۱۱ پاسخ

😂😂😂😂

😂😂😂

😁😁😁

دخترمنم دندون میزد خالیش کردم

🤣🤣🤣🤣🤣🤣

چی هست

وای منم دخترم داشت با دندون با واترمت کشتی میگرفت دیگه گفتم بزار خالیش کنم ، تا دندون ندارن همچی رو میزاشتن تو دهن الان که دندکن دارن همچی روگاز میگیرن

ماله ماام سوراخ شد😄

یاخدا🤣🤣

🤣🤣🤣

🤣🤣🤣 🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان فندق🫂 مامان فندق🫂 ۱۵ ماهگی
امروووز تولد پسرمهههه😍پارسال این موقع من تو آزمایشگاه بودم چون مشکوک به دفع پروتئین بودم بعد آزمایشگاه مامانم منو زوووووری برد بیمارستان چون شب قبلش کمرمم درد میکرد و مامانم میگفت به تو باشه درد تحمل میکنی وقتی رفتیم بیمارستان گفتن سه سانت فری بازی دهانه رحمتم نرمه وقت زایمانته من ک شوکه شده بودم فقط گریه میکردم اخه ۳۸ هفتم بود و وسایلمو با خودم نبرده بودم به شوهرمم زنگ زدم بره وسایلمو بیاره باورش نمیشد میگفت تو ک صبح خوب بودی و بامن شوخی نکن و....اولش با استرس و ترس و نگرانی و... شروع شد اتاقم خصوصی بود و مامانم دنبال کارام وقتی تنها شدم ترسم بیشتر شد انقدر گریه کرده بودم فشارم افتاده بود فقط یه پرستاره بود خیلیییی مهربون بود اومد پیشم تو اتاق دستمو گرفت باهام حرف زد تا مامانم و ماماهمراهم اومدن تا آروم شدم🥺🥺
امشبم برای پسرم تو خونه میخوایم جشن بگیریم الان دلم میخواست مامانم اینجا بود کمکم میکرد ولی سرکااارههههه😫😫😫😫😫😫
مامان bachka مامان bachka ۱۶ ماهگی
امروز روزِ عجیبی بود؛ یک ماراتنِ تمام‌عیار از بی‌خوابی و خستگی

گاهی وقتا مادر بودن بقدری فرساینده میشه که ادم کم میاره درست مثل امروز که از بی‌خوابی و خستگیِ مفرط، بریده بودم. اما همیشه یک نقطه برای بازگشت باقی‌ست: خانه‌ی پدر و مادر🫀
لیلی از دیشب بیدار بود و من ساعت‌ها تو سکوتِ شب،‌روی پاهام‌تکون میدادم
.ساعت شش صبح
دیگه پاهام حس نمی‌کردم، ناخودآگاه صدام بلند شد…
اما بعد، تسلیم شدم کلی گریه کردم 🥲
همسرم پیشنهاد داد لیلی رو ببریم‌پیش مامانت و توام استراحت کن


لیلی رو به پناهگاهِ امنِ زندگی‌م یعنی خونه ‌ی مامانم بردم .

تا ساعت سه خوابیدم و وقتی بیدار شدم، با سردردی شدید اما با عطری بهشتی در فضا روبرو شدم؛ بوی غذای مورد علاقه‌ام! مامانم نه تنها واسه ما غذا پخته بود، با لبخند

گفت: نذاشتم لیلی حتی یک ثانیه گریه کنه ؛ کلی بازی کردیم.

حتی غذای لیلی رو هم آماده کرده بود تا من نگران هیچ‌ی نباشم🥲♥️

آونجا بود که با تمام وجود حس کردم معنای واقعیِ “خونه‌ی امید” چیه

مادری یعنی همین؛ یعنی وقتی دنیا روی شونه هات سنگینی می‌کنه کسی باشه که بارت رو سبک کنه و با عشق، خستگی‌ت رو به آرامش بدل کنه. 🏡♥️

خدایا، عمرم را به عمرشون گره بزن. بدونِ وجودِ مامان، من واقعاً نمی‌دونم کجا بودم چی میشدم ♥️


روحِ همه‌ی مادرانِ آسمانی شاد🕊️





پوشک فرزند پروری شیر خشک