۱۲ پاسخ

چون بچه وابسته کسی میشه ک براش وقت بزاره باهاش بازی کنه بچهای مابزرگ بشن هیچ کدوم از غذاهایی ک درس کردیم براشون یا همیشه لباسو پوشک تمیز تنشون کردیم رو یادشون نمیاد چون مااینقد وقت میزاریم بچه تو آسایش باشه کم کسری نداشته باشه وقت اینو نداریم بشینیم با بچه بازی کنیم وقت بگذرونیم براهمینه باباها تو خونه بیکارن همش کنار بچه هستن بچه دلبسته بابا میشه..خلاصه تنها چیزی ک سهم یه مادره .یه جسم داغون فکر مشغول جسم خستس دیگه هیچی..مازنا الکی دلمون ب نام مادربودن خوش کردیم که کمبودامون ب چشم نیاد یااگه هم امد بگیم خوب مادریم مجبوریم
مادربودن فقد بخاطر حمالی نگهداری بچه مقدس شده ک ما زنا دلمون بهش خوش باشه
وگرنه یه مادر جز درد زایمان نه ماه بارداری چندین سال تر خشک کردن بچه هیچ سهم دیگه ای از بچه نداره

عزیزم پسرمنم همینه خیلی اضطراب جدایی ازمنو نداره گاهی هم یکم دلخورمیشم اما میگم هم برای خودش بهتره هم برای من
اتفاقا پشت سرباباش گریه میکنه چون میبره میگردونتش ولی من همش کارایی میکنم که اون دوست نداره مثلا بینیش روتمیز میکنم لباساش عوض میکنم پاش میشورم ودارو بهش میدم و...اصلا اینکارا رودوست نداره ولی باباش ومامان منو خیلی دوست داره چون اینکارا باهاش نمیکنن . بزرگتر که بشن قدر مامان رو بیشترمیدونن
الان هم راحت ترن گریه نمیکنن برای ما و ماهم به کارامون میرسیم اخه بچه واقعا کاراش زیاده

عزیزم بچه من پاره مون کرده
باهم میریم دستشویی
لب سینک از پام گرفته حالت التماس خودشو میماله بهم
ولکن بابا

بستگی داره، احتمالا وقتی میره هیچ نیازی به تو نداره، مثلا دختر من بعضی وقتا بدون من جایی نمیره منو گهواره برای خواب ،امنیت و شیر میبینه، اما نیاز به ددر داشته باشه اصلا منو آدم حساب نمیکنه بای بای هم میکنه رفتنی، بعد از صبح تا شب با منه شوهرم اصلا نیست اما تا میاد اونو میبنه کلا دیگه بغل من نمیاد

بابا خوبه که
یکم برا خودت وقت میگذرونی
دغدغت رو درک میکنم ولی مطمئن باش اون تو دنیا تو رو بیشتر از هر کسی دوست داره چون نزدیکترین فرد بهشی

برو خدارو شکر کن پسر من ا کنارش جم بخورم اینقدر گریه میکنه یه دست شویی نمی تونم برم تا من هستم کاری به من نداره بازی میکنه همین که بلند شدم از جام شروع میکنه به جیغ زدن

و منی ک با اینکه با مادرم و خواهرم و پدرم ب شدت خوبه ولی بازم انقدر ب من وابستس ک یکی دو ساعت پیش اینا باشه دیگه کلافه میشه و دائم بهونه میگیره
ی دستشویی نمیتونم با ارامش برم میاد پشت در میشینه در میزنه
نمیتونم برم حیاط ی لباس پهن کنم
تا اشپزخونه غذا میخوام درست کنم بهم چسبیده مثل کوالا😂
حتی باباش پیشش باشه ده دقیقه پیشش میمونه بعد بهونه منو میگیره

خسته نشدی از خدمات ۲۴ ساعته؟ بابا بزار دو ساعت با باباش بره تو استراحت کن حالت خوبه واقعا؟این حدم وابستگی به بچه اصلا خوب نیست از الان خودتو کنترل کن بعدا به مشکل میخوری

وااای خیلی بد دعا کن که اینطور نیست.

نه اینطور نیست دختر منم شوهرم می‌بره بیرون بهم وابستگی نشون نمی‌ده موقع که صداش میزنم نمیاد ولی هرچی باشه مادرشیم یه ساعت یا بعداز دو ساعت بهونه میگیره دخترم وقتی جای میرم میام خونه خودم نشون نمیدم صداش میزنم آنقدر ذوق می‌کنه ماما میگه

😐😑😐😐😐😑 سارا جون حالت خوبه؟!
میدونی اضطراب جدایی چه مرضیه؟ میدونی قراره صبح تا شب گریه کنی و طلب مرگ کنی؟
خدا بهت لطف کرده داری کفر میگی؟
بخاطر مادر شوهرت؟ ودف

ایییی عزیزم
دقیقا برعکس دختره من ، از کنارش جم نمیتونم بخورم
بعضی وقتا که تنهایی سرگرمه باز میکنه
یهو تز کنارش که رد میشم گریه رو شروع میکنه 🥲💔
اتفاقاً دلم میخواست بچه آرومی باشه گریه نکنه
جایی برم بتونم راحت بسپارمش به مادر شوهرم ، ولی اصلأ نمیتونم
یه دقیقه هم بدون من طاقت نمیارم دخترم

سوال های مرتبط