۴ پاسخ

عزیزم اولویت بچته من بودم خرخرشو میجوییدم اصلا نگران ناراحتی کسی نباش یه جوری بساز همه رو که اخرین بار باشه چنین چیزی اتفاق بیفته اگر ازت ناراحت شدن اصلا تورو نخوان تو جمعشون مهم بچته عزیزم ینی چی گوششو گاز گرفته مگه مریضه ؟ اینجور ادما امن نیستن واقعا نگران باش بنظرم

نه کار خوبی کردی که گفتی هیچم پشیمون نباش از حرفت ،یعنی چی مرد گنده بچه رو گاز گرفته

من جات باشم سری بعدی به روشم میارم...
هیچوقتم حتی یه لحظه بچمو باهاش تنها نمیذارم😐
ینی چی که مرد گنده گاز گرفته بچرو😒
اگرم همیشه کارش اینه بچه هارو اذیت کنه اشتباه از خودت بوده که باهاش برخورد نکردی روش باز شده.
باید حد و مرز بدونه

ن خیلی کار خوبی کردی گفتی
الان گازه فردا یچیز دیگه

سوال های مرتبط

مامان محمد مهدی مامان محمد مهدی ۳ سالگی
سلام مامانا و دوستای خوبم
من از دیروز بعد ازظهر پسرمو ازشیر گرفتم
متأسفانه خیلی ناراحت شد طوری که دو سه ساعت اول اصلا نمیخندید
انگار مثل آدم بزرگا واقعا شکست عشقی خورده
بعد که خوابوندمش با گوشی نگاه کردن خوابید
بعد بیدار شد بردمش پارک یه کم حال و هواش عوض شد
ولی هر یه ساعت یه بار میومد میگفت باز کن ببینم
چون با باند نواری سفید لاک قرمز زدم با چسب پانسمان چسبوندم
بهش گفتم اوف شده 😥
قربونش برم بچه ام خیلی اذیت شد فک میکنه خوب شده هی میاد میگه بازش کن نگاه میکنه منم میگم اوف شده
تا اینکه شب خواستم بخوابونم با هزار مصیبت با دیدن پستهای
ماشین بازی و بچگونه تو اینیستا خوابش برد
شب هم چند بار بیدار شد ولی اصلا اسمشو نیاورد فقط نق میزد
خلاصه خیلی سخته قبلا هم یادمه دخترامو از شیر گرفتنی
خیلی ناراحت بودم و عذاب وجدان داشتم🥺
حالا این قضیه بکنار سینه هام از امروز صبح سفت شدن
درد میکنه نمیدونم چیکار کنم که زود خوب بشه هرکی تجربه ای داره
ممنون میشم بگه 🙏❤️
مامان جوجه و🤰🏻 مامان جوجه و🤰🏻 ۱ سالگی
مادر شوهر و پدر شوهرم به شوهرم خیلی وابسته اند شوهرمم خیلی وابسته شونه ... یعنی هرروز برا شوهرم زنگ میزنن تقریبا هروز میره خونشون . اگه یه روز نره بشه دو روز زنگ میزنن میگن چرا نمایی ؟
خوب من میگم شوهرم اینجوری اشکال نداره ولی حالا همسرم اگه موقع دوباره حامله شدم هر وقت میره با خودش میبره پسرمم وابسته شده من نمیخوام وابسته شه مثل شوهرم 🥺
با خانواده خودم هم رفت امد میکنیم ولی اینجوری نیست هر روز بریم ...
به غیر شوهر دو تا پسر دیگه و دوتا دختر دارن اوناهم بچع دارن ) ولی این وابستگی فقط برای شوهر منه
مادر شوهر و پدر شوهرم ادمای خوبینااااا فقط من دوست ندارم پسرم وابسته شه که هر دقیقع زنگ بزنن بگن بیار خونمون ....
و طبق تاپیک قبل خیلی برا ی گربه تو خونه شونه و اصلا رعایت نمی کنن برا پسرم نگرانم ...
چه طور به شوهرم بگم نمیخوام پسرم وابسته بشه مثل تو چژور بگم کمتر ببر ...امروز هی گفتم نه تو برو بیاااا ما خونه میمونیم .... چند بار گفتم ولی گفت پسرم بریم خونه عزیز جون و ماشین سواری پسرم دنبالش گریه میکرد بازم رفتن .. دیروز اونجا بودیم😬😬😬😬
من نمیدونم زیاد حساس شدم یا حس میکنم پسرم داره ازم دور میشه .. 😭
شاید خیلی خود خواهم که میخوام وابسته خودم باشه ...

شاید مادر شوهر چیزی نگه ولی از این که پسرم همش اونجاست میترسم یه وقت خواهر شوهرام چیزی بگن نمیدونم دیگه چه کنم )