۷ پاسخ

منم دقیقااا همین حسو داشتم تو ناخوداگاهم فک میکردم نازام و دیگ امیدی به بارداری نداشتم ولی ماه پنجم اقدام مثبت شد

عزیزم با اولین قدام ک باردار میشن فقط ماله فیلماست ن تو واقیعت
نا امید نشو خدا بزرگه ب وقتش بهترینارو بهت میده عزیزم

عزیزم بنظرم بیخیال باش منم همش اینجوری بودم حس میکردم باردارم حس میکردم علائم دارم بعدش دیگه بیخیال شدم گفتم هرچی خداصلاح میدونه بعددوسه ماه که اصلافکرشم نمیکردم باردارشدم

منم همینطور فکر میکردم تا اقدام کردم حامله میشم ماه اول که اقدام کردم تا همسرم نزدیکم میشد جیغ میزدم بچم دست نزن چکار کن چکار نکن اما یه ساله چشم انتظارم

بهتره فقط اقدام کنی دیگه بهش فک نکنی. هرچی مغزت درگیر باشه بدتره .استرس ناخوداگاهت بالا میره. من دقیقا همون ماهی که یه درصدم احتمال بارداری نمیدادم حامله شدم

عزیزم کم پیش میاد ماه های اول اقدام سریع حامله بشی
تا رحم آماده بشه و .. زمان میبره نگران نباش

بهتره زیر نظر پزشک باشی چکاب بری تا سریع تر پیش بری

من ده ماه اقدامم تازه میخوام برم دکتر چقد زود ناامید شدی دوماه صبر کن برو دکتر

سوال های مرتبط

مامان پندار مامان پندار قصد بارداری
بچه ها شما قضاوت کنید لطفا
من ماه دوم اقدامم بود و یه هفته هنوز مونده بود به سیکلم ولی چون دردای رحمی داشتم بی بی چک گرفته بودم بزنم و چون خونه مامانم اینا بودم خواهرم هم بود ولی من داشتم یواشکی میبردم ، خواهرم میفهمه ب روم میاره ک میخوای بی بی چک بزنی، ما که فرصت بکن بکن نداریم!
منم حرصم درومد ک اگر فهمیده هم بروی من اورده چون دید دارم یواشکی میبرم و نمیخوام بدونه ولی بازم بروم اورد
منم هول شدم و لو دادم اقدامم نتونستم اون لحظه بهانه بیارم
ولی انقدر بدم اومد و پشیمون شدم ک فهمیدن تو اقدامم بخصوص ک این ماه منفی هم شدم
به خواهرم هم گفتم گفت من فکر میکردم صمیمی هستیم و دلیل رفتارتو نمیفهمم .
بعد الان خودش این ماه باردار شد و پرسیدم میگه اولین ماه اقدامش هم بوده
پس اگر صمیمی بودیم چرا دید من حرص میخورم نگفت خودش هم میخواد اقدام کنه؟؟
و اینکه اد زمانیکه فهمید من دارم اقدام میکنم شروع کرده اقدام کردن !!!!
من دیگه یقین کردم یه ادم حسود و مزخرفیه که حتی اقدام خودش رو با حرف اسنکه فرصت بکن بکن ندارن منکر شده و اشاره ای هم نکرده بهش ...
واقعا الان ناراحتم و نمیتونم باهاش خوب باشم