مردن برای کسی رو بعد از اومدنت فهمیدم 🥹
تصور میکنم زندگی قبل تو رو واقعا بیهوده زیستن بود!
تو بوی بهشت رو با خودت آوردی به زندگی بی عطر ما
بوی زندگی میدی کوچولوی دوست داشتنی من
اینو بدون تو حتی ۳۰ سالت هم بشه بازم همین جوجه توی عکس هستی برام🥹
همیشه بغلم کن
همیشه منو ببوس
همیشه دوستم داشته باش🥹
من به دوست داشته شدن از طرف تو واقعا نیاز دارم
در اصل من به تو نیاز دارم برای رشد برای تعالی برای عاشقی برای مهر ورزیدن و …
خوبِ من قاب خانوادمون رو خیلی قشنگ کردی
ممنونم که اومدی تو زندگیمون 😍🩷🥹

۱۴۰۵/۰۵/۰۵


دو روز تا اولین تولدت پرنسس خونمون🩷🥹
مامان مَهوا🌝 مامان مَهوا🌝 ۱ سالگی
دختر قشنگم آذر ماهی جانم
۹/۹/۹(۱+۴+۰+۴)به دنیا اومدی از اون به بعد دنیای من جوری قشنگ شد که زندگیم به قبل و بعد از تو تقسیم شد
یکسال پر از خستگی اما عشق، نخوابیدنا اما نفس، بدو بدو های بی وقفه اما ، جان ، تو برام هم عشقی هم نفسی هم جانمی
لحظه ای نمیخوام برگردم به زندگی قبل از وجود نازنینت
امروز عمیقا حس غریبی داشتم هم شاد بودم هم پر از بغض ، یاد روزی که زایمان کردم افتادم یاد لحظه ای که به جای خودت فیلمتو نشونم دادن یاد لحظه ای که بعد از ساعتها گذاشتنت تو بغلم فقط چند دقیقه شیر خوردی و بازم بردنت 🥹🥹
تو مثل یه تیکه از گوشت و خونم از وجودم جدا شدی و تا ساعتها من تو آی س یو مثل مرغ پرکنده التماس میکردم که منو ببرن بخش تا بغلت کنم ، خیلی روز سختی بود ،شبی که تا صبح تو بیمارستان گریه کردی و من و عزیز جون نخوابیدیم ،با همه این بغض ها ،شادی این لحظه که یه دل سیر نگاهت کردم و شکر کردم که تو هدیه خدا برای منی، وقتی اومدی خونمون ديگه همه چیز تغییر کرد ، در کنارمون زندگی رو آغاز کردی و بزرگ شدی ،و حالا قدم زنان تلاش میکنی که راه بیفتی و دنیامون رو زیباتر کنی
ناز دلم تولدت مبارکمون باشه
بماند به یادگار از آغاز دوسالگی و پایان یکسالگی
[[[تزئینات رو من و بابایی و خاله جونی درست کردیم ،همه ذوق و تلاشمون برای دیدن ذوق و خنده های تو بود 😍😍]]]
مامان آقا فرهان🧸⚽️ مامان آقا فرهان🧸⚽️ ۱۳ ماهگی
یک سالگی فرهانِ من 🤍🧸

یک ساله شدی پسرِ کوچولوی من…
یک ساله که با خنده‌هات، با شیطنت‌هات، با دست‌های کوچولوت و حتی با گریه‌هات، خونه‌ی من دیگه فقط یه خونه نیست؛ شده دنیای من. ❤️

فرهانِ من، تو نمی‌دونی توی این یک سال چند بار فقط نگاهت کردم و با خودم گفتم: «چطور ممکنه یه آدم این‌همه عشق رو توی یه دل جا بده؟»

از روزی که اومدی، من دیگه فقط «من» نبودم…
یه تکه از قلبم شدی که بیرون از سینه‌م راه میره، می‌خنده، بازی می‌کنه و هر روز بزرگ‌تر می‌شه. 🥹

شاید وقتی بزرگ شدی نفهمی مامانت با دیدن اولین دندونت چه ذوقی کرد، با اولین چهار دست‌وپات رفتنت چقدر قربونت رفت، برای هر تب و بی‌قراری‌ات چقدر دلش ریخت، یا چند بار شب‌ها فقط نگاهت کرد و خدا رو برای داشتنت شکر کرد…

اما من همه‌شون رو یادم می‌مونه.
تک‌تک لحظه‌های اولین سال زندگی تو رو، مثل قشنگ‌ترین گنج دنیا توی قلبم نگه می‌دارم.

فرهان جان،
تو فقط پسر من نیستی؛
تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی.
همون کوچولویی که با یک لبخندش می‌تونه تمام خستگی‌های مامان رو از یادش ببره. 🤍

امروز یک ساله شدی، اما برای من انگار یک ساله که خودِ زندگی دوباره شروع شده…

تولدت مبارک عشق کوچولوی مامان.
الهی همیشه سلامت، خندون و خوشبخت باشی و من تا هر وقت که خدا اجازه بده، کنار تو باشم و بزرگ شدنت رو ببینم.

یک ساله شدی فرهانِ من؛
و من یک ساله که عاشق‌ترین مامان دنیام. 🥹❤️🧸

تولدت مبارک پسرِ قلبِ مامان.
دوستت دارم، بیشتر از چیزی که کلمه‌ها بتونن بگن. 🤍
مامان هانا مامان هانا ۱۳ ماهگی