۱۲ پاسخ

مرسی مامان آیرا جون 😍

من یکی ازمنتظرهای مادر شدن بودم وبا آی وی‌ اف مادر شدم الحمدالله
فرزندداشتن شیرین ترین وقشنگ ترین حس هست
من فدای تو بشم پسرم

عزیزم چه متن دلگرم کننده ای..‌.من در حال اشک ریختن به خاطر داد زدن سر پسرم بودم

اره دقیقا چقد قشنگ گفتی

کاش پسرم حرف بزنه اصلا نمبخوام بگه مامان فقط حرف بزنه 😭😭

اینایی که نوشتی خیلی خوب بود عزیزم خواهر من دخترش نمیتونه حرف بزنه الان ۴ساله منتظره یه کلمه بگه مامان من چندین ساله منتظرم بهم بگه خاله قدر بچه هاتون رو بدونین

خدا قسمت همه مادرای چشم انتظار کنه

دقیقا من مدتهاست منتظرم دخترم راه بره
و داره میره کاردرمانی

بله دقیقا همین جوره بچه ها زود بزرگ میشن بعد برا بچگیشون دلتنگ میشیم.

افرین👌😍😢

ن والا اصلا دلم تنگ نمیشه از ساعت ۱ دارم سعی میکنم بخابونمش نمیخابه فقد فضولی منم فقد دارم جیق میکشم سرم داره میترکه وضعیت اعصاب و روانم مزخرفه🥲😫💔💔

اره دقیقا با حرفت موافقم عزیزم خداروهزار مرتبه شکر خدا همه کوچولوهارو حفظشون کنه
عکس از چادر بازی کوچولوت میزاری کامل ممنون

سوال های مرتبط

مامان آرش مامان آرش ۱ سالگی
دل مامانا واسه از شیر گرفتن بچه‌ها خیلی شوره، ولی بدون استرس بشه!

خب اول از همه، هیچکس نمی‌تونه بهت بگه چه ساعتی باید بچه‌ات رو از شیر بگیری. این فقط بین تو و بچه‌ته. ولی اگه می‌خوای بدون بهترین زمان کیه، بذار تجربی بگم:

همون ۲ سالگی که خیلیا می‌گن عالیه، ولی اگه بچه‌ات تا ۳ یا ۴ سالگی هم شیر بخوره، اصلاً عیبی نداره. من خودم دیدم بچه‌هایی که خودشون تو ۳ سالگی یهو گفتن "نه مامان، دیگه نمی‌خوام" و شیر رو ول کردن، بدون ذره‌ای گریه و دعوا. پس عجله نکن.

حالا بریم سراغ راهکارهای تجربی که تو خونه‌ها جواب داده:

۱. یکی یکی کمش کن: نگو از فردا صبح هیچی! برو سراغ شیر ظهر یا عصر. مثلاً بجای ۵ بار، برسون به ۴ بار. هر ۳-۴ روز یه وعده رو کم کن. اینطوری سینه‌ات هم درد نمی‌گیره و بچه هم شوکه نمیشه.

۲. وقت شیر رو کوتاه کن: اگه بچه‌ات ۱۰ دقیقه می‌خوره، کمش کن به ۷ دقیقه، بعد ۵ دقیقه. کمکم خسته میشه و خودش ول میکنه.

۳. حواسش رو پرت کن: وقتی می‌دونی وقت شیره، یه کتاب جدید جلوش بذار، ببرش پارک، یا یه بازی جدید شروع کن. اگه یادش رفت که دیگه عالیه، اگه اصرار کرد بهش بده تا آروم شه.

۴. جای شیر رو پر کن: مخصوصاً شب‌ها. اگه عادت داره با شیر بخوابه، شب یه لیوان شیر گرم یا ماست یا حتی بغل کردن محکم و آهنگ آروم رو جایگزینش کن. اولش یه کم به هم می‌ریزه ولی بعد از یه هفته عادت میکنه.

۵. با بچه حرف بزن: آروم و آنیل دیگه کوچولو نیستن. بهشون بگو "شیر مامان داره تموم میشه، ولی مامان همیشه بغلت میکنه و دوستت داره". بعضی بچه‌ها با شنیدن این جمله خودشون کنار میان.

یه نکته طلایی که هیچکس نمیگه:
اگه بچه مریضه، دندون درمیاره، یا یه تغییر بزرگ تو زندگیش مثل رفتن به مهد داره، شروع نکن.
مامان فندوق مامان فندوق ۱ سالگی
#تراپی جریان خوش زندگی
مامانای خوشگل عزیزای دلم میدونم شمام گاهی از کار خونه و تکرارش خسته میشید میدونم گاهی از دست غرغرها و نق نق های بچه اذیت میشید کامل درک میکنم اما ب این فک کنید گاهی همین روز مرگیا و تکرار ها ارزوی ی نفره ی نفر عین من ک موقع بارداری استراحت مطلق بودمو ویو ابدیم شده بود سقف خونه و ارزو داشتم پاشم ظرف بشورم خونه جارو کنم شاید همین اذیت های بچه تو خونه بشه ارزوی مادری عین من ک وقتی بچش دنیا اومد تو ان ای سیو بودو دوس داشت بره خونه بچش خونرو بذاره رو سرش اما خونه باشه
حرفم اینه اگه الان از اذیتای بچت خسته شدی ی لحظه ب این فکر کن ک ی بچه رو تخت بیمارستانه و مادرش ارزو میکنه جای شما باشه من خودم خسته میشم مدام اینو ب یاد میارم برای اونا یا من اسمه دوا میخونم و برای خودمو بچم هزار بار شکر میکنمو پر قدرت ادامه میدم
نبینم خسته بشی نبینم کم بیاری تو ی مادری حال خوب خونه ب خال خوب تو بستگی داره پاشو گلم پاشو پر انرژی ادامه بده تو میتونی
من حلیممو بار گذاشتم اسفناج پاک کردم ظرفامم شستم منتظرم فندوق بخوابه شوید پاک کنم برای خشک کردن تاپیک بعدم دستور غذا میذارم
پوشک شیرخشک پستونک شیشه الرژی گهواره کولیک دل درد بچه فرزندپروری بارداری
مامان محمد حسین💙👼 مامان محمد حسین💙👼 ۱ سالگی
مامان دوقلوها💞 مامان دوقلوها💞 ۲ سالگی
سلام مامانای مهربون گهواره… 🤍
امشب نمی‌خوام فقط یه خبر بدم…
می‌خوام یه تکه از قلب پر از عشق و انتظارم رو با شما قسمت کنم…

۲۰ هفته‌ست که توی تنم، سه تا قلب کوچولو دارن می‌تپن…
من دو تا تکیه‌گاه کوچولو، یعنی دو پسر، و یه همراز ناز، یعنی یه دختر دارم که قراره هر لحظه‌م رو با عشق و لبخند پر کنن…

و حالا کم‌کم دارم حس می‌کنم چه معجزه‌ای درونم شکل گرفته…

من فقط یه احساس تازه نگرفتم، بلکه زندگی‌م داره پر از نور و عشق می‌شه و قلبم آماده‌ست تا هر لحظه‌شونو بغل کنه…

اما قصه من فقط این نیست…

قبل از این سه تا فرشته، من دو تا خورشید کوچیک دارم که زندگیمو گرم می‌کنن…
طنین و ترلانم، دخترای قشنگ من
که هر بار نگاهم به صورتشون می‌افته، حس می‌کنم خدا از پشت ابر اومده و منو بوسیده…

امشب که خوابن…
به پاهای کوچیک‌شون نگاه می‌کنم و زیر لب می‌گم:

«فرشته‌های مامان… شما می‌دونین چقدر مامان بی‌تاب دیدنتون بوده؟
مامان امیدوارم همیشه کنار هم باشین و دست همو بگیرین و دنیا رو با لبخندای هم روشن کنین…»

گاهی دست می‌ذارم روی شکمم و می‌پرسم:

«فرشته‌های مامان… مامان داره براتون یه دنیا عشق و شادی میاره برای خنده‌ها و بغل‌ها…»

خدایا شکرت…
من فقط یه مادر عاشق و دلواپس‌م، که هر تپش قلبم پر از دعا و عشق برای فرشته‌هاست…

تو فقط… سلامتشونو امضا کن.
من قول می‌دم تا آخرین رمق، جای نفس کشیدن، برای پنج‌تاشون نفس بکشم.

و برای همه مامانای چشم‌انتظار، کلی دعا کردم…
خدایا به دلشون نگاه کن،
مامانای باردار رو سالم و خوشحال فارغ کن
و همه بچه‌ها رو حفظ کن… 🤍🙏