برگردین ب عقب بازم بچه میخواین؟!

تصویر
۱۸ پاسخ

خسته میشم کم میارم گریه میکنم ولی پشیمون نیستم اگه هزار بار برگردم عقب بازم این راه رو انتخاب میکنم 👌🏻

منم با حال بدم شب نخوابیا اذیت شدنا افسردگی شدیدی که گرفتم قرص مصرف میکنم اولاش میگفتم نه ولی الان روزی هزار بار خدا رو شکر میکنم واسه وجودش واسه سالم بودنش

صد در صد
بچه میخوام درسته که زندگی آدم کلی تغییر میکنه ولی واقعا خوبه دوست دارم بچه داشتن رو

من نه

نه دیگه احساس میکنم جونی برام نمونده

با همه سختی هاش زایمان سخت دوران حاملگی سخت نقاهت سخت و الانم که متوجه شدم چشم‌دخترم مشکل داره بله ۱۰۰۰بارم برگزدم عقب انتخابش می‌کنم
برای من همه مراحلش خیلی خیلی سخت بود کمتر کسی حاملگی و زایمان اینجوری داره

سختی زیاد دارههه ولی روزی چندبار خدامو شکر میکنم بابت هدیه های قشنگی که بهم داد🥺😍😍دخترم ۴ سال پیش روزی بدنیا اومد که تنها ترین آدم بودم و افسردگی داشتم وقتی دنیا اومد دنیام رنگ گرفت همه انرژی های بد از بین رفت.. پسرمم تموم وجودمه🥺😍میمرم برا هردو همیشه برا سلامتی بچهام دنیا میکنم

آره حتما😁❤️

بلهههخ

منم اگه هزاربار برگردم عقب دخترمو که بچه اولم بود میوردم چون تمام زندگیم شد
این دومی هم با حالا الانم نمیتونم بگم اره یانه
باید زمان بگذره و بگمم….

الان با این خستگی و جابه جاشدن هورمون ها و حال بدم نمیتونم بگم چون صد درصد همه نمیخوان
اما به بعد که فکرمیکنم به روزی که قرار نیست انقدر خسته باشم قرارنیشت انقدر بیخوابی بکشم
و میدونم الان در سخت ترین مرحله ی مادری هستم واینامیگذره
و چون به روزای خوب فکرمیکنم پشیمون نیستم
چون الانم نمیوردم چندسال دیگه باید میوردم و اون موقع هزار درصد حوصله الان رو نداشتم و حالم بدتر از الان بود

خیلی دخترمو دوس دارم تمام زندگیم شده این ۳ ماه ، ولي نه بچه دارشدن خودخواهیه

صدرصد عاشقشم

با اینکه عاشق دخترم هستم جونمو براش میدم و عاشقانه دارم براش مادری میکنم تموم شب بیداری هاش و خستگی هاشو ب جون میخرم ولی با عذاب هایی که این مدت مادرشوهرم داد و افسرگی که گرفتم برگردم عقب ب هیچ عنوان بوه نمیارم

تو این شرایط و موقعیت واقعا مسئولیت سنگینیه همممش با خودم میگم یعنی میتونم تواین زمونه از پس خاسته هاش بربیام و مامان خوبی باشم من سه سال مقاومت کردم اما دیگه همسر بیش از این طاقت نداشت.ایشالله شرایط خوب بشه واسشون و بتونم مامانه خوبی باشم

عاشق بچه ام و دخترم از جونم بیشتر دوست دارم هزار بار دیگه برگردم دوست دارم مادر دخترم باشم ولی نابود و داغون شدم

راستش خیلی سخته واقعا مسئولیت بزرگیه و این روزا خیلی به این جمله فکر میکنم

اره هزار بار من هفت سال ب این موضوع فکر کردم بعد بچه اوردم

سوال های مرتبط