سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۲ ماهگی
میخوام از تجربه ی زایمان خودم و این دو هفته ی اول بگم. شاید به دردتون بخوره:
اول این که من میخواستم طبیعی زایمان کنم. با این که کل دوران بارداریمو ورزش میکردم و فعال بودم، اما تا اخر ۴۰ هفته انقباض نداشتم و سر بچه نیومده بود توی حفره ی لگنم. هر دلیلی که باعث این شد، نذاشت من طبیعی زایمان کنم، ۹ ساعت درد کشیدم و دهانه ی رحمم باز شد اما اخر سزارین شدم. و الان که بهش فکر میکنم سزارین به اون سختیی که فکر میکردم نبود.
دوم این که بعد از این که بچم به دنیا اومد، بعد از دو روز من شبا ۳۰ سی سی کنار شیر خودم به بچه شیر خشک میدادم. خیلی راحت میخوابید شبا و زردی هم نگرفت بچه. اما به پروتئین گاوی حساسیت داد و صورتش ریخت بیرون و چند روز درگیر پوستش بودیم. بعدش هم شیر خشکشو عوض کردیم از ماجان به نان. نان اصلا به روده های بچم نساخت و دل درد گرفت. شربت کولیکز معجزه بود برام.
سوم راجع به لباسایی که گرفته بودم براش؛ من کلی لباس استین دار و بادی تی شرت و شلوار گرفته بودم. که انقد بچه گرماییه، یه بار شلوار پاش کردم تا صب بال بال زد بچه، کلا ۳ تا تی شرت بادیشو داره میپوشه و دوباره براش رامپر گرفتم.
مامان مانا 😍🩷 مامان مانا 😍🩷 ۱ ماهگی
سزارین پارت 3 : نی نی بردن منم در حال بخیه زدن بودن و بعد یک ساعت ریکاوری رفتم بخش ..و بنظرم پروسه عمل خیلی راحته و بچه بی دردسر دنیا میاد اما مهم ترین بخش سزارین درد های بعدشه
بی حسی پام کم کم رفت و درد عجیبه سراغم اومد واقعا درد بعد عمل زیاده و اینکه شیاف و این چیزا آرومش نمیکنه اما بازم تا صبح درد گذروندم و رسید به قسمتی که باید راه میرفتم.. سخته ترین مرحله سز اولین راه رفتن بعد عمله واقعا سخت و دردناکه که هر طور شده باید انجامش بدی اما سختیش همون قدم های اوله بعدش به دردش عادت میکنی و اینم توجه کنید با اون همه درد و سختی راه رفتن باید بچه رو هم شیر بدین خودتون جمع و جور کنید باید روحیه بالایی داشته باشین
من خودمو نزدم به استراحت با هر سختی بلند شدم و راه رفتم و بسختی دسشویی رفتم لباس هامو عوض کردم تو سالن قدم میزدم تا بگذره دیگه عوض کردن پانسمان درد نداره اصلا نگران اینم نباشید روز بعد هم مرخص شدم و اومدم خونه ... خداروشکر درد ها کم کم داره کمتر میشه و خوابیدن برام راحت تر ... من از انتخابم راضی هستم و برگردم عقب بازم سزارین میکنم حالا هر سوال دیگه ای بود در خدمتم
مامان امیرعباس مامان امیرعباس ۱۲ ماهگی
#تجربه زایمان سزارین - بیمارستان خصوصی پاستور مشهد

سلام مامانا من بچه اولمو طبیعی آوردم و دومی اورژانسی سزارین شدم
یک ماهی میشه زایمان کردم
خودم دید سختی به سزارین داشتم برا همین اول تجربمو نزاشتم خواستم دردا بگذره و تموم بشه واقعا همه چیو تجربه کنم بعد تعریف کنم ادم وقتی درد داره نمیتونه درست بگه شاید بخاطر دردی که داره اغراق کنه
من قبلا فقط زایمان طبیعی قبول داشتم سختی اطرافیانمو بعد سز دیده بودم و وقتی با خودم که طبیعی بودم مقایسه میکردم میگفتم چرا سز کنم؟ واقعا زایمان طبیعی با اپیدورال راحته ، سختی طبیعی برا درد قبلشه که با اپیدورال رفع میشه میگفتم چرا وقتی راه به این آسونی هست بزارم شکممو پاره کنن؟
بخیه طبیعی از نظر درد و سختی اصلا با بخیه سزارین قابل مقایسه نیست سز واقعا درد بخیه ش سخته
(البته برا طبیعی باید به دکترتون درخواست بدین بخیه زیبایی براتون بزنه اگرنه برا بعضیا بعدش حس‌ باز بودن دارن)
و از اونجایی که از هرچی بدت بیاد یا بترسی سرت میاد منم سز شدم تا تجربه کنم و دیگه بدون تجربه نگم سخته😂😂
مامان علی🫶🏻🥰 مامان علی🫶🏻🥰 ۱۶ ماهگی
این پستو برای کسایی میزارم که سز اختیاری رو در اولین زایمان انتخاب میکنن چون امروز یه نفر بهم گفت چرا هیچ کس نگفت سزارین اینقدر بده و سخته بعدش،پنج روزه سزارین شدم سز سومم هست ،واقعا اگه تصمیم به سه تا بچه دارید به هیچ وجه سزارین رو انتخاب نگنید ،من از سز اول بد بی هوشی بودم تا چهار روز شکمم کار نمیداد ،درد بخیه هام با شیاف کنترل میشد ،اما الان بد بی هوشی بشدت بادش زد به به شونه هام دردشدید شونه هام تا چهار روز بود ،شکمم تازه دیروز روز چهارم کار داد بعد داروها و غذاهای مختلف ، ورم پاهام هنوز نخوابیده،درد شدید از داخل تو شکم دارم محل بخیه ها اصلا با زایمان های قبلی فرق داره ،خیلی سنگین بود ،من سز اختیاری نبودم سر بچه اولم نیومد پایین مجبورشدم سز بشم خواستم بگم اگه واقعا بچه زیاد میخوایید سز رو انتخاب نکنید عوارض خیلی زیادی داره که دیر میره،از هم بدتر درد معده و تاثیر داروهای بی هوشی و بی حسی هست و یه شکم زشت افتاده که در هر بار بارداری بیشتر میشه 🥹
مامان شکوفه سیب🩷🎀 مامان شکوفه سیب🩷🎀 ۲ ماهگی
تجربه سزارین ۳
اینقدر درد داشتم که عین معتادا فقط التماس میکردم مسکن بزنن اونام میگفتن سر ساعت باید بزنیم البته همون بار اول که رفتم سرویس ی شیاف دیلوفناک دادن به سختی زدم چون شکمم درد داشت مسلط نبودم به بدنم،، ی شربت کوفتی هم دادن که شکمم کار کنه، کلی باد انداخت شکمم و ی شیاف هم دادن که شکمم کار کنه اما چون از تخت پایین امدن برام سخت بود شیاف رو نزدم چون میترسیدم اسهال بشم و از درد نتونم خودمو برسونم سرویس،
اون شبو به هر سختی بود به صبح رسوندم و تا خود صبح حتی ده دقیقه هم نخوابیدم، بچه هم به سختی شیر میخورد و تو خواب ناله میکرد، کلی میبردنش شستشو معده و ... که من کلا نمی‌فهمیدم چخبره فقط نصف شب که تو خواب نق میزد گذاشتم کنارم راحتر خوابید،
من آمدم بخش زیر سرم بالش گذاشتن و دیگه از ۹ به بعدم مینشستم به سختی
صبح شد و باز به سختی اما نه به سختی بار اول امدم پایین و رفتم سرویس ی شیاف دیلوفناک دادن گذاشتم بعد از اینک اون اثر کرد به سختی راهرو بخش رو ی دور زدم، شکمم کار نکرد اما به توصیه دوستم گفتم کار کرد چون مرخص نمیکردن، تا بالاخره ساعت یک مرخص شدم