۴ پاسخ

درکت میکنم عزیزم باتمام وجودم تک تک دل نگرانی هات رودرک میکنم وبه خوبی میدونم اطرافیان هیچکس نمیفهمه حرفات نگرانیت رو و....صبوری کن این روزامیگذره قوی باش اول بخاطرخودت دوم بخاطربچه ات که جزمادرهیچکس نمیتونه درست واونجورکه بایدازش مراقبت کنه منم انقدخودموزدم انقدگریه کردم منوانقدخانواده شوهرم توبارداری اذیتم کردن دخترمن32هفته بدنیااومدباوزن1700موقع زایمان دستش شکست دکترنادان دستش بدگرفته بودازوسط بازوشکسته بوددستش کلابرعکس شده بود چندروزتودستگاه بودهم بخاطرنارس بودنش هم دستش هرروزفیزیوتراپ میومدماساژمیداداحمق دست بچه نارس دستش ورم کرده بودکلی آخربادعوا ورضایت شخصی ازبیمارستان اوردمش خونه خودم میبردم پیش متخصص خوب هم متخصص کودکان هم ارتوپدواسه دستش بعدخانواده شوهربجای مرحم باشن نمک بودن روزخمم هی میومدن میگفتن چه ریزه دستش دیگه خوب نمیشه مشکلدارشد دخترم که هست ازاونوراونجورمیگفتن شوهرم غرمیزدباهام انگارمقصرمن بودم خودم روزچندباردستش چرب میکردم ماساژمیدادم واشک میریختم تاوقتی خوب شد انقدبلاسرم اومددخترم واکسن یکسالگی زدن تشنج کرد17روزبیمارستان بستری بودخودم روسرش بودم چه صحنه هادیدم من بی تجربه بچه اول چیشددخترم خداروشکربزرگ شدخانم شده میخوادبره کلاس سوم9سالشه ولی خودم شدم یه آدم افسرده وبی حوصله من انقدشادبودم مجردی شوهرم وخانوادش زندگیمونابودکردن هیچوقت نمیبخشمشون الان تاشوهراذیت میکنه یاحرفی میزنه بهم خودم میزنم وگریه اززندگی خستم فقط بخاطربچه هام دارم تحمل میکنم
فقط آرزوم خوشبختی بچه هام هست

موتی و اهن و بهش میدی
معمولا بچها رو به اشتها میاره

پسرمنم ازموقع دنیاامدنش اشتهاش کم بود باسرنگ شیربزورمیدادم الان غذاخیلی کم میخوره خیلی هم لاغر دیگه چه میشه کرد بعضی بچه اینجورین

گلم درکت میکنم زندگیا سخت شده بچهامونم غذا نمی‌خورند سخت تر من دکتر بچم گفت اصلا دنبال بچه برای غذا دادن نرید فقط مولتی آهن به موقع بده

سوال های مرتبط