چقد غریبی و غربت سخته ....
امروز ک خواب بودم
دیدم در خونمونو میزنن
فک کردم مامور اب و برقه ..‌.
تازه دوتا هم فحش دادم

هرچی میگفتم کیه ، جواب نمیداد
منم درو باز نکردم

دیدم دوباره در زدن
دوباره فحشش دادم


و گفتم کیه
گفت درو باز کن دیگ

تو دلم گفتم چقد صداش اشناس
درو باز کردم
دیدم داداشم اومده


میدونستم میخاد با رفیقاش اصفهان بره
ولی نمیدونستم میخاد بیاد خونمون

از دیدنش خیلی خوشحال شدیم
بچم ک دادا از دهنش نمیفتاد
یکسره از ذوقش ، دادا دادا میگف
اصلا از ذوق دادا ، پلک رو هم نذاشت
از ذوق دادا ، اصلا نذاشت دادا بخابه

خلاصه داداشم یک ربعی میشه رفته
و دل مادر و دختر خیلییییییی گرفته

کاش یکی بود همینحور میومد و میرف
کاش یکی از اعضای خانوادم کنارم بود

غریبی و غربت خیلییییییی سختههههه

بعد رفتن دادا ، دخترم پشت در ، چند دقیقه همینحور وایساده بود و با بغض میگف داداااااا ، داااادااااا
خیلی حس بدی بود ، خیلیییییییی



هی خدااااا
حکمتتو شکر




فرزندپروری
کودک
کولیک
شیر
شیرخشک
پوشک
کودک
فرزندپروری
دورهمی
دورهمی
دورهمی
فرزندپروری

تصویر
۲۲ پاسخ

من که از غربت برگشتم پبش خونوادم ان شاالله توهم برمیگردی عزیزم

و منی که توو خونه تنهام و با پیام شما اشکم بند نمیاد...
خدا عزیزانتون رو حفظ کنه

منم غریب وبی کس

دلم خون شد برا دخترت ک

قربونت برم من نه غریبم نه میتونم خونه بشینم هر روز با ۳تا بچه ی جا میرم ولی اینو که خوندم گریم گرفت قدر خواهر برادریامونو بدونیم🥺🥺🥺🥺

نمیدونم چرا با پیامت گریم گرفت

ایی چقدر با خون دل حسش کردم واقعا سخته خدا بهمون صبر بده🥺

ده بار اومدم تاپیکت و خوندم
اصن انگار مرض داشتم
گریه افتادم اخرش

چقد حال دل منه ، منم تو عربتم و کسی رو نداریم ، تنها دوستم که ۳ ساله با همیم امروز رفتن از اینجا از دیروز فقط اشک چشمم داره میاد تنها تر شدم 😭

هییی خواهر منم غریبم😔😔

الهی عزیزممممم
گریم گرفت🥺🥺😥

عزیزم🥺
حالا پاشید دو تایی برید بیرون حال و هوای جفتتون عوض شه

پسر من از اول میگه داییه داییه از صبح تا شب میگه داییه

عزیزم چقد ناراحت شدم براتون🥺

مجرد بودم پدرم همه خواستگارای راه دور رد میکرد من ناراحت میشدم گفت تو بچه ای نمیفهمی غربت چیه.... الان نزدیکم بهشون واقعا دور بودم دوام نمیاوردم

من سه سال تو غریبی بودم همسرم نظام میخوند شب و روز گریه میکردم ولی جلو همسرم بروز نمی‌دادم ولی می‌فهمید نمیزاشت آب تودلم تکون بخوره مادر پدرم هرهفته میومدن ولی خیلی سخت بود خیلی داغون شدم

چقدر بغضم گرفت
دختر منم یه داداشام میگه دادا
خیلی هم دوسشون داره گریه کنه میگم بیا به دادا زنگ بزنیم اروم میشه
منم دورم ازشون اونم خیلییییییی دور

عزیزمممممممممم🥺🥺🥺

الهی بمیرم چقد ذوق کرد🥺بغض گرفتم و با تموم وجود فهمیدم چی میگی عزیزم ،تو غربت نیستم اما وقتی بچه بودم بخاطر کار بابام دور بودیم از همه چقد دلمون میگرفت و منتظر تعطیلات بودیم که بریم سر بزنیم 🥺🥲

اخ از رفتن من توی غریبی بودم
متنفرم از غریبی

😢😢الهی بمیرم من چی بگم که نزدیکن وشوهرم نمیزارع بیان این بزرگترین دردجلوپنجره یکم وایمیسم گریه می کنم میام تو

۱۴۰۵/۰۵/۰۶

سوال های مرتبط