۶ پاسخ

یه هفته ۱۰روز شبا اذیتت دهه میکنه بعد عادت میکنه من یدفعه ای گرفتم چند شب اول هیچی نگفت از شب ۴به بعد خون به پا میکرد جیغ میکشید شیشه میدادم پرت میکرد روم رو پام نمیومد یه بند جیغای بنفش میکشید یه بار گفتم بهش اگه شیشه تو هم پرت کنی پیشی میاد میبره ها مثل پستون یه دفعه ساکت شد یه نگاه به من کرد یه نگاه به شیشه شیرش زود شیشه رو از من گرفت بغلش کرد خوابیده دیگه از فردا هم بهونه گرفت

سرگرمش کن بهش نده ببرمش بیرون بازی کنید باهاش که خسته بشه راحت بخواب از پستونک دیگ یادش نمیاد
من پسرم بهانه می‌گرفت میبردمش پارک خیلی بازی میکرد خسته میشد خوابش می‌برد روز سوم بهانه گرفت بهش دادم اما رب انار زدم بهش سریع انداختش بیرون تا سه روز یکم بی قرار بود بعدش یادش هم نبود ازش

ی هفته سرشو خیلی گرم کن همش ببر بیرون مهمونی خانه بازی پارک تو خونه اب بازی خوراکی اینا همش دستش بده از سرش بیوفته

من اول ازساعت ۴ بدازظهرتا ۱۲شب ندادم باهاش بازی کردم خودش یادش رفت روپاگرفتم خابید،بددیگ تصمیمم جدی شدبگیرم ازفرداش بهش ندادم باهاش بازی مبگردم چوب شوریسره تودسش بودمیخوردک دهنش بچرخه بهونه میگرفت میبردمش بیرون تا۳روزاول لج دارن بد۳روزخب میسن
من یماه میشه ک گرفتم پسرم بشدتتت بشدت وابسته غذانمیخورد
دکترچراگفته پستونکو ازبچه بگیری؟

شب بده گناه داره
روزا قایمش کن

سرش رو قیچی کن دیگه نمیخوره

سوال های مرتبط