۱۳ پاسخ

اجازه نده چطور میشه شما به عنوان مادر بگی نه نمیشه بعد بچه رو ببرن حتما خیلی سفت و سخت نمی‌گیری که جدیت نمی‌گیرن دیگه
چطوری از پس یه پسر 10 ساله بر نیومدی بچتو بغل بگیر بگو نمیشه ناهار نخورده بعدم الان وقت بیرون رفتن نیست یا نمی‌خوام بدون خودم جایی بره و فلان البته اگر برات مهمه تا مادری نخواد و محکم باشه هیچکس نمیتونه بچه رو بدون اجازه ی مادر جایی ببره

ول کن بزا ببرن یکم بع خودت برس برو‌دوش‌بگیر اسکراب کن ماسک صورت بزار شل بگیر لذت ببر

خوب بزار ببرنش چی میشه مگه غذاشو تو ظرف کن بده بهشون بگو غذاشو نخورده بهش بدید بخورند.مال منم عمه اش میاد می‌بره کیف میکنم😂😂قشنگ بهش میرسن غذاش میدن میخوره تو کیفش لباس پوشاک میزارم میره اونجا ......عشق حال😂😂😂

لابد دوسش دارن ک ب زور میبرنش دستشون درد نکنه
ولی بهش بگو قبلش بهم خبر بده لباس بچه رو عوض کنم یه چیزی بدم بخوره گشنه نمونه

نده ، واقعا زورت ب بچه ده ساله نرسید؟

ببین چون تو یک جا هستی با اینا

پیش میاد این چیزها
فقط اینبار بگو از صب پاشده مریضه تب داره میخام بخابونمش پوشکشم کثیف کرده شما برید
ببین جوری نیستی درو قفل کنی بعد بگی بچه خواب بود ؟؟
من یکحام با اینا اما درو قفل میکنم هر چی درمیزنن درو باز نمیکنم بعد میگم خواب بودیم

تسهیلات ۲۰۰ و ۳۰۰ ملیون تومانی واریز فوری

تصویر

زبون خوش و ناخوش نمیخواد
بگو دوست ندارم دخترم بدون من جایی بره والسلام

قاطع بایست وبگونه من اجازه نمیدم ک بیادش

بگو نمیشه ببرید بد عادت میشه چند بار ک نزاری دیگ بدون اجازه نمیتونن ببرن
ب همسرتم بگو ک بچه اینطوری بد عادت میشه هله هوله هم بخوره دیگ غذا نمیخوره وزن نمیگیره

نباید بزاری ببرنش وقت و بی وقت
من مادرم اینا چندتا کوچه باهامون فاصله دارن ولی اصلا وقت و بی وقت نمیان پسرمو ببرن چون اینجوری بچه دو‌تربیته میشه

با جدیت بگو نمیشه ببرین
اصلا تنها نذار بره دیگه

وا😐😐😐😐😐😐😐😐

سوال های مرتبط

مامان ❤️ الینا ❤️ مامان ❤️ الینا ❤️ ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز
امشب یه چیزی رو میخوام براتون تعریف کنم لطفا نظر خودتون رو برام بگید
چند روز شد دخترم همش بالا میاورد و اسهال هم بود دو بار دکتر بردم امروز بعد از ظهر تبش زیاد شده بود همه همسایه ها گفتن ببرش پیش تولگیر یعنی آنقدر گفتن که من هم آماده شدم بردم
اون خانم تولگیر دستش را زیر گلوی دخترم گرفت مثل اینکه میخواست خفه کنه بعد از دهنش یه چیزی رو فوت کرد به کف دستش و گفت بیا از گلوی بچه در آوردم در حالیکه من با دو چشم خود دیدم از دعن خودش نف کرد .
حالا من بهش گفتم اینو از دهن خودت در آوردی خانمه ناراحت شد و گفت تو پنجاه ساله کاسبی منو خراب میکنی و خیلی حرف های دیگه
ولی من میگم اگه از دهن دخترم در آورد چرا دهن خودشو نزدیک کرد و فوت کرد
بعدش وقت سر بالا باشه چطوری از گلو چیزی می‌پرد بیرون؟
و چیزی که درآورد خیار بود با یه تکه سیب دخترم یه هفته س سیب نخورده و خودمان هم تقریبا یه ماهه که خیار نداشتم.
خيلی سوالات به ذهنم ایجاد شده کلا هنگ کردم
لطفا بگید چجوریه؟