۶ پاسخ

دکتر که ازت نمیپرسه گلم موقع بستری میکنن ازت میپرسند مریضی خواستی نداری اون موقع بهشون میگیم و اینکه دفترچه بهداشتت رو چک میکنم شاید مشکل یه چیز دیگه بوده چون منم تیروئید داشتم همون موقع بستری پرسیدن گفتم بی حسی هم خوب جواب داد

من یه تیروئید کم کار بسیار مزخرف دارم(هاشیموتو). ولی سر زایمان اولم هیچکس صحبت از تیروئید من و بالا بردن دوز بی حسی نکرد. منم خداییش در حین سزارین هیچ دردی نداشتم و همه چیز عادی سپری شد

ببین من از لحظه اول عمی جیغ کشیدم تا لحظه ورودم ب بخش

منم داشتم ولی فک نکنم گفتم اصلا

ای خدا منم تیروئیدم کم کاره 🤦🏽‍♀️

یادم باشه بگم بهشون پس

سوال های مرتبط

مامان ریحان و نی نی مامان ریحان و نی نی روزهای ابتدایی تولد
آخرش طاقت نیاوردم گفتم اپیدورال میخام
تا زنگ زدن دکتر بیاد و اپیدورال انجام بده ده دقه ای طول کشید دیگه دردام ب اوجش رسیده بود ولی دهانه رحم همچنان روی چهارسانت و پنج سانت بود
دکتر اپیدورال خیلی بیشور بود اصلا ازش راضی نبودم من تمام بدنم درد بود میلرزیدم صبر نکرد لرزش بدنم متوقف بشه تو فاصله بین دردا تزریق کنه همینجوری زد فقط( شاید برا همون بود ک احساس میکنم اصلا خوب سر نشدم دردم کم شد مثلا از ده شد چهار ولی باز حس داشتم مخصوصا موقعی ک دنیا اومد و موقع بخیه)
خلاصه اپیدورال زد و سریع فول شدم و چند دقه بعد دنیا اومد بچم ولی برخلاف همه سونوها سه کیلو بیشتر نبود بچم.
بچمو گذاشتن رو سینم و ماما شروع کرد بخیه زدن هی گفتم بخدا من حس دارم سوزنو میزنی حس میکنم میگفتن تو اپیدورال شدی چجوری حس داری
بخدا همه بخیه ها رو حس کردم مخصوصا لایه آخر روی پوست خیلی درد داشت ولی باز من با خودم فکر میکردم دردش از درد چند ساعت پیش ک کمتره تحمل کن تموم میشه
و تموم شد و با بچم رفتیم ریکاوری.
اما جای بخیه هام همونجا تو بیمارستان ورم داشت تا هنوزم ورم داره گفتن طبیعیه خوب میشه و منتظرم ببینم کی خوب میشه
مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو روزهای ابتدایی تولد
زایمان طبیعی پارت ۳
ساعت ۷شب بود ک ۶سانت بودم و اپیدورال اثر کرده بود دردام اینقد کم بود ک اذیت نمیشدم موقع انقباض ها حالت سجده بودم و نفس عمیق میکشیدم زور میزدم حالت دسشویی ایرانی مینشستم و زور میزدم خیلی خوب بود و پیشرفت خوبی داشتم بنظرم...
همچنان امپول فشار هم وصل بود بهم.. یهویی کیسه ابم پاره شد قبلش هیچ ترشحی نداشتم
ساعت ۸و نیم شد و هی معاینه میکرد مامای شیفت ۸سانت بودم و در حال زور زدن بهم گفت تا ۹ونیم باید زایمان کنی و گرنه اذیت میشی و تلاش کن
ساعت ۹معاینه کردن و گفتن ک موهای بچه رو میبینن زنگ زدن دکترم بیاد
و من میتونستم زود تر از اینا زایمان کنم فقط استرس داشتم ک زور بزنم بچه بیاد دکترم نرسع🙄😑😂
ساعت ۹و رب منو بردن رو تخت زایمان و دکترم رسید شروع کردم زور زدن تا ۹ونیم داشتم زور میزدم و دردام قابل تحمل بود با اپیدورال و جیغ نمیزدم 🤭
چند تا زور محکم زدم ک سر بچه اومد بیرون ک شکمم فشار میدادن محکم و این قسمتش واقعا دردناک بود
یه زور. محکم دیگه زدم ک بچه رو گزاشتن رو سینم بهترین حس دنیا بود یه حس سبکی داشتم شکمم خالی شد اصلا دیگه هیچ دردی نداشتم خیلی راحت شدم...
بعدش شکمم اروم ماساژ دادن گفتم در اوردن و شروع درد دکترم بخیه زدن گفت ۴تا بخیع داخلی و ۵تا بیرونی اصلا موقع بخیه زدن هم درد نداشتم بخاطر اپیدورال...
و خداروشکر زایمان خوبی داشتم راضی بودم اگع اپیدورال نمیگرفتم اصلا نمیتونستم و شاید از درد میمردم
یه لحضه ساعت۸و۴۰دقیقع بود ک اثر اپیدورال از این رفت و یه دردای وحشتناکی میگرفت ک از درد ملافه تخت فشار میدادم و تخت ناخن میکشیدم اینقد وحشتناک بود ک سریع دوباره اپیدورال تزریق کردن ۵دقیقع بعد اثرکرد و تونستم ادامه بدم...
ادامه پارت بعدی..
مامان اوین مامان اوین ۱۲ ماهگی
پارت دوم زایمان طبیعی
رفتم روی تخت که بخوابم سرم سنگین بود فکر میکردم طولانیه اما به 10دقیقه نکشید ک مثل روال قبل شدم و بلندشدم شروع ب ورزش کردن. کردم و ماما هر نیم ساعت ی بار میومد معاینه میکرد چ من هیچی حس نمی‌کردم ک داره منو معاینه می‌کنه و اصلا درد نداشتم بجز معاینه دوم ک قبل بیحسی اپیدورال بود واااای نگم نگم از دردش ک چقدر وحشت ناک بود اون لحظه کلا از زایمان طبیعی ناامید شدم و فکر میکردم قرار همین دردا ادامه دار باشه اما خداروشکر با اپیدورال همه دردا تموم شد و من شدم 7ی۸سانت که کم کم انقباض هارو حس میکردم و دارو اپیدورال داشت تموم میشد که دکتر بیهوشی اومد و از پرسید هروقت درد داشتی بگو ک من اپیدورال تو برات شارژ کنم و منم چون دردارو داشتم حس میکردم گفتم درباره برام. بزنن و دوباره ورزش هارو شروع کردم گربه ای اسکات اردکی انجام میدادم و استرسم نسبت ب چند ساعت اول خیییلی کم شد و ساعت شد 2نیم 3ظهر ک ماما معاینه کرد و گفت ک هروقت احساس فشار کردم زور بزنم تا فول شم منم انجام دادم و فول شدم
مامان برسام مامان برسام ۲ ماهگی