من که تا بعد انومالی به هیشکی نگفتمفقط خودم و شوهرم میدونستیم هیشکی هم ناراحت نشد بجز خواهر شوهرم کهگفتم یا همسرمصلاح دونستیمنگیم تا خیالمون بابت سلامتی و...راحت شه بعد بگیم....بنظرمیهمسئله شخصیه و کسی نباید ناراحت شه
به نظرم همین الان بهشون بگو😅من باشم به عنوان مادر یا حتی مادرشوهر واقعا ناراحت میشم بعد ۵ ماه بخوای بگی
چه راز داری
برا من ۲۸ دی هستش
چه طاقتی
من خودمم دیر متوجه شدم همون روزی که بیبی چک مثبت شد همون روز هم آزمایش دادم و همون روز دکتر گفت برو برا سونو قلب
شوهرم ول نمیکرد می گفت بذار زنگ بزنم خبر بدم
حالا هرچی من می گفتم بابا ما خو داریم میریم خونه بهشون می گیم تا به زور راضیش کردم به جای تلفنی حضوری بگیم🥴
خونه هامون کنار همه
حالا ایول به رازداری تو ولی اونا چطور شک نکردن متوجه نشدن!
من صبح رفتم ازمایش فرداش تاجواب بیاد مامانم نمیدونست الانم میگه هی بچت خداکنه به من بره تو خیلی سفتی🤣🤣🤣🤣🤣
واییی من ۵ هفته ام بود همه میدونستن😂
مخصوصا مااااامانم
منو شما یکیم البته باتوجه به ان تیم 3/4روز بیشترم🫢
خود دکترا هم میگن تا ۳ ماه اول نگید به کسی چون امکان اینکه بچه سقط بشه خدایی نکرده و نمونه هست.من خود دکترم گفت نگو تا بعد ۳ ماه و نگفتمم،مادر شوهرم تو سفر که رفته بودیم انقدر که من بالا اوردم و داشتم میمردم فهمید چه خبره ولی بازم فقط اون فهمید به کسی نگفتم.خانواده خودمم آنومالی دادم مطمئن شدم از وضعیتش بعدش گفتم تو ۱۸ هفته
من بعد از پایان ۴ ماهگی و ورود به ۵ به هر دو طرف اعلام کردم و خداروشکر هیچ کدوم هم ناراحت نشدن و اتفاقا خیلیم خوشحال شدن . روز تولدم به جای کیک تولد ، با کیک تعیین جنسیت همه رو سورپرایز کردم و خاطره قشنگی شد.
من بی بی چکم خط انداخت ازمایش تا نداده به همه گفتیم😂😂
مادرشوهر من میگفت تاخیر که داشتی باید بهم میگفتی گفنم خودم خبر ندلشتم عجب انتطاری دارن .خودش هیچ تبریک هم نگفت سلیطه
بگو نمیدونستم باردارم امروز رفتم سنوگرافی ببینم چرا پریود نمیشم دیدم باردارم اگ پرسیدن چند ماهه بگو 3ماهو خورده ای
شکم نداشتی مگه؟
البته خودم به مامانم گفتم
سلام عزیزم من و شما هفته امو یکیه دمت گرم خیلی طاقت داشتی که نگفتی من 6هفته بودم مادرشوهرم فهمید4هفته مامانم
من ۲ ماهمه میخوام بگم استرس دارم بگن چرا نگفتی 😫
بگو خودمم تازه متوجه شدم ،اگه گفتن پریودی هات ،بگو از چند وقت نامنظم بود و نمیشدم برای همین نفهمیدم ،عزیزم لزومی نداره به همه راستش را بگی ،تو هم مرز و حدود خودت را داری ،تازه برای اینکه ناراحت نشن و احترام بزاری بهشون میگی تازه فهمیدی ،مگرنه لزومی نداره ازت توقع داشته باشند ،تمام
بگو بهشون همین الانا،ناراحت میشن
منم مادرشوهرم مخالف بود ولی خودم دوست داشتم خیلی مهربون و محترمانه گفتم ما دوست داشتیم فاصله سنیشون کم باشه
اوایلش زیاد خوشحال نشد ولی به مرور طرف من در اومد هر کس میگفت زوده میگفت تصمیم خودشونه
البته که منم میخواستم تا انتی صبر کنم اما انقدر ویار داشتم که زود فهمیدن
اما به فامیل هنوز نگفتم
چه صبرو طاقتی من دلم طاقت نمی اورد
فکر نکنم ناراحت بشن
بگو میخواستم از هر لحاظ مطمئن بشم از سلامتش بعد بهتون بگم
چه جالب تاریخ زایمانمون یکیه
چه باحال چه جوری تونستی این همه وقت بهشون نگی
همون یه غذا درست کن و با یه کیک سوپرایزشون کن
نمیدونم
بگو علائمی نداشتم تازه فهمیدم
مامانت فک نکنم ناراحت بشه
ولی مادرشوهرت نمیدونم
بگو خودم تازه متوجه شدم
من مادرم میدونه ولی نادرشوهرم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.