با دعوا با هرچی که میتونی فقط نذار بیاد داخل درو تو صورتش ببند، باید به زور هم شده یه حد و مرزی براشون بذاری، الان که شوهرت همکاری نمیکنه خودت باید یه کاری بکنی، یه دعوای بزرگ راه بنداز، اخرش دیگه حساب کار دستشون میاد، چون هرچقد راه بیای اینا ادم نمیشن و پررو تر میشن بیشتر برات مزاحمت ایجاد میکنن
اگه کسی هم چیزی گفت بگو من نمیتونم هر دقیقه مهمون داری کنم ادم باید تو خونه خودش راحت باشه
ب مادرشوهرت بگو
ب درک ناراحت شد
منم باهاشون یجام.اوایل خیلی بچه هاشون میومدن منم دیگه نتونستم تحملشون کنم خیلی با آرومی و مهربونی هم به شوهرم هم به مادرشوهرم هم به جاریم گفتم دخترم میخاد بخابه باید خونه ساکت باشه یا خودم کار دارم نمیخام کسی تو دست و پام باشه دخترمم خودش بازی میکنه تنهایی رو بیشتر دوس داره الان دیگه نمیان خیییلیییی کم اونم خودم صداشون بزنم که بیان.میدونم پشت سرم حرف میزنن و کلی زر میزنن ولی واسم مهم نیست هر خونه ای حریم داره قانون داره قرار نیست چون یجاییم همش رو سر من آوار بشن منم دخترم خیلی کم میره خونه جاریم...
وضع منم همین بود
میرفتیم خرید بچه ها تو پله منتظر بودن خوراکی بدیم بهشون میوه مغزیجات خوراکی منم کاری نداشتم میومدن خونم بازی میکردن میگفتم عیب نداره آخه تنهام
گذشت دیدم اینا از خونم وسیله میدزدن بی اجازه میان وقتی نیستم
دیگه یه کله رفتم به پدر شوهرم گفتم
اونم گفت درتو قفل کن به ما چه
دیگه همون شد
اینا هم شاکی بودن دیگه بهشون سرویس نمیدیم
ولی تو روی پدر مادرشونم گفتم
اومدن در خونم در باز کردم گفتم کار دارم در نزنین
مادراشون بچه ها رو میفرستادن تو پله ها سروصدا کنن ک درو باز کنم منم از رو نرفتم
دوربین گذاشتم
کمد و کولر و یه سری وسیله تو راه پله بود اونا رو میشکوندن منم فیلم همشو به همه نشون دادم
خیلی طول کشید بعد ۱۰ سال از دستشون خلاص شدم کم نیار برین بهشون
دیگه عزیزم اینا خونه تورو خونه خودشون میدونن کلا سخت اینجور مووقع
باید تو ی کاری کنی کلاا
از خواب شیرینت بزنی تمام کارات بکنی از ۶ صبح تا ۱۰ صبح و بعد ۱۰ صبح هر روز بری خونه مادرشوهرت تا شب
ی مدت اینجور کنی دیگه نمیان خونت
یا ی مدت بعد ۱۰ صبح بری خونه مادرت که نیان خونت
بنظرم ی مرز گذاری اصولی باید بزارین
معمولا اگر اینکار رو همسرت انجام بده که خیلی عالی میشه
با احترام حرفشو بزنه
اشتباه ما اینه که تو یک ساختمون زندگی میکنیم
چند سالشه دختره؟ دوبار دعواش کن جدی ام باش اگرم گفتن چرا دعواش کردی بگو اذیت میکنه نمی زاره بچم بخوابه منم کار دارم. وقتی ام خواست بیاد خونتون بگو من میام پایین سریع بچه رو بردار برو پایین
درو باز نکن قفل کن ی چند روز این طوری کنی دیگ نمیاد
خواهر منم این شرایط رو داشت
شوهرش همکاری نمیکرد
رفته به مادرشوهرش گفته من شورتم وسط اتاقه چرا باید بچه جاری بی اجازه بیاد داخل؟
اونا دربشون قفلم نداره تازه
این شد که دیگه نذاشتن بیاد
اگه شوهرت پشتته از طریق اون عمل کن
بگو اون بگه
خواب بچه ت رو بهونه بکن بگو وقتی میان بی خواب میشه
دفعه اولش سخته هاااا ولی رفته رفته شرشون کم میشه
وای چجوری تحمل میکنین!😵💫من حوصله خودمو ندارم اکثر وقتا چه برسه یکی دیگه
تا خودت نخوای کسی نمتونه کمکت کنه تنها راش اینه راهش ندی تو همین
دقیقا من این قضیه رو با دختر خواهرم دارم
هم دردیم خواهر منم تو یه ساختمونم بچه ها که میان یکسره خونه مان😑تازه میگی هم برو نمیرن
بنظرم ی چند بار در زد درو باز کن بگو خواب بودم یا حموم بودم بهونه بیار
چرا همش باید بیاد اونجا
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.